X
تبلیغات
مركزآموزشي نيايش قوچان
 

بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های اجتماعی بر عزت‌نفس دانش‌آموزان نابینا

 

 دکتر احمدبه‌پژوه
دانشیار دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران


مهدی خانجانی
کارشناس ارشد روان‌شناسی و آموزش کودکان استثنایی


محمود حیدری
عضو هیات علمی دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی


دکتر محسن شکوهی‌یکتا
استادیار دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

 چکیده
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های اجتماعی بر عزت‌نفس دانش‌آموزان پسر نابینا طراحی شده است. به همین منظور، 38 دانش‌آموز پسر نابینای دوره‌ راهنمایی به صورت نمونه‌گیری هدف‌دار انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل فهرست بررسی ارزیابی مهارت‌های اجتماعی کودکان متسون و همکاران (1983) و پرسشنامه عزت‌نفس کوپر اسمیت (1967) بود. طرح پژوهش حاضر از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه است. برنامه آموزش مهارت‌های اجتماعی در طول هشت جلسه 90 دقیقه‌ای، هفته‌ای دو جلسه به مدت یک ماه بر روی گروه آزمایشی اجرا گردید. در حالی که در طی این مدت، گروه گواه برنامه عادی روزانه خود را دنبال می‌کرد. پس از اجرای برنامه آموزشی، مجدداً هر دو آزمون بر روی هر دو گروه اجرا گردید.
فرضیه‌های این پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل، نشان داد که آموزش مهارت‌های اجتماعی بر بهبود عزت‌نفس دانش‌آموزان پسر نابینا، در گروه آزمایشی به طور معناداری موثر بوده است. این یافته‌ها، بیانگر این است که اجرای برنامه آموزش مهارت‌های اجتماعی به دانش‌آموزان نابینای گروه آزمایشی، کمک کرده است تا در تعامل با همسالان خود، با عزت‌نفس بالایی رفتار کنند.
کلید واژه‌ها: دانش‌آموزان نابینا، مهارت‌های اجتماعی، عزت‌نفس

مقدمه
اجتماعی شدن فرایندی است که در آن هنجارها، مهارت‌ها، انگیزه‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای فرد شکل می‌گیرد تا ایفای نقش کنونی یا آتی او در جامعه مناسب و مطلوب شناخته شود. در این فرایند، اکتساب و به کارگیری مهارت‌های اجتماعی و چگونگی برقراری ارتباط و تعامل با دیگران، یکی از مولفه‌های اصلی رشد اجتماعی بخصوص در بین کودکان و نوجوانان محسوب می‌شود. بنا به تعریف، مهارت‌های اجتماعی به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می‌شود، رفتارهایی که شخص می‌تواند با دیگران به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ‌های مثبت و پرهیز از پاسخ‌های منفی بینجامد (کارتلج و میلبرن، 1985، ترجمه نظری‌نژاد، 1369).
در این راستا، رفتار اجتماعی بر تمامی جنبه‌های زندگی کودکان و نوجوانان سایه می‌افکند و بر سلامت روانی، سازگاری و شادکامی بعدی آن‌ها تاثیر می‌گذارد. توانایی فرد از نظر کنار آمدن با دیگران و انجام رفتارهای اجتماعی مطلوب، میزان محبوبیت او را میان همسالان و نزد معلمان، والدین و دیگر بزرگسالان مشخص می‌کند. میزان توانایی فرد در مهارت‌های اجتماعی به طور مستقیم به رشد اجتماعی فرد و کمیت و کیفیت رفتارهای اجتماعی مطلوبی که از خود نشان می‌دهد، مربوط می‌شود (متسون و اولندیک، 1988، ترجمه به‌پژوه، 1384).
اهمیت مهارت‌های اجتماعی به عنوان مهم‌ترین عامل اجتماعی شدن و سازگاری اجتماعی را هیچگاه نمی‌توان از نظر دور داشت و بی‌شک توجه به هوش اجتماعی، رشد اجتماعی و تربیت اجتماعی در کنار دیگر ابعاد رشد و حیطه‌های تعلیم و تربیت، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. در چشم‌انداز کنونی، در حوزه آموزش مهارت‌های اجتماعی، رویدادهای فراوانی رخ داده، پژوهش‌های بی‌شماری صورت گرفته، روش‌های آموزشی و درمانی جدیدی مطرح گردیده و افق‌های روشن‌تری آشکار شده است. تمامی این حرکت‌ها و شناخت‌های روز افزون به انسان کمک می‌کند تا به کمیت و کیفیت زندگی اجتماعی خود و دیگران غنای بیشتری ببخشد و بخصوص، به کودکان با نیازهای ویژه و سازگاری اجتماعی آنان نگاه انسان دوستانه‌تر و پویاتری داشته باشد (متسون و اولندیک، 1988، ترجمه به‌پژوه، 1384).
دانش‌آموزی که مهارت‌های اجتماعی لازم را کسب کرده است، دانش‌آموزی است که می‌تواند به خوبی با محیطش سازش کند و یا این‌که می‌تواند از طریق برقرار کردن ارتباط با دیگران از موقعیت‌های تعارض‌آمیز کلامی و فیزیکی اجتناب کند. این گونه دانش‌آموزان، رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که منجر به پیامدهای مثبت روانی-اجتماعی، نظیر پذیرش توسط همسالان و رابطه موثر با دیگران می‌شود. از سوی دیگر، کسانی که مهارت‌های اجتماعی لازم را کسب نکرده‌اند، اغلب به اختلال‌های رفتاری مبتلا می‌شوند، از طرف همسالان پذیرفته نمی‌شوند، در میان همسالان و بزرگسالان محبوب نیستند و با معلم و یا سایر افراد حرفه‌ای به‌خوبی کنار نمی‌آیند.
بدون تردید دانش‌آموزان استثنایی نیز، کم و بیش دارای نارسایی‌هایی در زمینه مهارت‌های اجتماعی هستند و این گونه نارسایی‌ها، پیش‌بینی کننده انواع مختلفی از مشکلات عاطفی، شخصیتی، سازگاری و تحصیلی کوتاه مدت و دراز مدت می‌باشد (گرشام و همکاران، 2001). از این رو، متسون و اولندیک(1988، ترجمه به‌پژوه، 1384) گزارش کرده‌اند که 90 تا 98 درصد ازدانش‌آموزان شاغل به تحصیل در کلاس‌های ویژه، مشکلات بین شخصی دارند و این حقیقتی است که به دلیل وجود مشکلات عاطفی و تحصیلی بر وخامت بیشتر موقعیت می‌افزاید.
دانش‌آموزان نابینا نیز به عنوان بخشی از جامعه افراد استثنایی از این قاعده مستثنی نیستند و گاهی در اکتساب و به کارگیری مهارت‌های اجتماعی دچار مشکل هستند. از آنجایی که دانش‌آموزان نابینا در اکتساب رفتارهای اجتماعی از طریق نشانه‌های بینایی، سرمشق‌گیری، حالت‌های چهره‌ای، ارتباط از طریق نگاه، دریافت بازخورد و همچنین توانایی در تعیین محل افراد، مشکل دارند، ممکن است مهارت‌های اجتماعی را به خوبی کسب نکرده باشند و به طور کامل در آنان رشد نیافته باشد (مک کاسپی، 1996). پژوهش‌های انجام شده توسط بایرشات (1991)، ولف وساکس (1997)، واگنر (2004) و نورا و ساندرا (2005) نشان داده است که افراد نابینا از نظر مهارت‌های اجتماعی با کاستی‌ها و نارسایی‌هایی روبه رو هستند. از این رو، اکثر پژوهشگران بر اهمیت آموزش، اکتساب و به کارگیری مهارت‌های اجتماعی به منظور رشد و سازگاری اجتماعی افراد نابینا تاکید کرده‌اند.
یکی از مولفه‌هایی که ارتباط مستقیم و دوسویه‌ای با رشد مهارت‌های اجتماعی دارد، عزت‌نفس می‌باشد. عزت‌نفس از نگاه کوپراسمیت، (1967) عبارت است از ارزشیابی فرد درباره خود و یا قضاوت‌های شخص در مورد ارزش خود. برای یک فرد آسیب دیده بینایی، کفایت اجتماعی و مهارت‌های اجتماعی مناسب، یک عامل کلیدی برای مفهوم خود مثبت، عزت‌نفس بالاتر، رفتارهای مثبت و ابراز خود بیشتر و توانایی در پذیرش ناتوانی به عنوان بخشی از وجود خود است. انزوای اجتماعی و فقدان حمایت اجتماعی کافی میان نوجوانان با آسیب بینایی ممکن است موجب عزت‌نفس پایین آنان شود (ککلیس و ساکس، 1992، ولف و ساکس، 1997، روزنبلام2000، واگنر، 2004).
کف (1997) داده‌های جمع‌آوری شده از 316 نوجوان با آسیب‌بینایی (نابینا، آسیب بینایی شدید و آسیب بینایی نیمه شدید) 14 تا 24 ساله هلندی را مورد بررسی قرار داد. پژوهش وی بر توانایی نوجوانان در برقراری و حفظ روابط، ایجاد شبکه‌های اجتماعی و منابع حمایت اجتماعی و عاطفی تمرکز داشت. نتایج پژوهش وی نشان داد که نوجوانان آسیب دیده بینایی شبکه‌های اجتماعی کوچک‌تری نسبت به همسالان بینای خود تشکیل داده بودند.
مک‌گاها و فاران (2001) با اجرای یک تحقیق کیفی روی تعامل اجتماعی 112 کودک با آسیب‌بینایی (کودکان نابینا و کم‌بینا) نشان دادند که این کودکان مشکلات فراوانی در روابط متقابل با دیگران، به ویژه با همسالان خود دارند. همچنین آنان وجود نقایصی در رشد مهارت‌های اجتماعی این گونه کودکان را نیز گزارش کرده‌اند.
هاره و آرو (2000) در پژوهشی با عنوان بررسی وضعیت بهزیستی روان‌شناختی نوجوانان که بر روی 115 نوجوان دختر و پسر با آسیب بینایی و 44 نوجوان با شرایط مزمن و 607 نوجوان عادی که با استفاده از پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ و مقیاس افسردگی بک در کشور فنلاند انجام شده بود، نشان دادند، نوجوانان با آسیب بینایی، به ویژه آن‌هایی که نابینا بودند نسبت به هر دو گروه مشکلات بیشتری در روابط فردی و تعاملات اجتماعی با دوستان خود داشتند. ولی در زمینه بهزیستی روان‌شناختی، مشکلات کمتری از نوجوانان با شرایط مزمن نشان دادند.
کف( 2002) در بررسی سازگاری روانی- اجتماعی نوجوانان نابینا گزارش کرده است که مشکلات رفتاری، به ویژه مشکلات اجتماعی نوجوانان نابینا، به عزت‌نفس پایین، مفهوم خود منفی و مهارت‌های اجتماعی ضعیف درآنان مربوط است و این که آموزش مهارت‌های اجتماعی منجر به افزایش بهداشت روانی و اعتلای سطح عزت‌نفس در این افراد می‌شود.
در مورد دانش‌آموزان نابینا ویا دانش‌آموزانی که نیازمند آموزش‌های ویژه‌اند، وجود عزت‌نفس بالا، از اهمیت زیادی برخوردار است. در مقابل، وجود عزت نفس پایین، موجب می‌شود این گونه دانش‌آموزان هم سن و سال عادی و نابینای خود احساس ضعف و حقارت کنند و منجر به این شود که آنان روز به روز منزوی‌تر شوند و مشکلات سازگاری و عاطفی آنان بیشتر شود (ساکس و ولف، 2006)
واگنر (2004) بر این اعتقاداست که با آموزش مهارت‌های اجتماعی به دانش‌آموزان نابینا، کاهش وسیعی در رفتارهای پرخاشگرانه و ناسازگارانه آنان ایجاد می‌شود. همچنین با افزایش بازخوردها و تقویت کننده‌ها و ارائه فرصت‌های تعاملی بیشتر به این افراد، نه فقط منجر به افزایش کفایت اجتماعی، مفهوم خود مثبت و عزت‌نفس در آنان می‌شود، بلکه به پیشرفت تحصیلی در آنان نیز منجر خواهد شد. ساکس و ولف(2006) هدف از آموزش مهارت‌های اجتماعی را فراهم کردن اطلاعات و مهارت‌های مورد نیاز برای نوجوانان نابینا و آسیب‌دیده بینایی به طریقی که آنها در موقعیت‌های اجتماعی احساس دلگرمی و راحتی داشته باشند، می‌دانند.
در سال‌های اخیر در برخی از پژوهش‌ها، به طور کل به تاثیر برنامه‌های آموزش مهارت‌های اجتماعی در دانش‌آموزان با ناتوانی و معلول اشاره شده است (گرشام و همکاران، 2001، مک‌کاسپی، 1996). بررسی پژوهش‌های موجود نشان می‌دهد که تا کنون در ایران پژوهش‌های اندکی درباره تاثیر آموزش مهارت‌های اجتماعی بر عزت‌نفس دانش‌آموزان نابینا صورت گرفته و این حوزه مورد غفلت واقع شده است. شایان ذکر است که اجرای این گونه تحقیقات از اهمیت خاصی برخوردار است و نتایج به دست آمده می‌تواند راهکارها و شیوه‌های آموزش درست را به روان‌شناسان، مشاوران، و دست‌اندرکاران آموزش و پرورش ارائه کند. از این رو، با توجه به وجود تعداد بسیار زیادی از کودکان ونوجوانانی که از عزت‌نفس پایین رنج می‌برند و با توجه به اهمیت بسیار زیاد مهارت‌های اجتماعی در ارتباطات و تعاملات بین فردی و ارتقای عزت‌نفس دانش‌آموزان نابینا، پژوهش حاضر به منظور پاسخ گویی به سوال زیر طراحی شد: آیا اجرای برنامه آموزش مهارت‌های اجتماعی بر میزان عزت‌نفس دانش‌آموزان نابینا موثر است؟

روش
جامعه آماری: نمونه روش نمونه‌گیری
طرح پژوهش حاضر به علت این‌که در آن انتساب آزمودنی‌ها به دو گروه آزمایشی و گواه به صورت تصادفی صورت نپذیرفته است، طرحی شبه‌آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است. به منظور انتخاب افراد مورد مطالعه، و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدف‌دار، در هر گروه آزمایشی و گواه تعداد 19 دانش‌آموز، انتخاب شدند. این دانش‌آموزان در دو آموزشگاه راهنمایی ویژه دانش‌آموزان نابینای شهید محبی (گروه آزمایشی) و آموزشگاه دخترانه خزائلی (گروه گواه) در سال تحصیلی 86-85 مشغول به تحصیل بودند.

ابزار پژوهش
در پژوهش حاضر از دو ابزار به شرح زیر استفاده شده است.
الف)فهرست بررسی ارزیابی مهارت‌های اجتماعی متسون
به منظور ارزیابی مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان نابینا از فهرست بررسی ارزیابی مهارت‌های اجتماعی متسون و همکاران (1983) استفاده شد. اطلاعات مورد نظر از طریق اجرای فرم خود گزارش دهی به دست آمد. این فهرست شامل 62 سوال براساس مقیاس پنج درجه‌ای لیکرت است که هر آزمودنــــی، وضعیت خود را در هر گویه از هیچ وقت (1) تا همیشه (5) درجه‌بندی می‌کند. این فهرست به منظور استفاده برای دانش‌آموزان نابینا از اعتبار بالایی برخوردار است. شارما و جف (2000)، با استفاده از فرم خود گزارش‌دهی، فهرست مهارت‌های اجتماعی متسون، را روی تعداد 200 دانش‌آموز با آسیب‌بینایی مورد بررسی قرار دادند. ضریب اعتبار آزمون، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 87٪ برآورده شده است. در پژوهش حاضر، میزان اعتبار آزمون، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 78٪ به دست آمد.
ب) پرسشنامه عزت‌نفس کوپراسمیت
جهت ارزیابی میزان عزت‌نفس افراد مورد مطالعه، از پرسشنامه عزت‌نفس کوپراسمیت (1967) استفاده شد. این پرسشنامه در سال‌های اخیر به طور گسترده‌ای در پژوهش‌های روان‌شناسی به کار رفته است و فرم الف آن، دارای 58 ماده است که 8 ماده آن دروغ سنج است. شیوه نمره‌گذاری این آزمون به صورت صفر و یک است.
بدیهی است حداقل نمره‌ای که یک فرد می‌تواند بگیرد صفر و حداکثر آن 50 است. افرادی که در این آزمون نمره بیشتری کسب کنند، عزت‌نفس بالاتری دارند. به این صورت که فردی که در این آزمون نمره بالاتر از 25 کسب کند دارای عزت‌نفس بالا و فردی که پایین‌تر از این مقداربه دست آورد، دارای عزت‌نفس پایین می‌باشد.

در پژوهش‌های متعددی به روایی و اعتبار بالای پرسشنامه عزت‌نفس کوپراسمیت اشاره شده است (واتکینز و استیلا، 1980، احمد و همکاران، 1985، چی، 1985، برینکمن و همکاران، 1989). در پژوهش حاضر، میزان اعتبار این آزمون با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 79٪ برآورد شد.

به نقل از: پژوهش در سلامت روان‌شناختی، دانشگاه تربیت معلم تهران- قطب علمی روان‌شناسی استرس، دوره اول، شماره سوم، پاییز 1386

 


 

نوشته شده توسط نيايش در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ساعت 7:39 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


اختلالات نافذ رشد

 

 اختلال آسپرگر :

 

تعریف: در این دسته از اختلالات همچون اتیستیک نابهنجاریهایی در تعاملات اجتماعی ( از جمله برقراری ارتباط ، تداوم یک رابطه اجتماعی و ... ) و حتی رفتارها و حرکات تکراری و کلیشه ای و چسبندگی های غیر منطقی (البته به میزان کمتر )  دیده می شود .

 

*نکته : اگر گروه اختلالات نافذ رشد را بر طیفی فرضی در نظر بگیریم ، اختلال  اسپرگر در بالاترین سطح وسندروم رت در پایین ترین سطح قرار خواهند گرفت و این موضوع نباید از نظر دور ماند که گاه تشخیص و تمیز بین اختلال اسپرگر و اتیسم خفیف دشوار است .

ملاک های تشخیص

  A تخریب کیفی در تعامل اجتماعی ، که حد اقل با 2 علامت زیر مشخص می شود :

 1- تخریب قابل ملاحظه در استفاده از رفتار های غیر کلامی متعدد مثل ، نگاه چهره به چهره حالات چهره ،ژست های بدنی اشارات متعادل کننده ی تعامل اجتماعی

 2- ناتوانی درایجاد  روابط مناسب با همسالان

3- فقدان تلاش خودانگیخته برای مشارکت دادن دیگران در شادی ، علایق و موفقیت های فرد

4- فقدان تعامل اجتماعی یا عاطفی متقابل

 

B . الگوهای رفتاری ، علایق و فعالیتهای محدود شده ، تکراری و کلیشه ای که حداقل با یکی از علائم زیرتظاهر می کند :

1- اشتغال فکری  زیاد با یک یا بیش از یکی از الگوها ی کلیشه ای و محدود شده علایق که هم از نظر شدت و هم از نظر محتوی نابهنجار است

2- پیوستگی غیر قابل انعطاف به آداب یا تشریفات خاص غیر کارکردی .

3- اطوار گرایی حرکتی کلیشه ای وتکراری ( مثل پیچ و تاب دادن دست ، انگشت ، یا دادن حرکات پیچیده به بدن )

4- اندیشناکی دائم با قسمتها یی از اشیا ء

 

C . اختلال از نظر بالینی موجب تخریب قابل ملاحظه در کارکرد اجتماعی ، شغلی دیگر حوزه های مهم کارکردی می شود .

D . ا زنظر بالینی در رشد زبان تاخیر کلی قابل ملاحظه ای وجود ندارد ( به این معنی که لغات یک سیلابی تا 2 سالگی استفاده می شوند جملات ارتباطی تا 3 سالگی ظاهر می شود .)

 

E . از نظر بالینی در رشد شناختی یا رشد مهارتهای خودیاری متناسب با سن کودک ، رفتار انطباقی ( غیر از تعامل اجتماعی ) و کنجکاویهای کودکانه درباره محیط تاخیر قابل ملاحظه ای وجود ندارد .

 

F . ملاک ها با دیگر اختلال خاص نافذ مربوط به رشد یا اسکیزوفرنی مطابقت نداردند .

DSM IV-TR  2000

 

 

 

  

علائم و اختلالات همراه :

در بیشتر موارد افراد مبتلابه آسپرگر مراحل رشدی از جمله رشد زبان و علی الخصوص رشد حرکتی را به طور طبیعی طی می نمایند ولی در مواردی نادر دیده شده است که آنان مراحل مختلف رشدی چون نشستن ، راه رفتن ، ایستادن و... رانسبت به همسالان خود دیرتر آموخته اند و گاهی نیز ناهماهنگی حرکتی در آنان گزارش شده است .

 سیر :

چنین بر می آید که تشخیص آسپرگر از اتیسم دیرتر صورت پذیرد و یا به عبارتی شروع آسپرگر از اتیسم دیرتر است .

 شیوع : اطلاعات مربوط به شیوع آسپرگر محدود است ، اما به نظر می رسد که اختلال در جنس مذکر شایع تر باشد .

 اتیسم

تعریف : AUTISMدر لغت به معنای در خود فرو رفته است ،علامت اساسی اختلال اتیسم محدودیت در تعاملات و ارتباطات اجتماعی و فعالیت ها وعلایق محدود  شده است ؛ در واقع ایشان تمایلی برای برقراری ارتباط ندارند اکثرا از همان سنین پایین علاقه ای به برقراری ارتباط با دیگران   نشان نمی دهند ،به محیط اطراف به ظاهر بی توجه هستند و چنانچه در سنین بالا این نیاز را در خود احساس نمایند شیوه برقراری ارتباط را نمی دانند و یا در حفظ و هدایت ارتباط به مشکل برخواهند خورد .

 از دیگر ویژ گی های شایع افراد اتیستیک مخدوش بودن رابطه عاطفی با دیگران حتی با پدر و مادر می باشد به عبارتی در درک صحیح احساسات  دیگران و تبادل عاطفی مشکل دارند، رشد کلامی در ایشان  ممکن است کاملا تخریب شده و یا به عبارتی مهارتهای بیانی در ایشان ایجاد نشود ویا اینکه با تاخیر صورت گیرد . گاهی عدم توانایی در آغاز کردن و یا ادامه دادن محاوره دیده می شوند ،اگر حرف بزنند ،ممکن است گفتار ایشان به شکل کلیشه ای ، تکرارطوطی وار و فقط در حد رفع نیاز باشد. در بیشتر موارد ضمایر را جابجا به کار برده مثلا در زمان تشنگی ( آب می خواهی- به جای -آب می خواهم- بکار می رود ).کودکانی که تکرار طوطی وار دارند ،ممکن است کلام گوینده را عینا تکرار کنند مثلا در برابر سئوال ( حال شما خوب است؟ به جای جواب بله ، عیناجمله را تکرار می کند ).

 ضمنا در افراد اتیستیک علاوه برگفتار تکراری رفتارهای کلیشه ای و تکراری نیز دیده می شود مانند حرکات یکنواخت دستها ، سر و ...و گاه اشتغال به شی ء خاصی نظیرچرخاندن چرخ ماشین  به جای بازی با آن ، در آنها دیده می شود . علاوه برآن، ممکن است چسبندگی شدید به یک وضعیت نیز در آنها وجود داشته باشد . به طور مثال اگر به دکوراسیون خاصی در منزل عادت داشته باشند با تغییر و جابجایی وسایل به شدت مخالفت می نمایند.

 یکی دیگر از ویژ گی های کودکان مبتلا به اتیسم ویژگی های حسی خاص آنها می باشد در واقع مشکلات حسی ایشان را به سه دسته حس تند و کند و حس آمیخته می توان تقسیم نمود . به طور مثال کودک اتیستیکی  که حس شنوایی تند دارد صداهای بلند او را می آزارند و ممکن است چنان عکس العمل ازخود نشان دهند که تصور شود از آن صدا ترسیده است و این وضعیت  نسبت به تمامی حواس دیده می شود .

 

*نکته : ممکن است کودکی در یک یا چند حس تند و یا همزمان در یک یا چند حس دیگر کند باشد مثلا لامسه کند و شنوایی تند

* نکته: گروهی از کودکان اتیستیک در زمینه های خاصی چون ریاضیات ( محاسبات  جمع یا ضرب و ... اعداد به طور ذهنی ) و یا حتی موسیقی و نقاشی و ... استعداد خاصی دارند .

*نکته : برخی از کودکان اتیستیک از نظر بهره هوشی مشکلی ندارند ولی بهرحال با توجه به سایر محدویت هایی که در ایشان مشاهده می شود توان بهره گیر ی از این هوش را ندارند و لازم است با آموزش های خاص به مسیر مناسب هدایت شوند.

 

 

ملاک تشخیص

A رشد نابهنجاریا تخریب شده قبل از 3 سالگی حداقل در یکی از زمینه های زیر آشکار است :

  1. زبان دریافتی و بیانی به گونه ای که در روابط اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد .
  2. رشد نابهنجار وابستگی اجتماعی انتخابی یا تعامل اجتماعی متقابل .
  3. بازی نمادین یا کارکردی

B کلا 6 علامت از موارد 1و2و3 باید وجود داشته باشد که اغلب در از زمینه های زیر آشکار است.

  1.  
    1. ناتوانی در استفاده کافی از تماس چشمی ، حالت چهره ، حالت اندام و ژست ، برای تنظیم تعامل اجتماعی
    2. ناتوانی در برقراری روابط یا همتا ها ( به گونه ای متناسب با سن عقلی و علی رغم فرصت کافی ) که شامل مشارکت متقابل در علایق و هیجانات و فعالیت ها است .
    3. فقدان تعامل اجتماعی - هیجانی به گونه ای که با پاسخ نامشخص یا منحرف نسبت به هیجانات افراد دیگر ابراز می شود . فقدان تعدیل رفتار مطابق زمینه اجتماعی یا ضعف همبستگی رفتارهای اجتماعی هیجانی و ارتباطی .
    4. فقدان تلاش خود انگیخته برای مشارکت در لذات ، علایق یا پیشرفت با دیگران ( مثل فقدان تمایل به نشان دادن ؛ آوردن یا اشاره کردن به اشیا ء مورد علاقه خود در حضور دیگران یا طرح علایق شخصی )

2) نابهنجاری کیفی در گفتار و زبان در یکی از زمینه های زیر آشکار است .

  • a. تاخیر یا فقدان کامل رشد زبان کلامی که با اقدام به جبران از طریق کاربرد ادا و ا طوار حالات چهره به عنوان جانشین برقراری رابطه همراه نیست

b . ناتوانی نسبی در شروع یا حفظ تبادل مکالمه ای در سطح مهارت زبانی که وجود دارد  در آن پاسخ دهی متقابل برای برقراری رابطه با دیگران وجود دارد .

c . کاربرد کلیشه ای یا تکراری زبان یا استفاده ویژه از کلمات و عبارات .

d . فقدان بازی های خود انگیزی وانمودی یا ( اگر بچه کوچکتراست ) بازی تقلیدی اجتماعی

3)  الگوها ی محدود ، تکراری وکلیشه ای رفتار ، علایق و فعالیت ها حداقل در یکی از زمینه های زیر

a . اشتغال ذهنی قالب توسط یک یا چند الگوی کلیشه ای و محدود علایق که در محتوی و کانون نابهنجار هستند ، هر چند نه از نظر محتوی و کانون

b. چسبیدن به اعمال یا تشریفات جبری ظاهرا غیر کارکردی و خاص

c . ادا و اطوار کلیشه ای و تکراری دست ها و انگوشتان به صورت چسباندن و بال زدن ویا حرکات پیچیده کل بدن

d . اشتغال ذهنی با بخشی از اشیاء یا اجزا ی غیر کارکردی ابزار بازی ( نظیربوی آن کیفیت سطح یا مبدا و ارتعاش حاصل از آنها )

C: : شکل بالینی انتساب به سایر نوع اختلالات فرا گیررشد نیست . اختلال رشدی خاص زبان دریافتی با مسائل اجتماعی - اقتصادی - اختلال وابستگی واکنشی یا اختلال وا بستگی مهار نشده ، عقب ماندگی ذهنی با اختلال ها ی وابسته هیجانی و رفتاری ، اکسیزوفرنی با شروع بسیار زود راس سندروم رت .

DSM IV-TR  2000

 

 

 علایم و اختلالات همراه

در بیش از 75 درصد موارد افراد مبتلا به اختلال اتیسم دارای هوش بهری در حد عقب ماندگی ذهنی می باشند و در بسیاری از موارد عقب ماندگی ذهنی شدید در آنان دیده می شود . علاوه بر پایین بودن سطح هوشی اختلالات دیگری چون ؛ بی توجهی ، بیش فعالی ، تکانشوری ،پرخاشگری را می توان درآنها مشاهده نمود البته در بسیاری ازموارد خود زنی ،  عدم احساس خطر از موقعیت ها ی خطر  آفرین عدم برقراری رابطه عاطفی با والدین و ... نیز به چشم می خورد . ولی این به آن معنی نیست که حتما یک فرد اتیستیک باید یک یا چند مورد از اختلالات همراه را داشته باشد .

سیر : طبق تعریف ، شروع اختلال اتیستیک قبل از سه سالگی است . در بعضی موارد والدین گزارش کرده اند که از هنگام تولد یا به فاصله کوتاهی پس از آن به علت فقدان علاقه کودک به تعامل اجتماعی نگران کودکشان بوده اند در هر شرایط شناسایی اختلال در نوزادی کار بسیار دشوارتری از شناسایی بعد از دو سالگی می باشد .

 

شیوع : میزان شیوع این اختلال بین دو تا پنج مورد ودر هر 10000 نفر گزارش شده است . DSMIV 1377 و فراوانی این اختلال درپسرها 3تا 5 بار بیشتر از دخترها دیده شده ولی در دخترها بیمار ی شدید تر و احتمال وجود سابقه اختلال شناختی بیشتر است .

* در سال های اخیرآمارها شیوع بیشتر این بیماری را نشان می دهد.

 

سبب شناسی : در مورد عوامل سبب ساز این اختلال مطالعات بسیاری انجام شده و نظریات مختلف عوامل متعددی را سبب بروز آن می دانند از آن جمله می توان به عوامل ژنتیکی ، عوارض دارویی ، اختلال متابولیسمی یا آلودگی به مواد شیمیایی محیطی دوران بارداری ، سندروم هایی مانند سندروم .ایکس شکننده ، توبروس سلروسیس ، سندروم روبلا و فنیل کتو نوریای درمان نشده اشاره کرد با این حال هنوز علت قطعی بیماری اتیسم مشخص نشده ونیاز به مطالعات وتحقیقات بیشتر دارد .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 1:51 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


ویژگی های کودکان با اختلال خواندن

اختلال در خواندن (Dyslexia)

-         شناخته شده ترین اختلال در حیطه ناتوانی خاص یادگیری چیست؟

•         اختلال در خواندن یا نارساخوانی

             *** نارساخوانی نشان دهندۀ مشکل اختصاصی فهمیدن و تولید مجدد علامات یا رمزهای کتبی است.

*** کودکی که اختلال خواندن دارد برغم داشتن هوش عادی، خواندن را دیر، بد یاد می گیرد و مشکل    او که ممکن است تا بزرگسالی نیز ادامه یابد همراه با تردید، از هم گسسته و پر از غلط است.

 

-         تعریف DSM-IV از اختلال خواندن چیست؟

•         در این تعریف نارسایی در خواندن از مقولۀ اختلا تحولی ویژه به مقوله اختلال یادگیری منتقل شده است و  واژه نارساخوانی به اختلال در خواندن تغییر یافته است. بر این مبنا اختلال در خواندن یعنی پیشرفت کودک در خواندن نظیر سرعت، دقت و فهم خواندن بر حسب سن تقویمی، هوش و سطح آموزشی دانش آموز به طور قابل توجهی در پیشرفت تحصیلی و فعالیت های روزانه زندگی که مستلزم مهارت های خواندن است، اختلال ایجاد می کند.

 

-         نارساخوانی معمولاً با چه مشکلات دیگری توأم است؟

•         نارساخوانی معمولاً با مشکلاتی در زمینۀ نوشتن همراه است.

 

-         انواع اختلال در خواندن بر اساس علت و یا برنامه آموزشی چیست؟

1.       نارساخوانی بینایی

•         این کودکان در ادراک بینایی و حافظه بینایی مشکل دارند. به این معنا که در جهت یابی، تمیز اندازه و شکل، تشخیص کلمه به عنوان یک کل و پردازش بینایی و تجسم فضایی دچار مشکلاتی هستند.

2.       نارساخوانی شنیداری

•         این کودکان می توانند محرک های بینایی را از یکدیگر تشخیص دهند اما نمی توانند بین شکل حروف و صداهای آنها ارتباط مناسب برقرار کنند. این کودکان معمولاً در تشخیص صداهای گفتاری، ترکیب صداها، نامگذاری، پردازش شنیداری و ترکیب صداها برای خواندن کل کلمه و نیز درک قافیه ها مشکل دارند. 

 

-         اختلال در خواندن از چه سنینی شروع می شود؟

•         اختلال خواندن معمولاً از کلاس دوم به بعد ظاهر می شود. بنابراین نباید از این اصطلاح تا قبل از 7- 8 سالگی استفاده کرد.

 

-         کدام کودکان دارای اختلال خواندن هستند؟

•         کودکانی را دارای ناتوانی در خواندن می گویند که در خواندن موفقیت چندانی بدست نمی آورند. آنها مهارت خواندن را خیلی دیر بدست می آورند و در بیشتر موارد نیز در خواندن مشکلاتی را نشان می دهند.

 

-         الگوهای خواندن کودکان دارای مشکلات خواندن  چگونه است؟

•         آنها به حد مکفی از راهبردهای دیداری، شنیداری، راهبردهای توجه به کلمه، تجرید و پردازش خبر استفاده نمی کنند.

 

-         برای اختلال در خواندن چه سطوحی وجود دارد؟

•         فقط تعداد ناچیزی از افراد جامعه دارای مهارت های ادبی عالی بوده و هیچگونه نارساخوانی را نشان نمی دهند.

•          هر یک از افراد جامعه می توانند در سطح  1 و 2 دارای اختلال خواندن باشند. این درجه نارساخوانی تا زمانی که باعث اشتباهات جبران ناپذیری در یک شغل نشود، هیچگونه مشکلی را بوجود نمی آورد.

•          نارساخوانی به عنوان یک مشکل آموزشگاهی نشاخته می شود زمانی که در کارکرد کلاسی و موفقیت آموزشگاهی کودک اثر سوء بگذارد.

•          نارساخوانی متوسط شامل اشتباهات پایداری در هجی کردن، نقطه گذاری، حروف بزرگ در انگلیسی و خطاهای گرامری نظیر مشکل در درک آنچه که خوانده است و نیز خطاهای کوچک در ریاضی می شود.

•          دانش آموزانی که نارساخوانی متوسط دارند برای انجام هر نوع تکلیف نوشتاری به زحمت می افتند.

•          زمانی که نارساخوانی در سطوح 6 و 7 باشد در همۀ زمینه های مربوط به کارکرد آموزشگاهی مشکلات بوجود می آید. بدین معنا که هجی کردن با خطا صورت می گیرد، خواندن متن های کتاب های درسی آهسته و معمولاً پر از غلط است، دانش آموز برای اتمام تکالیف خود به مدت زمان بیشتری نیاز دارد، قبل از اینکه تکالیف خود را به اتمام برساند از انرزی خالی می شود، در مقاطع تحصیلی بالاتر کارکرد متوسط و زیر متوسط از خود نشان می دهند، امکان قرار گرفتن آنها در فهرست افتخارات مدرسه یا کسب جوایز به ندرت اتفاق می افتد.

•          زمانی که نارساخوانی در سطوح 8 یا 9 باشد افراد معمولاً از مفهوم خود احمقانه ای رنج می برند. این دانش آموزان در طی سالهای مدرسه با احساس عمیق شکست و خود ارزشی ضعیف مدرسه را قبل از اتمام دوران تحصیل ترک می کنند.

 

-         ویژگی های شناسایی شده اختلال خواندن در دوران خردسالی کدامند؟

  1. ضعف شنیداری
  2. رشد زبان غیر عادی
  3. ادراک شنیداری ضعیف
  4. در دنبال کردن جریان گرفته مشکل دارند و به طور مرتب سوالاتی نظیر چی؟، منظورتان چیست؟ می پرسند.
  5. ادراک دیداری ضعیف
  6. ضعف در حافظه کوتاه مدت
  7. ضعف در سازماندهی دارند، اشیاء را گم می کنند، اتاق آنها شلوغ و کثیف است، بی نظم هستند.
  8. ضعف در شنیدن اصوات
  9. کوتاهی دامنه توجه

10.    ضعف در نامیدن اسامی اشیاء (اسم اشیاء و اشخاص را فراموش می کنند)

11.     ضعف در یادآوری کلمه

12.    ضعف در تمیز دیداری(مشکل در نامیدن اشیاء مشابه یا متفاوت)

 

-         نحوۀ برخورد کودکان دارای اختلال خواندن در ارتباط با موضوعات درسی چگونه است؟

•          این کودکان فراگیری مهارت های خواندن و نوشتن را مشکل می یابند و احساس غم زیادی در حضور همسالان خود به دلیل احساس بی حرمتی تجربه می کنند. آنها خیلی متفاوت تر از همکلاسی های خود به نظر می رسند و قادر به دنبال کردن آموزش هایی که از نظر دیگران ساده به نظر می رسد نیستند.

 

-        مهمترین علل نارساخوانی چیست؟

  1. مشکلات توالی

•          آنچه که به ظاهر یک مشکل ادراکی (خواندن کلمات به طور وارونه ، حذف کلمات) است، معمولاً با پردازش اطلاعات مرتبط است. همین مشکل ممکن است منجر به خواندن منقطع، جا انداختن کلمات یا سطور و مشکل در تمرکز بر مواد درسی شود.

•          گاهی اوقات برغم وجود مشکل در تمیز کلماتی خاص، درک مطلب خواندن این دانش آموزان عالی است.

2. ضعف در پردازش شنیداری

•         آنها در مهارت های مربوط به تمیز و تشخیص محرک های شنیداری دچار آسیب هستند، کلمات و عبارات را غلط تشخیص می دهند(مثلاً ممکن است کلمۀ بال را بالا و یا توت را با توپ اشتباه کنند).

 

 

 

-         عوامل احتمالی مؤثر در مشکلات خواندن کدامند؟

•         موقعیت مشکل شامل نامناسب بودن متن، ضعیف بودن کادر آموزشی، مشکل در برگرداندن حروف به صدا، کم بودن تجربۀ خواندن.

•          سطح بررسی کننده تحلیل شامل معلم – کلاس، سازمان مدرسه، کودک- ارتباط بین خانه و مدرسه.

 

-         چه درصدی از افراد اختلال در خواندن دارند؟

•         بیش از 25% ناکامی های کودکان در کلاس های ابتدایی از ناتوانی خواندن سرچشمه می گیرد.

•         مطابق DSM-IV 4 درصد که 60 الی 80 درصد از جنس مذکر هستند دارای اختلال خواندن هستند.

 

-         عواقب اختلال در خواندن چیست؟

•         این اختلال یک ردیف عواقب هیجانی به دنبال دارد و انعکاس آن در وضع و رفتار و شخصیت کودک مشهود است.

•         آنها خودپنداشت ضعیفی دارند و فاقد اعتماد به نفس هستند، مورد پذیرش همسالان خود نیستند، موفقیت های خود را به عوامل خارجی اسناد می دهند.

•          برخورد نامناسب خانواده و مدرسه، تبعیض، تحقیر، برچسب عقب ماندگی یا خرابکاری زدن به آنها موجب آثار هیجانی متعددی می شود.


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 ساعت 5:56 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


الحاق ايران به كنوانسيون حقوق معلولين

الحاق ايران به كنوانسيون حقوق معلولين
 
هيئت دولت لايحه الحاق جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون حقوق افراد داراي معلوليت جسماني را به تصويب رساند.

در جلسه هيأت دولت لايحه الحاقي جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون حقوق افراد داراي معلوليت جسماني به تصويب رسيد.

كنوانسيون بين المللي حقوق معلولان دهم فروردين 86 در 50 ماده به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل متحد رسيده است كه مطابق آن دولت‌هاي عضو تضمين و تعهد مي‌كنند كه در كشورشان افراد معلول از حق مادرزادي حيات و ساير حقوق مادي و معنوي مساوي با ديگر مردم، زنان و كودكان برخوردار باشند و دولت‌ها موظف به حمايت از حقوق آنان هستند.

بر اين اساس همچنين كودكان معلول نبايد بر خلاف ميلشان از والدينشان جدا شوند و معلولان از حق مالكيت، ارث، دسترسي مساوي به وام‌ها برخوردارند و دولت‌هاي عضو بايد از اجراي اين حقوق اطمينان پيدا كنند، همچنين دولتها بايد از اجراي عدالت براي معلولان مساوي با ديگران اطمينان پيدا كنند، افراد معلول بايد از آزادي و امنيت برخوردار باشند و نبايد تحت شكنجه تحقير و مجازات بي رحمانه قرار گيرند.

كنوانسيون جهاني حقوق معلولان همچنين در بندهاي ديگر خود تاكيد مي‌كند كه دولت‌هاي عضو بايد موانع زندگي عادي معلولان را شناسايي و حذف كنند همچنين از كشورها خواسته شده است كه حق استاندارد مناسب زندگي و حمايت اجتماعي شامل اسكان دولتي، تسهيلات خدمات عمومي، دسترسي به اطلاعات براي معلولان گسترش يابد.

بر اساس اين كنوانسيون همچنين تبعيض در ازدواج و روابط شخصي و خصوصي براي معلولان حذف مي‌شود، معلولان از حق انواع خدمات آموزشي، سلامت و بهداشت با كيفيت و رايگان مانند ساير افراد برخوردار مي‌شوند و پيگيري اين حقوق وظيفه دولتهاست.

سازمان ملل، از مارس 2007 مصادف با فروردين 86 تاكنون دولت‌هاي130 كشور دنيا پيوستن به كنوانسيون جهاني حقوق معلولان را امضا كرده‌اند، 17 كشور نيز از آنها پروتكل الحاقي اختياري اين كنوانسيون را نيز امضا كرده‌اند، مجالس 37 كشور دنيا نيز پيوستن به اين كنوانسيون را به عنوان قانون تصويب كرده‌اند و مجالس 20 كشور نيز پيوستن به پروتكل الحاقي اين كنوانسيون را به تصويب رسانده‌اند.


 

نوشته شده توسط نيايش در سه شنبه یکم بهمن 1387 ساعت 2:8 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


ناشنوایی


hearing loss

ناشنوايي‌ و اختلال‌ در شنوايي‌ عبارت‌ است‌ از كاهش‌ توانايي‌ يا ناتواني‌ كامل‌ در شنيدن‌. ناشنوايي‌ مي‌تواند به‌ علت‌ مشكل‌ در استخوان‌هاي‌ كوچك‌ موجود در گوش‌ مياني‌ كه‌ صدا را انتقال‌ مي‌دهند يا مشكل‌ در شاخه‌هاي‌ عصب‌ هشتم‌ مغزي‌ كه‌ صدا را به‌ مغز انتقال‌ مي‌دهند باشد. بنابراين‌ دو نوع‌ ناشنوايي‌ وجود دارد:
ناشنوايي‌ انتقالي‌، كه‌ در آن‌ استخوان‌هاي‌ كوچك‌ موجود در گوش‌ مياني‌ تخريب‌ مي‌نوشند و صدا را انتقال‌ نمي‌دهند (اتواسكلروز).
ناشنوايي‌ حسي‌ ـ عصبي‌، كه‌ در آن‌ عصب‌ هشتم‌ مغزي‌ (عصب‌ شنوايي‌) اغلب‌ به‌ دلايل‌ ناشناخته‌ آسيب‌ مي‌بينيد. ناشنوايي‌ مختلط‌، شامل‌ هر دو نوع‌ ناشنوايي‌ انتقالي‌ و حسي‌ ـ عصبي‌


 

 علايم‌ شايع‌

  • پاسخ‌ ندادن‌ به‌ صداهاي‌ محيط‌، خصوصاً صداهايي‌ كه‌ قاعدتاً بايد شيرخوار را از جا بپرانند.

  • مشكل‌ داشتن‌ در افتراق‌ (گوش‌ دادن‌ انتخابي‌ به‌) صداهاي‌ محيط‌ اطراف‌
    وزوز گوش‌، سرگيجه‌، درد
    بلند كردن‌ صداي‌ راديو يا تلويزيون‌


 علل‌

  • مادرزادي‌ در اثر توارث‌ ژنتيكي‌ غالب‌ يا مغلوب‌
    عفونت‌هاي‌ مزمن‌ گوش‌ مياني‌ يا گسترش‌ عفونت‌ به‌ گوش‌ داخلي‌
    توليد موم‌ گوش‌ به‌ مقدار زياد
    اختلالات‌ رگ‌هاي‌ خوني‌، از جمله‌ بالا بودن‌ فشارخون‌
    صدمه‌ به‌ سر
    تومور
    لخته‌هاي‌ خوني‌ كه‌ به‌ رگ‌هاي‌ كوچك‌ تغذيه‌كننده‌ عصب‌ شنوايي‌ مي‌روند.
    مولتيپل‌ اسكلروز (ام‌.اس‌)
    سيفليس‌
    اختلالات‌ انعقاد خون‌
    عفونت‌ ويروسي‌ مثل‌ اوريون‌
    قرار گرفتن‌ طولاني‌ مدت‌ در معرض‌ صداهاي‌ 85 دسي‌بل‌ يا قوي‌تر
    بالا رفتن‌ سن‌. اكثر افراد بالاي‌ 65 سال‌ در شنيدن‌ صداهاي‌ زير (با فركانس‌ بالا) مشكل‌ دارند.


 

 عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر

سابقه‌ خانوادگي‌ ناشنوايي‌ مادرزادي‌ يا اكتسابي‌
مصرف‌ داروهايي‌ مثل‌ ضد التهاب‌هاي‌ غيراستروييدي‌، سيس‌ پلاتين‌، اريترومايسين‌ها، جنتامايسين‌، استرپتومايسين‌، توبرامايسين‌، كينين‌، فوروسمايد، اسيد اتاكرينيك‌، يا دوزهاي‌ بالاي‌ آسپيرين‌، و ساير داروها
افرادي‌ كه‌ در مشاغلي‌ مشغول‌ به‌ كار هستند يا تفريحاتي‌ دارند كه‌ سطح‌ صدا در آنها بالا است‌، مثل‌ نواختن‌ موسيقي‌هاي‌ سنگين‌ يا كارگراني‌ كه‌ با مته‌هاي‌ بادي‌ قوي‌ آسفالت‌ خيابان‌ را مي‌كنند.

از مصرف‌ طولاني‌مدت‌ يا مصرف‌ مقادير بالاتر از دوزهاي‌ طبيعي‌ داروهايي‌ كه‌ باعث‌ ناشنوايي‌ مي‌شوند خودداري‌ كنيد.
در صورت‌ وجود بيماري‌هاي‌ زمينه‌ساز ناشنوايي‌، خصوصاً عفونت‌هاي‌ گوش‌ و مشكلات‌ آلرژيك‌ و تنفسي‌، به‌ پزشك‌ مراجعه‌ كنيد.
از قرار گرفتن‌ طولاني‌مدت‌ در معرض‌ صداي‌ بلند خودداري‌ كنيد. اگر چاره‌اي‌ نيست‌، از محافظ‌هاي‌ مناسب‌ گوش‌ استفاده‌ نماييد.


 

 پيشگيري‌

عضي‌ از موارد ناشنوايي‌ انتقالي‌ را مي‌توان‌ با جراحي‌ درمان‌ كرد. ناشنوايي‌ ناشي‌ از قرار گرفتن‌ طولاني‌مدت‌ در معرض‌ صداي‌ بلند نيز گاهي‌ با حذف‌ صدا برطرف‌ مي‌شود. اما ساير انواع‌ ناشنوايي‌ معمولاً دايمي‌ هستند.


 

 درمان‌

شنوايي‌ سنجي‌ و آزمون‌هاي‌ شنوايي‌ با يك‌ دياپازون‌ (آزمون‌ رينه‌) براي‌ تشخيص‌ اختلالات‌ شنوايي‌. با كمك‌ اين‌ بررسي‌ها مي‌توان‌ شدت‌ و الگوي‌ هرگونه‌ مشكل‌ شنوايي‌ و نوع‌ ناشنوايي‌ (انتقالي‌ يا حسي‌ ـ عصبي‌) را تعيين‌ كرد.
با انجام‌ كارهاي‌ نسبتاً ساده‌ مثل‌ در آوردن‌ موم‌ گوش‌ يا ترميم‌ پارگي‌ پرده‌ گوش‌ ممكن‌ است‌ مشكل‌ شنوايي‌ برطرف‌ شود.
اگر ناشنوايي‌ به‌ داروها مربوط‌ باشد، تغيير در دوزاژ با قطع‌ مصرف‌ دارو ممكن‌ است‌ كمك‌كننده‌ باشد.
گاهي‌ جراحي‌ براي‌ ناشنوايي‌ از نوع‌ انتقالي‌ اگر ناشنوايي‌ دايمي‌ يا ناتوان‌كننده‌ باشد:
زبان‌ علامتي‌ با دست‌ و مهارت‌هاي‌ لب‌ خواني‌ را فرا بگيريد.
در صورت‌ توصيه‌، از سمعك‌ استفاده‌ كنيد و كار با آن‌ را ياد بگيريد.
در صورت‌ لزوم‌، گفتار درماني‌ و بازتواني‌ گفتاري توصیه می گردد . ‌
در صورت‌ امكان‌، از وسايل‌ مخصوص‌ براي‌ تلفن‌ خود استفاده‌ كنيد.
وسوسه‌ گوشه‌گيري‌ اجتماعي‌ به‌ خاطر مشكل‌ شنوايي‌ را از خود دور كنيد. انزوا باعث‌ بيشتر شدن‌ مشكلات‌ ارتباطي‌ و سَرخوردگي‌ مي‌شود، و سازگاري‌ را نيز مشكل‌تر مي‌كند.


 

 داروها

 آنتي‌بيوتيك‌ها، اگر عفونت‌ وجود داشته‌ باشد.
داروهاي‌ دكونژستان‌ براي‌ ساير عفونت‌هاي‌ گوش توصیه می گردد . ‌
درمان‌ استروييدی براي‌ ناشنوايي‌ حسي‌ ـ عصبي‌ ناگهاني‌ و بدون‌ علت‌ مشخص‌ به کار می رود .

اگر احتمال‌ مي‌دهيد كه‌ دچار مشكل‌ در شنوايي‌ شده‌ايد، خصوصاً اگر تازگي‌ها مجبور شده‌ايد مرتباً از ديگران‌ بخواهيد كه‌ گفته‌هاي‌ خود را تكرار كنند يا اعضاي‌ خانواده‌تان‌ مرتباً از شما مي‌پرسند كه‌ آيا خوب‌ مي‌شنويد يا خير و یا اگر يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ ناشنوايي‌ را پيدا كرده‌ باشد سریعا به پزشک و یا اودیو لوژیست مربوطه مراجعه کنید .

 

   منبع:www.siavashaee.com/


 

نوشته شده توسط نيايش در چهارشنبه بیستم آذر 1387 ساعت 7:20 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کم توانی ذهنی چیست ؟

تعریف رسمی انجمن کم توانی ذهنی آمریکا AAMR  از کم توانی ذهنی چیست ؟

کم توانی ذهنی یک نوع ناتوانی است که با محدودیتهای عمده در عملکرد عقلانی و نیز رفتار سازشی آنگونه که در مهارتهای مفهومی ، اجتماعی و عملی پیداست ،مشخص می شود.این ناتوانی قبل از 18 سالگی تظاهر پیدا می کند. درک کامل و دقیق کم توانی ذهنی و از جمله فهم این موضوع که کم توانی ذهنی به حالت خاصی از عملکرد اشاره دارد که از کودکی شروع می شود ، می تواند ابعاد مختلفی داشته باشد و سخت تحت تاثیر مثبت حمایتهای فردی شده است. الگوی عملکردشامل شرایط و محیطی است که در آن ،فرد رفتار و تعامل دارد و این الگوی عملکرد نیازمند رویکرد و دیدگاهی چند بعدی و بوم شناختی است که نشانگر تعامل فرد با محیط و پیامد های این تعامل با توجه به استقلال ،ارتباطات مشارکت در انجمنها ،مشارکت در مدرسه و جامعه وفاه فردی است.

 


 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط نيايش در شنبه چهارم آبان 1387 ساعت 1:22 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


طبقه بندی اختلالات زبان و گفتار

طبقه بندی اختلالات زبان و گفتار

در مورد طبقه بندی اختلالات زبان و گفتار و یا به طور کلی اختلالات ارتباطی نظریه‌های متفاوت وجود دارد. برخی از متخصصین معتقدند که لزومی بر طبقه بندی این اختلالات وجود ندارد. از این دیدگاه زبان در عمق وجود فرد ریشه دارد و یک اختلال زبان نمی‌تواند به خودی خود و به صورت مجزا وجود داشته باشد. دسته دیگر معتقدند این دسته از اختلالات را باید طبقه بندی کرد، چرا که طبقه بندی به لزوم اهمیت و توجه به نشانه‌ها و علایم مرضی این اختلالات تاکید می‌کند. این دسته از متخصصین اختلالات گفتار و زبان را به چهار دسته اختلالات آواشناسی ، اختلالات آهنگ گفتار ، اختلالات صدا و اختلالات زبان تقسیم کرده‌اند. برخی از صاحبنظران سه اختلال اول را تحت عنوان اختلال گفتار در یک طبقه قرار می‌دهند.

اختلالات آواشناختی

ویژگی اصلی این دسته از اختلالات ناتوانی در استفاده از آواهاست. برای مثال ممکن است فرد یک آوا مانند آوای پایان یک کلمه را جا بیاندازد. یا یک آوا را جانشین آوای دیگر کند مثل بکار بردن ش بجای س. این مشکلات معمولا در مورد آواهایی مانند ل ، ر ، س ، ز ، ش و ژ اتفاق می‌افتند. گاهی مشکل به حدی وخیم است که حتی اعضا خانواده قادر به درک بیان کودک نیستند ولی در شکلهای خفیف‌تر بعد از ورود به کودکستان یا مدرسه تظاهر می‌کند. این مشکل با استفاده از شیوه‌های گفتار درمانی قابل درمان است.

اختلالات صدا

در این دسته از اختلالات یکی از ویژگیهای صدا که به کیفیت صدا ، آهنگ صدا و بلندی آن مربوط است آسیب می‌بیند بمی بیش از حد ، زیری بیش از حد و گرفتگی صدا و همچنین گفتار تو دماغی از اختلالات صدا هستند. برای درمان این دسته از اختلالات از روشهای بازپروری صدا استفاده می‌کنند.

اختلالات آهنگ بیان

در این دسته از اختلالات آهنگ و جریان گفتار دچار آسیب است. لکنت زبان و شتابان گویی از جمله اختلالات آهنگ بیان هستند.

لکنت زبان

یکی از ویژگیهای اساسی لکنت زبان تکرار صوتها و هجاهاست. مثلا فرد یک حرف یا بخشی از یک کلمه را به صورت مکرر و پشت سر هم در فاصله زمانی کوتاه تکرار می‌کند تا بتواند کلمه را بطور کامل ادا کند. لکنت زبان همچنین ممکن است با ایجاد فشار و وقفه در بیان یک حرف که معمولا اولین حرف یک کلمه است دیده شود. معمولا این نوع گفتار با ناراحتی و تنش روانی در فرد همراه می‌شود که می‌تواند به تداوم لکنت منجر شود. لکنت زبان معمولا قابل درمان است و با روشهایی چون درمان مبتنی بر تلقین و انحراف توجه ، درمان مبتنی بر تنش‌زدایی ، درمان مبتنی بر آهنگ گفتار ، درمان مبتنی بر تنبیه و تقویت ، درمان مبتنی بر نظریه سیبرنتیک ، روان درمانی ، دارو درمانی و گروه درمانی معالجه می‌شود.

شتابان گویی

شتابان گویی را به منزله بی‌نظمی زمانی گفتار تعریف کرده‌اند. این اختلال بر اساس سرعت افراطی در سخن گفتن، وجود بی‌نظمی در جمله‌ها ، جا انداختن هجاها و صوت ها و نامشخص بودن تلفظ متمایز می‌شود. معمولا جمله‌ها از لحاظ ترکیبی ناقص هستند چرا که شتابان گو به بیان کلماتی می‌پردازد که به ساخت دستوری جمله وابسته نیستند. هنگامی که شتابان گو به کندی و آرامش سخن بگوید هیچگونه مشکلی در بیان خود ندارد اما ظاهرا فرد مبتلا قادر نیست مدت مدیدی چنین شیوه‌ای را حفظ کند. برای درمان شتابان گویی از روشهای سنتی و روشهای رفتاری نگر استفاده می‌کنند.

اختلالات زبان

این دسته از اختلالات با نارسایی یا معلولیت در فهمیدن یا بکاربردن گفتار و نوشتار مشخص می‌شوند. در این دسته از اختلالات ، اختلال در قالب گفتار نیست بلکه خود توانش زبانی را دربرمی‌گیرد. در این دسته از اختلالات زیر گروههای تاخیر زبان ، نارساگویی ، اختلال زبان بیانی ، انواع زبان پریشی (مادرزادی و اکتسابی) ، خموشی ، اختلال زبان نوشتاری ، اختلالات خواندن و ... قرار می‌گیرند.

تشخیص و درمان اختلالات زبان و گفتار

برخی از این اختلالات از لحاظ شدت و یا نشانه‌ها به نوعی هستند که افراد غیر متخصص نیز وجود مشکل را به راحتی متوجه می‌شوند. اما برخی از آنها مگر با قرار گرفتن در شرایط خاص مثل مدرسه و آموزش شفاهی و کتبی قابل تشخیص نیستند. بطور کلی برای تشخیص این دسته از اختلالات به صورت تخصصی از شیوه‌های مختلف چون مصاحبه با فرد ، مصاحبه با اطرافیان ، آزمایشهای عصب شناختی و آزمونهای مختلف استفاده می کنند.

درمان این اختلالات نیز با استفاده از شیوه‌های گفتار درمانی ، روان درمانی ، دارو درمانی انجام می‌گیرد. این افراد در برخی اوقات برای استفاده از شیوه‌های همزمان گفتار درمانی ، روان درمانی و دارو درمانی توصیه می‌شوند و غالبا درمان توام نتایج مفیدی را برای آنها به بار می‌آورد. در هر یک از این اختلالات ممکن است یک نوع روش درمانی اهمیت بیشتری پیدا کند.


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 1:51 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


اختلالات یادگیری

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی می‌کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می‌کنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می‌شوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بوده‌اند.

بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:


اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود و می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبه‌های ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس ‌لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند را شامل نمی‌شود.

علل بروز اختلالات یادگیری

ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بوده‌اند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است.

عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.

عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری

شواهدی در دست است که نشان می‌دهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانواده‌ها بیش از دیگران دیده می‌شود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونه‌ای حاکی از نشانه‌های عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی برده‌اند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند.

عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری می‌شوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید.

عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری

اختلالات یادگیری برخی کودکان می‌تواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.


از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:


  • عدم تناسب نوع خون مادر با جنین
  • اختلالات در ترشحات داخلی مادر
  • قرار گرفتن در برابر اشعه
  • استفاده از دارو

از عوامل هنگام تولد می‌تواند به مواردی چون:


  • کم وزنی هنگام تولد
  • آسیب وارده بر سر
  • آمدن جفت پیش از نوزاد
  • تولد با پا ، اشاره کرد.

از عوامل بعد از تولد عبارتند از:


  • مسمومیت سرب
  • نارساییهای تغذیه‌ای
  • محرومیتهای محیطی و ...

عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری

به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می‌تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر می‌رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته‌اند.

انواع اختلالات یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینه‌های زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینه‌های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینه‌های یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد.

درمان اختلالات یادگیری

هر چند اختلالات یادگیری اصولا مساله‌ای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود می‌جویند و بدین ترتیب می‌کوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوه‌های درمانی رایج بر این اساس می‌توان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.

در این شیوه تلاش می‌شود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.

از روشهای درمانی دیگر می‌توان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوه‌های رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است


 

نوشته شده توسط نيايش در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 9:45 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


درمان کودکان کم شنوا را از دست ندهيد

درمان کودکان کم شنوا را از دست ندهيد

3 تا 4 نوزاد از هر هزار نوزاد، با کم شنوايي عميق دائمي متولد مي شوند. قوانين بين المللي فعلي همگي توصيه مي کنند کودکان دچار کم شنوايي مادرزاد ، پيش از 6 ماهگي تشخيص داده شوند. به همين دليل برنامه هاي غربالگري جهاني شنوايي نوزادان مورد تصويب قرار گرفته است تا همه کودکان ، پيش از ترخيص از زايشگاه مورد ارزيابي شنوايي قرار گيرند. در صورتي که کودکي در ارزيابي هاي مقدماتي رد شود، براي ارزيابي شنوايي جامع و کامل ارجاع مي شود. در صورت تشخيص هرگونه کم شنوايي ، سمعک مناسب تجويز و کودک در يک برنامه توانبخشي زودرس ، ثبت نام مي شود. هيچ کودکي براي استفاده از سمعک يا وسيله تقويت کننده ديگر و شروع اقدامات توان بخشي کوچک نيست.

سن تشخيص کم شنوايي بايد به پيش از 3 ماهگي برسد، اما اکنون اين سن ، در کشور ما بسيار بالاتر از اين است (در يک تحقيق در تهران حدود 25 – 36 ماهگي بوده است). اين تخمين بسته به ميزان کم شنوايي کودک دارد. کم شنوايي هاي شديد تا عميق ، معمولاً زودتر شناسايي مي شوند (گاهي زير 18 ماهگي)؛ اما کم شنوايي هاي ملايم تا متوسط يا کم شنوايي هاي يک طرفه ، اغلب تا سن ورود کودک به مدرسه تشخيص داده نمي شود. در صورت عدم تشخيص زودرس کم شنوايي ، براي بسياري از اين کودکان ، کسب مهارت هاي زباني ، گفتاري ، درکي و اجتماعي بسيار مشکل و اغلب غيرممکن است.

عوارض تأخير در تشخيص

تأخير در تشخيص کم شنوايي ، تأثير غيرقابل برگشتي بر تحول زباني و گفتاري دارد. در صورت وجود کم شنوايي عميق ، کودک بدون استفاده از سمعک يا ديگر وسايل تقويتي ، هيچ گونه دسترسي به گفتار ندارد و در نتيجه رشد زباني و گفتاري نخواهد داشت.

 کودکان ناشنوا تا 8 – 9 ماهگي مانند کودکان شنواي هنجار از خود صدا درمي آورند و اين امر اغلب سبب گمراه شدن والدين مي شود و تصور مي کنند فرزندشان شنوايي هنجار دارد.

کم شنوايي هاي ملايم تر نيز تأثير منفي چشمگيري بر رشد زباني و گفتاري کودک بر جا مي گذارد. بررسي هاي متعدد نشان داده اند که صرف نظر از نوع راهکار مداخله اي که شامل روش شفاهي، شنيداري يا روش ارتباط کلي است، مهارت هاي ارتباطي کودکاني که پيش از 6 ماهگي کم شنوايي آنان تشخيص داده شده و اقدامات مداخله اي براي آنها آغاز شده است، خيلي بيشتر از کودکاني است که ديرتر شناسايي شده اند.

 


«کم شنوايي» سن و سال نمي شناسد

«غربالگري شنوايي» آزموني ، سريع و مقرون به صرفه است که افراد را به 2 گروه تقسيم مي کند:

گروهي که قبول مي شوند (سالم) و گروهي که رد مي شوند (نيازمند ارزيابي جامع). غربالگري شنوايي نوزادان ، امري مقرون به صرفه است. حتي کودکاني که در غربالگري اوليه قبول مي شوند، ولي داراي شاخص هاي خطر کم شنوايي هستند، بايد تا 3 سالگي هر 6 ماه يک بار مورد ارزيابي قرار گيرند. همه کم شنوايي هاي زودرس ، در زمان تولد قابل شناسايي نيستند. کم شنوايي ممکن است در هر زمان ايجاد شود. کم شنوايي هايي که پس از تولد ايجاد مي شوند، در برنامه هاي غربالگري شنوايي نوزادان تشخيص داده نمي شوند. بنابراين متخصصان اطفال بايد از شاخص هاي خطر کم شنوايي آگاه باشند و زماني که به کودکي مشکوک مي شوند، وي را براي ارزيابي هاي شنوايي ارجاع دهند. شک والدين به تنهايي مي تواند دليل قانع کننده اي براي ارجاع کودک به منظور ارزيابي شنوايي باشد. همچنين بايد والدين در مورد روند رشد شنوايي آگاه باشند و بدانند زماني که به شنوايي کودک خود مشکوک مي شوند، چه اقداماتي مي توانند انجام دهند. مي توان براي نوزاداني که کم شنوايي شان تشخيص داده مي شود، پيش از يک ماهگي، سمعک مناسب تجويز کرد. با انجام اقدامات مداخله اي مناسب ، رشد زباني ، درکي و اجتماعي اين نوزادان ، به احتمال زياد مشابه همسالان شنواي آنان خواهد شد. نتايج بررسي هاي جديد حاکي از اين است که کودکاني که کم شنوا متولد مي شوند و پيش از 6 ماهگي براي آنان سمعک مناسب تجويز شده و اقدامات توانبخشي صورت گرفته است ، مهارت هاي زباني بسيار بهتري نسبت به گروهي دارند که کم شنوايي شان پس از 6 ماهگي تشخيص داده شده است. تشخيص کم شنوايي و آغاز اقدامات توان بخشي در دوره نوزادي و شيرخوارگي ، نياز به اقدامات توان بخشي در دوران مدرسه را تا حد زيادي کاهش مي دهد. نکته قابل توجه اينجاست که کودکان ناشنوا تا 8 – 9 ماهگي مانند کودکان شنواي هنجار از خود صدا درمي آورند و اين امر اغلب سبب گمراه شدن والدين مي شود و تصور مي کنند فرزندشان شنوايي هنجار دارد.

براي کسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به تمامي مراکز سنجش شنوايي ، درمانگاه ها و بيمارستان ها، همچنين دپارتمان شنوايي دانشکده هاي توان بخشي تهران ، ايران ، شهيد بهشتي و علوم بهزيستي مراجعه فرماييد.

ترجمه : دکتر يونس لطفي


 

نوشته شده توسط نيايش در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 9:25 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


راههاي پيشگيري از کم شنوايي يا ناشنوايي کودکان

راههاي پيشگيري از کم شنوايي يا ناشنوايي کودکان
 

شنوايي يکي از حواس برتر انسان است . محروم بودن از حس شنوايي فقط به مفهوم نشنيدن صدا نيست، بلکه ماحصل اين محروميت ، موجب عدم دستيابي به بسياري از تجربيات مفيد و اميد بخش زندگي فردي و اجتماعي مي شود تا جايي که ممکن است فرد را از مسير موفقيت دور نمايد  . توجه به اين مسئله ، که صحبت کردن امري اکتسابي است وانسان از راه شنيدن، زبان محيط اطراف خود رافرا گرفته و سپس قادر به تکلم مي گردد، اهميت ويژه اين حس را نشان مي دهد . لذا بدون شنيدن، گفتار به وجود نخواهد آمد و به همين علت ، کودکان و افراد ناشنوا قادر به تکلم نيستند.اما نکته قابل تأمل اين است که چطور مي توانيم از ايجاد کم شنوايي و به دنبال آن عدم تکلم جلوگيري وپيشگيري کنيم .

"پيشگيري از کم شنوايي"

والدين بايد قبل از بچه دار شدن ، اين مساله را درنظر بگيرند و نسبت به آن اطلاعات و آگاهيهاي لازم را کسب کنند ؛ آنها مي توانند با رعايت موارد زير، احتمال تولد فرزند کم شنوا يا سخت شنوا را کاهش دهند :

1-انجام مشاوره ژنتيکي قبل از ازدواج .

2-انجام آزمايشات خوني و بررسي عامل "RH".

3-مشاوره با پزشک قبل از بارداري در صورت ابتلاء به بيماري مزمن يا خاص .

4-مصرف نکردن دارو ، بدون تجويز پزشک در دوران بارداري .

5-جلوگيري از ضربات فيزيکي و مکانيکي در دوران بارداري.

6-مراقبت جهت پيشگيري از ابتلاء به بيماريهاي مختلف در دوران بارداري .

7-مبادرت به زدن واکسن سرخجه قبل از بارداري و ...

"عوامل احتمال کم شنوايي بعد از تولد"

فاکتورهاي دوران نوزادي ( از تولد تا يک ماهگي ) که خطر ابتلاء

به کم شنوايي را افزايش مي دهند عبارتند از:

1- سابقه خانوادگي درخصوص وجود کم شنوايي مادرزادي حسي يا عصبي.

2- عفونتهاي دوران نوزادي مانند سيفليس و سرخجه.

3- وزن کمتر از 1500 گرم نوزاد هنگام تولد .

4- زردي دوران نوزادي در حدي که منجر به تعويض خون شود.

5- مصرف داروهايي که اثر تخريبي روي شنوايي دارند . مانند آمينو گليکوزيدها

( خبتامايسين، توبرامايسين، کاتامايسين و استرپتومايسين، هنگامي که به صورت دوره اي و طولاني مدت مصرف شود . )

6- مننژيت باکتريايي.

7- وجود نشانه هاي غير طبيعي يا اختلالاتي که با شنوايي مرتبط است .

8- نگهداري نوزاد در بخش مراقبتهاي ويژه نوزادان بيش از 5 روز.


 


فاکتورهاي دوران کودکي ( يک ماهگي تا سه سالگي ) که خطر ابتلاء به کم شنوايي را افزايش مي دهند عبارتند از :

1.نگراني والدين نسبت به تأخير زبان آموزي و تکلم ، با توجه به سن کودک.

2.مننژيت باکتريايي و عفونتهاي مرتبط با کاهش شنوايي .

3.ضربه به سر که با کاهش هوشياري کودک يا شکستگي جمجمه همراه باشد .

4.مصرف داروهايي که اثر تخريبي بر روي شنوايي دارند مانند آمينو گليکوزيدها به مدت طولاني .

5.عفونتهاي مزمن گوش مياني و تجمع مايع در گوش مياني بيش از 3 ماه .

6.اختلالاتي مانند شکاف کام که عملکرد شيپور استاش را مختل مي کند .

7.وجود سابقه کاهش شنوايي دائم يا پيشرونده در فاميل .

8.بيماريهاي دوران کودکي مانند اوريون، مننژيت ، مخملک.

9.آسيب هاي دوران کودکي به ويژه شکسستگي جمجه، برخورد اجسام تيز با سر يا گوش، قرار گرفتن در معرض اصوات بلند و... .

اگر کودک شما داراي يکي از فاکتورهاي فوق باشد ، نسبت به ابتلاء به کم شنوايي در معرض خطر بيشتري قرار دارد شما دراين رابطه بايد با يک متخصص گوش و حلق بيني و يک کارشناس شنوايي شناسي( اديولوژيست) مشورت نماييد و در صورت تشخيص، بايد از کودک شما ارزيابي کامل شنوايي به عمل آيد .

"عوارض ناشي از وجود کم شنوايي دائم"

اگر کودک شما يا هر فرد ديگري مبتلا به کم شنوايي باشد و براي تشخيص ، درمان و توانبخشي آن اقدام نکنيد ، پس از گذشت زمان کمي به عوارض ناشي از کم شنوايي نيز مبتلا مي شود . اين عوارض عبارتند از :

تأخير در رشد طبيعي گفتار و زبان، اختلالات توليدي گفتار ، اختلال در روان بودن گفتار، اختلال در صرف و نحو زبان، اختلال در ارتباط گيري، اختلال عاطفي- رفتاري، اختلال در تفکر، تاخير در رشد اجتماعي- فرهنگي ، اختلال در يادگيري و افت تحصيلي، اختلال خواندن و نوشتن ، اختلال در حافظه شنيداري ، بروز ناتوانيهاي درکي - شنيداري، کاهش ذخيره لغات و ...


"درمان و توانبخشي"
پس از ارزيابي شنوايي ، متخصص شنوايي شناسي ، درباره وضعيت شنوايي کودکتان با شما صحبت خواهد کرد . برخي اختلالات شنوايي ، مانند اوتيت گوش مياني و گوش خارجي به وسيله دارو قابل درمان است ، اما برخي ديگر از اختلالات شنوايي ، مانند کاهش شنوايي حسي - عصبي قابل درمان دارويي نيست و فرد بايد در پروسه توانبخشي قرار گيرد . در تعريف، توانبخشي عبارت است از مجموعه خدمات پزشکي، اجتماعي ، رواني ، حرفه اي و آموزشي که به منظور باز تواني فرد اجرا مي شود تا کارايي فرد به بالاترين حد ممکن برسد و بتواند به طور مستقل در جامعه زندگي کند .

با پيشرفتهاي به عمل آمده در زمينه فن آوري ، در سالهاي اخير، فراهم آوردن اطلاعات گفتاري به وسيله سمعک ، حتي براي کودکاني که مبتلا به شديدترين ميزان نقص شنوايي باشند نيز ممکن گرديده است .

سمعکها مؤثرترين راهکار و بهترين تدبير درماني براي اغلب افراد مبتلا به کم شنوايي مي باشند .

خصوصيات الکترواگوستيکي سمعک ، بايد با خصوصيات باقي مانده شنوايي فرد مبتلا به کم شنوايي ، تطبيق داده شده و سمعک براي گوش آن فرد تنظيم شود . لذا فرد مبتلا به کم شنوايي نمي تواند هر سمعکي را استفاده نمايد ، بلکه براي تجويز و تنظيم سمعک بايد به متخصص اديولوژيست مراجعه کند .

البته بهتر است به خاطر داشته باشيد که هميشه پيشگيري بهتر است از درمان...


 

نوشته شده توسط نيايش در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 9:22 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


آشنایی با کودکان استثنایی

 آشنایی با  کودکان استثنایی

انسانها در ابعاد مختلف  جسمی ، ذهنی و رفتاری تفاوتهای قابل مشاهده ای دارندکه حکمت و فلسفه خاصی زیر بنای این تفاوتها است .

هریک ازانسانها درمفهومی عام وگسترده استثنایی هستند زیرابایکدیگرتفاوتهایی دارند اما این تفاوتها چشمگیر نیست .

                                   انواع تفاوتهای فردی

الف- تفاوتهای بین فردی

ب- تفاوتهای درون فردی

هر فرد  با افراد  دیگر تفاوت  دارد و این  تفاوت  را ،تفاوت ”بین فردی“ می نامند .

همچنین استعدادها و تواناییهای گوناگون فرد نیز با هم همسنگ  نیستند ، که  این  را  تفاوت  ”درون فردی ” می گویند.

                چگونگی  سنجش تفاوتهای  بین فردی  و درون فردی

انسان ها در برخورد با یکدیگر ، اول مشخصات ظاهری را  در  نظر  می گیرند  و سپس  خصوصیات  روانی و اخلاقی را ملاک تشخیص خود قرار می دهند .

 

 

 

برای این که سنجش ما بری ازتعصب و دقیق باشد  و به  توانیم  به مفهوم  واقعی  استثنایی پی ببریم نیاز به  وسایلی برای سنجیدن داریم که به آنها آزمونهای روانی می گوییم .

                                                                آزمونهای روانی

با این آزمونها میتوان تواناییهایا خصوصیاتی مانند هوش،شخصیت،؛سازش با محیط و ... را اندازه گیری کرد.

معمولا“ برای ساختن آزمونهای روانی ونیز تعبیر و تفسیر نتایج  این آزمونها ، از  منحنی احتمالات طبیعی فرضی استفاده می شود .

اصطلاحا“   دو سوم  افراد  با  خصوصیاتی مانند هوش،شخصیت ،توانایی خواندن و غیره را که در وسط این منحنی قرارمیگیرند”بهنجار“یا ”طبیعی“ وبقیه را که دردو طرف راست وچپ منحنی قرار می گیرند”نابهنجار“ یا ”غیر طبیعی“ یا ”استثنایی“ می نامند .

 

                                                    ویژگیهای آزمونگر :

1- تخصص لازم در اجرای آزمون  و شناخت ویژگیهای آن و نیز چگونگی تعبیر و تفسیر آن

2- آشنایی  با قوانین  و اصول مربوط  به رشد کودکان و ادراک درست آن

3- داشتن درک مناسبی از تفاوتهای  بین فردی    و درون فردی

4- توانایی برقراری ارتباطی دوستانه وصمیمی   با کودک قبل از اجرای آزمون

 

5- توجه به  حالتهای ویژه  کودکان  مانند  خواب آلودگی ،خستگی، گرسنگی، تشنگی ، بی رغبتی ،  نیاز به توالت  و مانند آن

6- ممانعت از حضورمتغییرهای مزاحم در هنگام اجرای آزمون مانند سروصدا، دخالت دیگران و مانند آن

7- پرهیزاز تک  بعدی نگریستن به مساله وتوجه به ابعاد مختلف جسمی ،ذهنی و رفتاری کودکان

8- مشاهده  دقیق آزمودنی در هنگام پاسخگویی به آزمون و ثبت رفتارها و گفتارهای وی و سپس تجزیه و تحلیل آن

 

                                                    معرفی چند آزمون معتبر

                                                  الف- آزمون استنفورد بینه

بینه اولین فردی بود که ماموریت یافت آزمونی تهیه کند که کودکان عقب مانده را در کلاس تشخیص دهد .

آزمون بینه  در سال 1916 توسط  لویس ترمن در دانشگاه استنفورد تراز گردید .

این آزمون به صورت انفرادی  اجرا می شود و احتیاج  به    اجرا کننده متخصص در این زمینه را دارد .

با این  مقیاس  بهره هوشی  را که بر اساس رابطه بین سن شناسنامه ای و سن عقلی فرد است بدست می آید .

 

 

ب - آزمون وکسلر

 دیوید وکسلرتهیه کننده سه سری آزمون وکسلراست   که برای گروههای مختلف سنی ساخته شده  است .

این  مقیاس  نه تنها بهره  هوشی  کلی ، بلکه  بهره هوشی   کلامی  و  بهره  هوشی  غیر  کلامی   را     می سنجد .

برای محاسبه بهره هوشی در این آزمون از جداول خاصی که براساس سنجش هوش هرفرد در مقایسه      با همسالانش تهیه شده است ،استفاده می شود .

 

ج شاخص بلوغ اجتماعی وایلند

این آزمون یکی از مقیاسهای تعیین رشد  اجتماعی است که با میزان توانایی فرد دربرآوردن نیازهای عملی  خود  در زندگی  روزمره و قبول مسئولیت سرو کار دارد .

دارای 117 ماده  یا  سوال  می باشد که بر اساس کودکان تقسیم شده است .

با نمره های کسب شده  توسط فرد ، می توان سن اجتماعی  و  سپس ” بهره اجتماعی ”  را محاسبه کرد .

                                                هشت طبقه سوال آزمون وایلند

1- خودیاری عمومی

2- خودیاری در غذا خوردن

3- خودیاری در لباس پوشیدن

4- خود رهبری

5- اشتغال

6- ارتباط

7- جنبش

8- اجتماعی شدن

 

                                دو مقیاس دیگر برای سنجش رفتار سازشی

1- شاخص سنجش رفتارتطابقی انجمن آمریکایی بررسی نقایص ذهنی

این مقیاس از دو بخش تشکیل می شود

الف شامل  بررسی  ده  حوزه  قابلیت که در  برگیرنده کارکردهای  مربوط  به خود مختاری ،رشد فیزیکی،رشد زبان و فعالیت های شغلی و حرفه ای است .

ب- شامل بررسی دوازده حوزه از رفتارهای ناسازگارانه ازجمله رفتارهای ضد اجتماعی،عدم اعتماد، گوشه گیری و ... است .

 

                                                 2 - سیاهه رفتار تطابقی کودکان

این مقیاس توسط مرسر و لی واز ساخته شده و دارای  بیش از 20 سوال است که از شش طبقه مختلف : خانواده ، اجتماع، ارتباط  با همسالان ، نقشهای مربوط  به  فعالیتهای فوق برنامه مدرسه دادوستدهای  روزانه  و مراقبت  از خود تشکیل  شده است .

 

                                               

  ه آزمون آی . تی . پی . ا

این  آزمون  توسط کرک و همکارانش ساخته شده و نقطه  شروعی است  برای  تعیین مواد و روش آموزشی مناسب با توجه به  تفاوتهای بین فردی   و   درون  فردی   دانش آموزان استثنایی است .

دارای 12 قسمت است که عملکرد دانش آموز را در جهات مختلف اندازه می گیرد .

 

                                                                انتقاد از آزمونها

انتقاد در مورد روایی و پایایی آزمونها می باشد .

از آن جمله انتقاد پیاژه بر خشک و غیر قابل انعطاف بودن سئوال های آزمونها است .

انتقاد دیگر،  سوء استفاده از آنها در جهت منافع استعماری است.

استفاده ازآزمون ها ی مختلف در آموزش و پرورش تنها هنگامی مجازاست که مراد سنجیدن  پیشرفت تحصیلی یا سازگاری  بیشتر  دانش آموز  با  محیط  باشد  درغیر این  صورت  استفاده  از این آزمون ها نه تنها مفید نیست  بلکه زیان آور نیز هست .

 

                                                                مفهوم خاص استثنایی

” اصطلاح استثنایی “ فقط به عده بسیار معدودی از  دانش آموزان  گفته  می شود  که  تفاوت ها    و انحرافات آنان از متوسط بسیار متفاوت است .

دانش آموزاستثنایی،دانش آموزی است که ازنظر جسمی  یا  خصوصیات  رفتاری و ذهنی با اکثر دانش آموزان  همکلاس  خود تفاوت فاحش دارد    وآموزش ویژه برای اومناسبترازآموزش معمولی است .

 

                                  گروه بندی کرک ازدانش آموزان استثنایی

1- انحرافات هوشی ( تیز هوشان و کند ذهننان )

2- نقایص حسی(کم شنوا ،ناشنواوکم بینا، نابینا)

3- دشواری های ارتباطی ( مشکلات تکلمی و اختلالات یادگیری)

4- نابهنجاری های رفتاری

5- دشواری های حرکتی

6- سایر موارد استثنایی و بیماری ها

 

                  درصد شیوع دانش آموزان استثنایی(نتایج مطالعات مارلند)

1- تیزهوشان                                          3

2- عقب ماندگان ذهنی                             3/2

3- مشکلات شنوایی                                6/0

4- مشکلات بینایی                                  1/0

5- مشکلات تکلمی                                 5/3

6- اختلالات یادگیری                                  1

7- اختلالات رفتاری                                   2

8- دشواری های حرکتی                           5/0

9- بیماری های مزمن و چند معلولیت ها      06/0

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:27 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان تیزهوش

کودکان تیزهوش

                                                                تعریف هوش

هوش یکی از جذابترین و جالب توجه ترین نیروهای روانی است  که  جلوه های آن در موجودات  مختلف  به میزان  متفاوت  قابل مشاهده است .

1- هوش کشش مغزی وتوان روانی موجود زنده است .

2- هوش بینش در حل مسایل و امور است .

3- هوش ترکیبی از تفکر و تخیل است .

4- هوش درک رابطه علت و معلولی است .

5- هوش همان چیزی است که آزمون های روانی آن را اندازه گیری می کند .

6- وکسلر هوش مجموعه نیرو یا ظرفیتی است که فرد با کمک آن  می تواند در محیط خود با اندیشه ای سنجیده و رفتار و کرداری موثر و با هدف عمل کند .

7-  پیاژه  هوش نتیجه   تاثیر دائمی  ومتقابل فرد با محیط است که  اگر این  رابطه  به  صورت   متعادل  صورت  گیرد ،موجب توانایی سازگاری فرد با محیط و پیشرفت هوشی می شود .

هوش هرفرد به مجموعه عملکردهای وی درکلیه امورزندگی اطلاق میشود .

 

                                               

         تعریف تیز هوشان و با استعدادها

هیچ  تعریف  مطلق  و کاملی  که مورد قبول همگان باشد و جود ندارد .

بعلاوه  هر فرهنگی  نیز با  توجه به ارزشها،  نگرشهاو سبک زندگی،تیزهوشی واستعداد را به گونه ای متفاوت تعریف می کند .

تعاریف اولیه درباره تیزهوشی،بیشتربر بهره هوشی تاکید داشت .

 

                                                  تعریف مارلند از تیزهوشی

کودکان تیزهوش و با استعداد ،کسانی هستند که  به   تشخیص  متخصصان  روان شناس و روان سنج ، دارای تواناییهای برجسته اند وقادربه انجام اموردرسطحی عالی میباشند.

او  عقیده  دارد  که   این   کودکان   دارای توانایی های فوق العاده در یک یا چند زمینه از شش زمینه زیر هستند .

                                                                 توانایی هوش کلی

این تواناییها ، بوسیله آزمونهای میزان شده هوش و توسط متخصص سنجیده می شود .

                                                                استعداد درسی ویژه

توسط آزمونهای پیشرفت تحصیلی  اندازه گرفته می شود .

                                   توانایی فکری آفریننده ، ابتکاری و مولد

دارای افکاری به طرزغیرعادی ابتکاری  بوده   و جنبه خلاقیت دارد .

 

                                                       

   توانایی رهبری

توانایی نفوذ در دیگران را داشته و می توانند  آنان را در جهت مورد نظر خود هدایت نمایند .

                                                                ذوق و استعداد هنری

افرادی که دارای ذوق و استعداد فوق العاده  در زمینه های موزیک،شعر،نقاشی،رهبری ارکستروازاین دست هستند .

                                                                توانایی حرکتی فوق العاده

افرادی  که معمولا“ درمدرسه  بعنوان قهرمان دریکی از ورزشها شناخته می شود .

                                تفاوت ظریف بین تیزهوش بودن و با استعداد

افراد تیزهوش درهوش کلی برجسته اند یعنی عملکرد آنان درکلیه امورازمتوسط همسالانشان بیشتر است .

اما افراد با استعداد عملکردشان در کلیه امور ازمتوسط همگنان  خود برترنیست بلکه  در یک  یا چند زمینه ویژه ، فوق العاده برجسته اند .

 

                روشها و معیارهای شناسایی تیزهوشها و با استعدادها

بطورکلی دوروش کلی برای تشخیص تیزهوشان معمول است .

1- شناسایی آنان به وسیله آزمونهای میزان شده

2- شناساسی آنان از راه مشاهده معلم

شناسایی بر اساس آزمونهای میزان شده

الف- آزمونهای انفرادی هوش هوش  کلی  را  می سنجند مانند آزمون  وکسلر ، استنفورد- بینه    و لی تر

ب- آزمونهای گروهی هوش -  هوش کلی  را  می سنجند     و به  صورت   گروهی  اجرا  می شوند  مانند آزمون هوش ریون

ج- آزمون های  پیشرفت تحصیلی   میزان معلومات درسی دانش آموزان وچیرگی آنها سنجیده می شود  که   به صورت گروهی اجرا می شود .

د آزمونهای آفرینندگی یا خلاقیت

به صورت فردی  یا گروهی اجرا  می شود  و با آنها نیروی ابتکار نوآوری و خلاقیت فرد سنجیده می شود مانند آزمون خلاقیت تورنس 

شناسایی دانش آموزان تیزهوش و با استعداد ،با استفاده از روش مشاهده :

                                                  1 - قضاوت آموزگار

آموزگار با مشاهده خود می تواند چگونگی درس خواندن، یادگیری و علاقه های دانش آموزان را ارزشیابی کند .

علاوه براین مشاهده آموزگار در زمینه های زیر  می تواند  به شناسایی تیزهوش ها و با استعدادها کمک کند .

الف توانایی  بیان  احساسات و هیجانات

ب- توانایی درهنرهای تجسمی و لذت بردن     از آنها

ج- مهارت در حل مسائل و مشکلات گروه

د- ابتکار و ابداع

                                               

   2 - قضاوت پدر و مادر

قضاوت والدین از فرزندان خود بعلت آگاهی نداشتن از  معیارهای  سنجش ، اعتبار علمی ندارد.

والدین معمولا“ از نظر عاطفی  به فرزندان خود وابسته هستند و همین امر اجازه ارزشیابی عینی وخالی از احساسات را به آنان نمی دهد .

دیگر اینکه امکان مقایسه کودکان همسن وسال با فرزندشان وجود ندارد.

با این حال شاید  والدین  در سنین پیش از دبستان بهترین مشاهده کننده و مطلع ترین داور در مورد علاقه ها ،استعدادها،نیازهاو رفتار کودکان باشد.

                  3- قضاوت همسالان

نظر دانش آموزان نسبت  به  همکلاسان خود می تواند مکمل آگاهیهای ما در مورد شناخت شاگردان تیز هوش و با استعداد باشد.

                  4- قضاوت شخصی

با توجه  به  بلوغ  جسمی  و ذهنی  در  دوره راهنمایی و دبیرستان ،می توان ازبرداشت ها و  قضاوت   آنان   نسبت   به   توانایی ها و محدودیتهایشان بهره برد .

                                                ویژگیهای دانش آموزان تیزهوش

با  توجه  به خلاصه   تحقیقات  دکتر  ترمن  وسایرپژوهشها در این زمینه،بشرح پاره ای از ویژگی های تیزهوشان می پردازیم :

                                1 - وضعیت اقتصادی و طبقه اجتماعی

الف میزان تحصیلات والدین دانش آموزان تیزهوش در اکثر موارد 4الی 5 سال بالاتر از حد متوسط تحصیلات در جامعه مورد مطالعه است .

ب- میزان طلاق و جدایی والدین در این  نوع  خانواده ها،کمتر از نوع متوسط طلاق در جامعه مورد مطالعه است .

                                   شرایط خانوادگی و محیط زندگی تیزهوشان

1- محیط  روانی و عاطفی تیزهوشان بسیار مهمتر از محیط فیزیکی و مادی زندگی آنان است .

2- تفاهم و توافق  والدین  عامل  عمده ای در موفقیت تیزهوشان است .

3- والدین تیزهوش به فرزندان خود علاقه شدید دارند    و نسبت به آنان احساس تعهد می کنند.

 

4- دراکثر موارد ،به نظر می رسد که والدین تیزهوشان خود را وقف رشد و کمال فرزندان کرده اند .

5- والدین  تیزهوشان  تاکید  بسیاری  بر مسایل اخلاقی  و مذهبی دارند .

6- والدین تیزهوشان به سازماندهی وبرنامه ریزی های دقیق در زندگی فرزند خود توجه دارند .

7- والدین  تیزهوشان  بر زندگی فرزندان خود ، کنترل معقول و منطقی اعمال می کنند .

8- در خانواده های تیز هوشان روابط حمایتی و منطقی متقابلی وجود دارد

 

 

ج -  نسبت  دانش آموزان  تیزهوش  در شهرهای بزرگ،بیشتر از شهرهای کوچک و روستاها است

                                                 2 - مشخصات بدنی :

رشد بدنی  این  کودکان  بطور متوسط ، بیشتر از کودکان معمولی است . آنها از نظر قد ، بلندترواز نظروزن ، سنگین ترازحد متوسط اند . کمتربیمار می شوندونیزمیزان نقص حسی، پوسیدگی دندان ، ضعف عمومی ، سوءتغذیه و... در آنان  کمتر از کودکان عادی است.

5- وضعیت تحصیلی  و فعالیت های  خارج                                                                                    ازکلاس درس:

معمولا“خواندن راپیش از مدرسه  رفتن یاد می گیرند و از نظر درسی  دو یا سه  سال جلوترازهمکلاسان خود هستند.

تمایل دارند با کودکان بزرگترازخود  بازی کنندوعلاقه خودرانسبت به بازیهای کودکانه زودتر از دست می دهند.

                     6- ازدواج،طلاق و هوش فرزندان

میزان ازدواج  درگروه تیزهوشان  با  میزان آن درجمعیت عادی مساوی است ، اما طلاق دربین آنان کمترازجمعیت عادی است.

                                                                  سایرمشخصات :

علاوه  بربرتری آنان در خصوصیات بالا ، این گروه درویژگیهای زیر بهترازمتوسط می باشند.

الف- غنای خزانه لغات و تبحردرکاربرد کلمات

 

ب- درک روابط منطقی ،توانایی درک وفهم روابط منطقی و نتیجه گیری درست از آنها

ج- داشتن تفکر انتزاعی یا مجرد

د- سرعت دریادگیری

ه- آینده نگری

و- کنجکاوی و علاقه گسترده

ز- دقت و تیزی در مشاهده

ح- حافظه قوی

ط- خلاقیت و ابتکار

 

                   چگونگی طراحی برنامه های آموزشی برای تیزهوشان

برنامه های  آموزشی  باید  مستقیما“  براساس   نیازها، علائق،تواناییها،درجه تحصیلی و قدرت آفرینندگی  آنان انجام شود .

                                                     انواع برنامه های آموزشی

1- غنی سازی برنامه های آموزشی در مدارس  عادی

اگر به  دانش آموز تیزهوش  اجازه  طی  کردن  سریع کلاسها داده نشود ،برای این که برنامه  در خور توانایی  او باشد،می توان برنامه معمولی را غنی کرد.

                  راههای غنی تر کردن برنامه های آموزشی

1- ارائه  کردن  مطالب  اضافی  و مفید  درباب  موضوع موردعلاقه دانش آموز

2- گروهبندی  دانش آموزان  در کلاس ، بنحوی  که دانش آموزان تیزهوش باهم قرارگیرند.

3- بوجود آوردن امکان یادگیریهای اضافی

4- فراهم کردن امکانات وفرصت کافی برای تجربه  کردن

5- استخدام یک معلم آموزش ویژه برای تیزهوشان

6- بکارگرفتن رسانه های مختلف به عنوان  ابزار  آموزشی

7- در نظرگرفتن  معیارهای  تحصیلی  بالا  برای تیزهوشان

گالاکر معتقد است که این برنامه ها باید به گونه ای تنظیم شوندکه شش مهارت رادرآنان تقویت کند.

دهان و کاخ  غنی سازی  را ترکیبی  ازبرنامه های آموزشی متناسب با نیازها،علایق و تواناییها کودکان تیزهوش می داند.

انجمن ملی آموزش و پرورش آمریکا دونوع برنامه                  غنی سازی را پیشنهاد می کند:

الف- غنی سازی عمقی یا عمودی برنامه ها- هدف ازاین برنامه فراهم  ساختن  زمینه  تفکر تخصصی     و ویژه در امر مطمح نظر است .

ب - غنی سازی  افقی   یا   عرضی   برنامه ها موقعیت هایی را فراهم آوریم که این کودکان بتوانند اطلاعات گوناگون و وسیعتری را کسب کنند.

2- سرعت بخشیدن به برنامه های آموزشی

این روش امکان تمام کردن برنامه مدرسه را درزمان کمتریا با سن پایین ترازمیانگین کلاس می دهد. که به شیوه های مختلفی قابل اجرااست.

الف- شروع پیش ازموقع مدرسه

ب- جهش تحصیلی

ج- پیشرفت پیوسته و مستمر

د- سایرروشها

3- مدارس یا کلاسهای ویژه

برای  تیزهوشان  می توانیم  مدارس  ویژه ای داشته باشیم که  فقط دانش آموزان تیزهوش در آنها پذیرفته می شوند.

عده ای ازمتخصصان معتقدند که این جداسازی اولا“ بدلیل فشرده وسنگین بودن برنامه فشار بیش ازحد را به آنان وارد می کند، ثانیا“باعث می شود  که ازسایر افراداجتماع خود فاصله بگیرند.

 

                  محاسن و معایب برنامه های ویژه

                الف - محاسن

1- از توانائیهای ذهنی برجسته آنان اسفاده های لازم بعمل می آید.

2- اتلاف وقت این گروه از دانش آموزان کاهش یابد.

3- استعدادهای خلاق آنان امکان تجلی پیدا کند .

4- وضعیت ذهنی عاطفی   اجتماعی تیزهوشان  به  گونه ای مناسب تر مورد توجه قرار گیرد

5- انگیزه های آنان برای رقابت وفعالیت مناسبتر برانگیخته شود .

6- تحقیق در مورد ویژگیهای گوناگون آنان از سوی متخصصان فراهم آید .

 

                 ب معایب :

1- ممکن است موجبات  بروزاحساس غرور   وبرتری رادرآنان بوجود آورد .

2- بالا بودن انتظارات و توقعات از آنان

3- احتمال اشتباه درتشخیص کودک تیزهوش

4- دور ماندن تیزهوشان از مسایل  اجتماعی   و عاطفی افراد عادی جامعه

 

                       برخی نکات درآموزش و پرورش                                                                                  تیزهوشان

متنوع  و متناسب  بودن  برنامه ها  با توانایهای های   ذهنی

برآموزش دروسی مانند هنرتاکید بیشتری بعمل آید.

تشویق دانش آموزان بر تشخیص روابط بین دروس  مختلف

همکاری،هماهنگی و تبادل نظر معلمان تیزهوشان با یکدیگر

گردش های علمی و آشنا کردن آنان با امکانات محیط زندگی

استفاده ازفیلم ، اسلاید وسمینارهای علمی و آموزشی

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:24 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان با آسیب دیده ذهنی

                 کودکان با آسیب دیدگی ذهنی

 

                  دانش آموزان دیرآموز

این دانش آموزان از همسالان خود کندتریاد می گیرند و معمولا“ به سال های آخر دبستان  یا دوره راهنمایی و دبیرستان نمی رسند .

                            

 ویژگیها:

1- در درک مفاهیم ویادگیری مطالب ،کندترازمتوسط کلاسند .

2- درتشخیص روابط پیچیده ،ضغیفند.

3- ازدرک مفاهیم انتزاعی یا مجرد عاجزند.

4- برای یادگیری مطالب درسی ،به تمرینهای بیشتری نیاز دارند.

5- دامنه  معلومات  عمومی  آنان نسبت  به همسالان خود،   محدودتر است .

6- خزانه لغات محدودتری نسبت به همسالان  خود  دارند     و از دستور زبان ساده ای استفاده می کنند .

7- درخواندن وفهمیدن کتابهای درسی دچار اشکال هستند .

8- درانجام تکالیف درسی معمولا“2 تا 3  سال ازهمسالان خود عقب هستند.

با توجه به منحنی  طبیعی  فرضی ، این افراد 6/13 درصد کل جمعیت  را تشکیل  می دهند   و بهره هوشی  معادل 70 تا 85  دارند .

دارای  هیچگونه  علامت جسمی  یا  ظاهری مشخص نیستند  و بجز  در امور تحصیلی که ممکن است با شکست مواجه شونددرسایرامور  زندگی می توانند مستقل عمل کنندوموفق باشند.

تعریف نظری عقب ماندگی ذهنی از سوی انجمن آمریکایی بررسی نقایص ذهنی( (AAMD

 عقب ماندگی ذهنی عبارت است ازکنش عمومی هوش که به طور معنی دار پایین تر از  میانگین بوده  و  همراه  با  اختلالاتی  در رفتار  سازشی     می باشد که در طی دوره رشد ظاهر می گردد.

هوش پایین ترازمتوسط:

هوش  پایین تر از متوسط  معمولا“  توسط  نحوه عملکرد آزمودنی   بر آزمون های  هوشی  تعیین  می شود .

این کودکان از نظر بکارگیری حافظه،تداعی،طبقه بندی اطلاعات قدرت استدلال وقضاوت ، به گونه ای محسوس از همسالان خود در سطح پایین تری قرار دارند .

با  توجه  به  منحنی طبیعی فرضی و با استفاده ازآزمون وکسلر،دانش آموزانی که بهره هوشی آنان  بین  85  (1-  انحراف  استاندارد)  و70  (2- انحراف استاندارد)است،تحت عنوان مرزی خوانده می شوند.

دانش آموزانی که نمراتشان بین 2- و3- انحراف استندارد (بهره هوشی 70تا55)،درصورت دارا بودن  رفتارهای  سازشی  پایین ، عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر خوانده می شوند.

دانش آموزانی   که   پایین تر  از 3 -  انحراف استاندارد قراردارند ، اما قادر به پاسخگویی به برخی از سوالات آزمون هستند،درحوزه تربیت پذیر قرار می گیرند .

کودکانی  که  بهره هوشی آنان  پایین تر از 4- انحراف استاندارد است و قادر به پاسخگویی به سوالات  آزمون  نیستند ،  کودکان  حمایت پذیر می نامند.

 

 

رفتار تطابقی یا سازشی:

رفتار  تطابقی  تا  اندازه ای  به  عواملی  خارج از کودک  ، محیطی   که  وی   در  آن  زندگی می کند ، بستگی دارد.

با افزودن واژه تطابقی در تعریف ،عقب ماندگی نه  تنها  شامل عملکرد  ذهنی پایین ترازمتوسط است  ،  بلکه   ناتوانی   فرد در پاسخگویی  به خواستهای اجتماع رانیز همراه دارد.

طبقه بندی عقب ماندگان ذهنی ازدیدگاه آموزشی:

1- عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر:

چنین کودکانی به دلیل زیرهنجاری رشد ذهنی نمی تواند از برنامه های رایج تحصیلی که در مدرسه عادی وجوددارد بهره کافی ببرد.امااگر آموزش وپرورش مناسب باشد ،اوظرفیت رشد در سه زمینه را دارد:

1) آموزش پذیری در سطوح دروس ابتدایی

2) آموزش پذیری درتطابق اجتماعی،به این ترتیب  که کودک سرانجام بتواند به استقلال نسبتا“ مناسبی درجامعه دست یابد .

3) به دست آوردن شغلی که با آن بتواند در بزرگسالی  به  طور کامل  یا نسبی مخارج خود را تامین کرده و ازخود نگهداری کند .

عقب ماندگان ذهنی تربیت پذیر:

این کودکان دارای مشکلاتی درزمینه های زیرهستند:

1- دریادگیری مهارتهای آموزشگاهی حتی در سطح ابتدایی

2- در کسب  استقلال  و سازش  اجتماعی  درسطح بزرگسالی

3- درکسب کفایت های حرفه ای درسطحی که برای مواظبت ازخودبه کمک وهمراهی یا نظارت دیگران احتیاج نداشته باشد.

اما در زمینه های زیردارای استعدادهستند:

1- مهارتهای خودیاری

2- توانایی  حفظ  خود از خطرهای  معمول  در خانه مدرسه وهمسایگی

3- سازگاری در خانواده یا همسایگی

4- همکاری در کارهای  عادی  و  روزمره  در خانه   و همسایگی و مفید بودن به لحاظ اقتصادی

عقب ماندگی ذهنی این افراددرخلال نوزادی و کودکی مشخص می شود .

عقب ماندگان ذهنی حمایت پذیر :

اکثر کودکان  فوق معلولیت های چندگانه  دارند  وممکن است  دارای فلج مغزی،فقدان شنوایی یا بینایی باشند .

هدف برنامه های  تربیتی  برای   این  کودکان محدود  به  آموزش آنان  برای کسب سازگاری اجتماعی در محیط های تحت نظارت است .

برآورددرصد شیوع

ارقامی  که   نشاندهنده   درصد  شیوع کودکان عقب مانده ذهنی است ،معمولا“  از یک  نمونه  جمعیتی  به نمونه  دیگر مطابقت دارد . در حالیکه ارقام مربوط به  تعداد کودکان  عقب  مانده ذهنی  از مکانی به مکان دیگر متفاوت است .

 

 

دلایل اختلاف موجود بین متخصصان در ارائه تخمین ها و نمودارها و ارقام

1- به کارگیری حداقل های متفاوت ازهوش بهر ،برای تعیین زیر هنجاری ذهنی

2- برداشتهای گوناگون ازرفتارهای سازشی

3- نسبتهای متفاوت از طبقات  اجتماعی اقتصادی

4- درصد شیوع متفاوت در سنین مختلف

علل عقب ماند گی های ذهنی

رشد ونموکودک ازلحظه ترکیب سلول نروماده با بسته  شدن نطفه  آغاز می گردد . این سلول جدید  با  سرعتی عجیب  و درعین حال نظمی شگفت انگیز،مراحل گوناگون رشدسلولی رادر رحم مادرمی گذراند.

رحم  مادر اولین و مناسبترین محیطی است که موجبات رشد جنین رافراهم می سازد .

در اکثرموارد  این  فعل   و  انفعالات  سلولی ،بطورطبیعی و با  نظم  خاص  خود  صورت     می گیرد.اما ، گاهی  برخی  از عوامل  باعث غیر طبیعی شدن نوزاد می گردد.

انجمن نقایص ذهنی،عوامل عقب ماندگی ذهنی را در 9گروه عمده قرارداده است .

یکی ازانواع گروهبندی های سنتی ازعلل عقب ماندگی های ذهنی بدینگونه می باشد:

 

 

 

الف -اختلالات کروموزوم ها وژنها

   حیات هر انسان با ترکیب سلول نروماده آغاز می شود  این ترکیب را تخم بارور شده یا گامت می گویند .

    تخم بارورشده درهسته خود 46رشته کوچک وبزرگ دارد که به آن کروموزوم می گویند .این کروموزومها را  دوبدو مرتب می کنند و لذا 46  کروموزوم را  به  صورت  23 جفت نمایش می دهند .

در طول هر کروموزوم یک رشته نقاط یا واحدهائی در روی یک خط قرار گرفته اند که ژن می نامند .

هر یک از ژنها  مکان  معینی از کروموزوم را اشغال می کند که به نام مقر ژن یا لوگوس نامیده می شود .

اختلالات کروموزومی و ژنی می تواند کودک استثنایی بوجود آورد.

انحراف از تعداد 46 کروموزوم

الف ناهنجاری های کروموزومهای غیر جنسی (اتوزومی )

ب ناهنجاری های کروموزومهای جنسی

1- سندرم دان یا تریزومی کروموزوم شماره 21

این سندرم توسط پزشک انگلیسی لندن جی دان شناسایی شد . او این افراد را تنها به علت  شباهت ظاهری آنان ازنظر  قیافه  به مغولها ، مانند  چشمهای  مورب ،جمجمه پهن وبینی پهن،مغولی نامید .

گیبسون و فرانک سیزده علامت بدنی را که بیشتر در بین این کودکان معمول است نام برده است .

قضاوت صرفا“ از روی  علائم  ظاهری  بسیار خطرناک و نادرست است و باید ازسنجش هوش وبویژه مطالعه کروموزومها بهره گرفت .

پژوهشها نشان داده اند که سن 35 یا بیشتر مادر دراین امر نقش دارد .گاه مجموع سن پدر ومادر که بیش از 8 سال باشد درایجاد این سندرم موثر است

اشکال سندرم دان :

سندرم دان وابسته به جنس مادر 95%

انتقال یا ترانسلوکاسیون 4%

سندرم موزائیکی دان 1%

 کودکان با سندرم دان از نظر بهره هوشی در گستره 25 تا 70 قرار دارند و میانگین 50 قرار دارند .

 در صد  شیوع  500/1  تا 1000/ 1و 64 % پسر   و 36% دختر می باشد.

2- تریزومی کروموزوم های 17 یا 18

علائم : عقب ماندگی ذهنی    نقایص قلبی مادر زادی گوشهای بزرگ و پایین قرار گرفته خمیدگی انگشتان      و دستها نارسایی کلیوی و000با درصدشیوع 3در10000مورد است .

3- تریزومی کروموزوم های 13 یا 15

 

علائم :  عقب  ماندگی  ذهنی  -  نقایص  قلبی مادرزادی ناشنوایی لب شکری شکاف کام نقایص چشمی پل بینی پهن فاصله اندک بین چشم و ابرو   گوشهای پایین افتاده       و انگشتان اضافی و000با درصد شیوع حدود 2در10000مورد است

انواع اختلالات کروموزومی جنسی :

الف سندرم کلاین فلتر :

   این بیماری اغلب در مردها دیده می شود .  کروموزوم های جنسی  این  بیماران   جفت xy   بصورت    xxyو بعبارتی  دارای 47 کروموزوم هستند .

   علائم :  آترفی بیضه ها    مسدود  شدن  مجاری  منی ساز    و در نتیجه عقیمی   عدم  رشد  موهای  صورت   صدا و حرکات زنانه ،دستگاه تناسلی رشدی نکرده ومعمولا“سینه ها رشد  بیش  از حدی  دارند تمایلات جنسی به جنس مخالف وجود ندارد و تمایلات همجنس گرایی مشاهده می شود .

   در برخی موارد بیماران دارای 48 کروموزم که 44 عدد آن عادی و 4 عدد آن جنسی است .

  تمایلات  خشونت  آمیزورفتارهای تهاجمی  و جنایی   در این  افراد   بیشتر از مردان طبیعی است  واحتمال زندانی   شدن چنین  مردانی  شش برابر مردان  عادی است .

  انواع  نادرتر  این   بیماری  به  صورت xxyy و xxxyy گزارش شده است .

پ سندرم ترنر :

این بیماری که خاص زنان است با نمودار کروموزمی xo مشخص می شوند .

علائم : نداشتن تخمدان تغییر شکل در استخوان بندی و عقب ماندگی ذهنی

ج سندرم تریپل  x

   این  بیماران  بر عکس  سندرم  ترنر حالت  تریزومی  یا  3 کروموزوم جنسی  x  دارند و بعبارتی دارای 47 کروموزوم هستند .

   علائم : درجاتی از عقب ماندگی ذهنی میزان خون قاعدگی کم فوق زن بودن و داشتن خصایص زنانگی بیشتر

اختلالات ساختمانی کروموزومها

گاهی  ممکن  است   در  اثر  عواملی   مانند  برخی ازویروسها،پرتوتابی یا بعضی ازداروها،کروموزومی شکسته  شده  و اختلال  درساختمان  کروموزومی به وجود آید

در برخی  از موارد ،قطعه شکسته شده کروموزومی ازبین می رود مانند سندرم فریاد  گربه  که  درنتیجه کمبودنسبی قطعه ای از یکی ازکروموزومهای  4یا5  ایجاد می شود .

این افراد دارای اختلال در دستگاه  صوتی وحنجره هستند

علائم :

جمجمه کوچک،عقب ماندگی ذهنی،چشمان مورب  با  فاصله زیاد ازیکدیگر، گوشهای پایین افتاده ،نقایص قلبی مادرزادی ،آرواره کوچک و عقب رانده شده است .

انواع اختلالات متابولیسمی ژنتیکی :

1- بیماری فنیل کتونوریا :

   بدن کودک در اثر بی نظمی ژنی نمی تواند  آنزیم لازم به منظور جذب فنیل آلانین که یک اسید آمینه در  پروتئین  است  را  بسازد و لذا در اثر اجتماع فنیل آلانین  در خون  منجر به  عقب ماندگی ذهنی می شود .

تشخیص این بیماری ازطریق وجوداسیدپیروویک درادراراین بیماران است .

2- بیماری گالاکتوزمیا :

  علت  این  بیماری  که  منشاء   ژنتیکی  دارد نوزاد نمی تواند گالاکتوز یعنی قندی که در شیر است  را  به  علت  کمبود آنزیم لازم  جذب کند و کودک را مبتلا به عقب ماندگی ذهنی می کند.

اگراین بیماری زود تشخیص داده شود و برنامه رژیم  غذایی  تنظیم  شود ، می توان ازضا یعه مغزی جلوگیری کرد .

ب- اختلالات محیط رحم مادر

اختلالات    محیط   رحم   مادر ، موجبات ناهنجاریهای مادرزادی یا نقایص آشکار در ساختمان بدن رافراهم می سازد که معمولا“  با به دنیا آمدن نوزاد قابل مشاهده است .

برخی از این اختلالات بشرح زیر است :

عوامل عفونی و ویروسی

الف ویروس سرخجه : مادران بارداری که در دوران  سه ماهه اول  بارداری به سرخجه مبتلا گردند ،ممکنست نوزادانی باناهنجاریهای مادرزادی به دنیا آورند

این بیماری موجب ناهنجاریهای چشمی،اشکال در گوش  داخلی ، اختلال  در قلب  ودربرخی موارددرلایه مینای دندان می شود.

در بعضی موارد سبب ناهنجاریهای مغزوعقب ماندگی ذهنی می شود .

85 درصد  زنان نسبت  به این بیماری مصون هستند و نیز این  ویروس ازطریق جفت ،داخل  بدن جنین می شود .

اخیرا“ واکسنهای  موثر ومطمئنی  بر علیه این بیماری تهیه شده که باید سه ماه قبل ازبارداری تزریق شود .

ب- ویروس تب خال ساده :

معمولا“ انتقال  این عفونت در نزدیکی زمان زایمان انجام می گیرد وبا علائمی مانند میکروسفالی،میکروفتالمی،بزرگی کبدوطحال وعقب ماندگی ذهنی مشخص می شود .

ج- ویروس سایتومگال :

این ویروس باعث ناهنجاری و عفونت های جنینی مزمن  که  پس ازتولد باقی می ماند ، می گردد . علائم اصلی این عفونت ،میکروسفالی، آهکی شدن مغز ،نابینایی ،بزرگی کبدوطحال می باشد .

د- توکسوپلاسموز:

عفونتهای دوران بارداری  ناشی  ازاین انگل،ایجاد ناهنجاریهای مادرزادی مانند آهکی شدن  مغز ، هیدروسفالی ،  عقب ماندگی  ذهنی   و   در  برخی    مواقع ،میکروفتالمی و سایر  نواقص   چشمی می کند .

ه- سیفلیس :

این  بیماری  می تواند سبب ناشنوایی مادرزادی  وعقب ماندگی ذهنی درفرزندان می شود ونیزدر بسیاری ازاعضای بدن مانند ریه و کبد ضایعات این  بیماری  به   صورت   فیبروز  منتشر شده مشخص می گردد.

 و- سایر عفونتهای  ویروسی و  ازدیاد  درجه حرارت(هیپرترمی)

2- پرتوتابی

بیماریهایی مانند میکروسفالی ونقایص جمجمه،  اسپینابی فیدا ، نابینایی ، کام شکری  و نقایص سایر اندامها ممکن است  در نتیجه  درمان زن بارداربا مقدارزیادی اشعه ایکس یا  درمعرض اشعه ایکس بودن اوبوجود آید.

ماهیت ناهنجاریها بستگی به مقداراشعه ومرحله تکامل  جنینی که  اشعه  به آن تابیده  شده است دارد.

3- عوامل شیمیایی

نقش  عوامل  شیمیایی ، به  ویژه داروها  در ایجاد ناهنجاریها در انسان رابسیارمشکل می توان اندازه گیری و تعیین کرد .

داروهای ضدجنون وضداضطراب است.این داروها که به عنوان آرام بخشهای اصلی و فرعی دردرمان بیماری های روانی به کار می روند مانند فنوتیازین     ولیتیوم ،کلرودیازپوکسید ودیازپام به عنوان داروهای به وجود آورنده ناهنجاریها ی مادرزادی مورد شک  و تردید هستند .

4- اختلالات مربوط به سوخت و سازبدن مادر

اختلال درسوخت و ساز بدن مادرازجمله دیابت یا  مرض قند  مادر موجب شیوع درصد بالایی ازمرده زایی ، مرگ  زودرس  نوزادان ،چاقی و بزرگی غیر طبیعی نوزادان می شود .

همچنین  اختلالات  قلبی ، استخوانی  و دستگاه عصبی مرکزی ناشی ازاین ناهنجاری ها است .

5- تغذیه نادرست و ناکافی

کمبود ید مادر که منجربه بیماری کرتینیسم و درنتیجه عقب ماندگی ذهنی درکودک می شود .

هنگامی  که تراوش  غده تیروئید پیش از بلوغ کاهش یابد ، رشد  طولی استخوان ها  متوقف می شود ، اما استخوانها ازلحاظ عرضی رشد پیدا می کنند و کودک به نوعی چاقی غیرعادی دچار می شود .

سایر علائم  بالینی لبهای کلفت ، زبان برآمده،موهای زبر،پوست خشک و خشن و شکم برآمده است .

6- اختلالات هورمونی

فعالیت نامنظم ،بیش ازاندازه یا کمترازحد غدد داخلی می تواند اختلالات  هورمونی  و در نتیجه  دشواری دررشد جسمی- روانی جنین بوجود آورد .

ترشح  بیش  از حد  هورمون  رشد غده  هیپوفیز در سال های رشد کودک  پدیده  غول  پیکری  را  ایجاد می کند و افزایش آن درپایان دوران رشد،آکرومگالی را سبب می شود .

7- ناسازگاری های خونی

بر سطح خارجی گلبول های قرمزانسان ها دو نوع  آنتی ژن  به نامهای  A وB وجود دارد  که بعضی  از افراد آنتی ژن  نوع A و برخی نوع  Bوعده ای هردو ژن A وB و تعدادی  هیچ یک  از آنها را ندارند که با گروه خونی O مشخص می شوند .

کسانی که آنتی ژنAدارنددرپلاسمای خون  آنان  آنتی کر  Bو عده ای که آنتی ژن B دارند آنتی کرAوآنان که آنتی ژن  ABدارند هیچیک  از آنتی کرها را ندارند و عده ای که هیچیک ازآنتی ژنها راندارند هردوآنتی کرها رادارند .

حال اگر گروه خونی مادر Aو جنینB    باشد چون خون جنین آنتی کرAوخون مادر آنتی کر Bدارد آنتی کرBدرمقابل آنتی ژن B رسوب  می دهد و موجبات لخته شدن خون مادر را فراهم می آورد واگرمیزان آن زیاد باشد ممکنست باعث مرگ مادر و جنین شود .

علاوه بر عامل های یاد شده ، در خون پروتیین های دیگری از جمله آنتی ژنی بنام عامل  RHوجود دارد که درشرایط خاص سبب لخته شدن  و رسوب کردن گلبول های قرمزمی شود .

این عامل ازطریق وراثت به فرزندان منتقل می شود

خون 85درصد افراد دارای عامل  RH+و15درصد   فاقد این عامل هستند که آنان را RH_ می نامند .

 

 

عدم  تجانس  بین  عامل   RHمادر وجنین اهمیت بسیار دارد به ویژه هنگامی که مادر RH_  و جنین  RH+  باشد  و به طریقی گویچه های سرخ جنینی در خون مادر نفوذ کند  که  سبب  ایجاد  واکنش  پادتن درخون مادرمی شود  که برعلیه جنین به طرف وی برمی گردد و سبب شکسته شدن گلبول های سرخ جنین می شود .

یرقان حاصله از ناسازگاریهای خون مادروجنین اگربه موقع به آن توجه نشود ،ممکن است سبب عقب ماندگی ذهنی ،فلج مغزی،حرکات کره ای فرم ،اختلالات انقباضی واختلالات گویایی شود

با تجویزپزشک 48 ساعت پس ازتولد نوزاد به مادران RH_ آمپول های ”گاماگلوبولین“ برای جلوگیری ازساخته شدن آنتی کروبرای کم خطر کردن حاملگی های بعدی تزریق می شود .

8- اعتیاد

اعتیاد والدین بویژه مادردردوران بارداری به مواد مخدر، الکل و  دخانیات ، تاثیرات نامطلوبی برجنین می گذارد .

بین مصرف مواد  مخدر و ناهنجاری های دستگاه عصبی مرکزی ونیزناهنجاری های اندامها ارتباط وجود دارد .

9- هیجان و اضطراب

هیجانات شدید و ناگهانی مادریااضطراب مداوم مادر دردوران  بارداری  ممکنست  رشد جنین رامختل سازد .

علاوه بر عوامل یاد شده ، انجام دادن  کارهای سنگین وصدمات ناشی ازتصادفها و ضربه ها هنگام  بارداری  گاهی  به  ناقص  شدن جنین می انجامد

2- عوامل مربوط به لحظه تولد

اکثر مشکلات  مربوط به لحظه تولد ،نتیجه اختلالاتی  است  که  درماه های اولیه رشد جنین   بوجود   می آیند  و  این   اشکالات تنها درهنگام تولد متظاهر می شود .

ممکنست در لحظه تولد حوادثی پیش آید که سلامت نوزاد را به خطر اندازد

3- عوامل مربوط به بعد ازتولد

الف مسائل بهداشتی

بی توجهی به بیماریهای مختلف کودک ومادرباردار    در رشد جنین اختلال  بوجود می آورد همچنین پس ازتولد مادران تهیدست گاه به علت فقروعدم  آگاهی کافی حتی کودکان خود را برای تزریق واکسن های لازم نزد پزشک نمی برند و به همین  سبب  در این کودکان بیماری های ویروسی و عفونی زیادتر دیده می شود .

ب- مسائل مربوط به سوءتغذیه

تغذیه  ناکافی  و ناسالم  باعث می شود که مواد غذایی لازم به بدن کودک نرسند و از این لحاظ رشد جسمی و ذهنی کودک دچار اختلال گردد .

نتایج تحقیقات دکتر بلانتون بیانگر این است که افزایش  اختلالات  یادگیری دردانش آموزان با کمبودموادغذایی رابطه مستقیم دارد .

ج سوانح

حوادث  غیر مترقبه  گاهی  باعث ناقص شدن دانش آموز می شود . یک تصادف شدید با اتومبیل یا پرت شدن ازبلندی ، ممکنست  موجب ضربه های  مغزی شود وبرای همیشه دانش آموزرابا مشکلاتی  مواجه سازد .

صدمه هاوآسیب های مغزی  می تواند  موجب عدم هماهنگی عضلات و نیز احتمالا“ کم هوشی شوند .

د کمبود محرک های محیطی و امکانات فرهنگی

برای رشدطبیعی قوای ذهنی کودک وجودمحرکهای محیطی لازم و ضروری است .

علاوه  بر این  برای  رشد هر یک   از  استعدادها   و توانایی های فردی موقع و زمان  یادگیری ، نقش مهمی را ایفا می کند .

بنابر این هر دو عامل  یعنی عامل  زیستی و عامل محیطی برای رشد هوش و خصوصیات انسانی هر فرد بسیارمهم و اساسی است .

ه- مسائل عاطفی

رابطه  گرم و صمیمی  بین مادروفرزند  برای رشد عاطفی و شخصیت کودک بی اندازه حائز اهمیت است .

تحقیق  منو نشان  می دهد  که   علت  بسیاری ازناسازگاری های اجتماعی کودکان را باید در  نارسایی رابطه عاطفی کودک با مادریا جانشین اوجستجوکرد .

و مسائل اجتماعی

مهمترین  عوامل اجتماعی که افراد جامعه  را تحت تاثیرقرارمی دهند عبارتند از :

1- نابرابریهای اجتماعی

اختلاف شدید طبقاتی، تبعیض وبی عدالتی های اجتماعی ،اقتصادی وآموزشی وروش ناصحیح تقسیم ثروت و کار ،موجب بدبینی،بی اعتمادی وسرخوردگی افرادجامعه می شود .

2- تسلط اقلیت براکثریت

افراد اقلیت  سعی دارند  تا  نقش های  مهم اجتماعی واقتصادی رابه عده ای خاص که تایید کننده  سیاست  و  روش  آنان   هستند ،بسپارندوازاین رواکثریت مردم درکارهای کم اهمیت وپایین وکم درآمد مشغول میشوند

3- تسلط نژادی

تسلط  نژادی  معمولا“  با  فشار سرنیزه  وزور تحمیل  شده و درزمانی که  فشا ر و زور کاری ازپیش نبرده است باسلاح ”علم“به جنگ آن رفته اند .

4- پیشرفت سریع تکنولوژی

در کنار تاثیرات مثبت تکنولوژی درزندگی بشر ،نمی توان تاثیرات منفی آن رانادیده گرفت .

5- جنگ و بحرانهای اقتصادی

 

جنگ ، نظام اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه را دگرگون می سازد و آثاری مانند افزایش  جرم  و جنایت ،  فقر و گرسنگی،  اعتیاد ، سرگردانی وبالاخره اختلال جسمی و روحی بجا می گذارد .

6- بیکاری

این مشکل مهم اجتماعی زمینه رابرای انحرافات مختلف ازقبیل دزدیها،انحرافات جنسی ،  جنایات واعتیاد هموار می سازد .

7- بی ایمانی وبی اعتقادی

یکی ازجلوه های  منفی دنیای به اصطلاح مدرن ،ازدست رفتن اعتقاد وایمان توحیدی  افراد است      که این امرزندگی بشررابه خطرانداخته و درحال   ازهم گسیختن هسته اصلی ارزشهای انسانی است .

4- عوامل ناشناخته

آن دسته  از دانش آموزان  استثنایی که برای استثنایی بودن آنها نمی توان دلیل معین و مشخص ذکر کرد در این  رده قرارمی گیرند،یعنی استثنایی بودن آنان به عوامل ناشناخته مربوط است .

ویژگیهای رشدی کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر

1- وضعیت جسمانی وتواناییهای حرکتی

چنین کودکانی در زمینه های فوق نمرات پایین تری نسبت به همسالان عادی خود کسب می کنند.

هرچندازنظرقدو وزن  اکثرکودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر مشابه کودکان  عادی هستند  اما با این حال  در کل از وضعیت جسمانی و حرکتی ضعیف تری  نسبت  به همسالان عادی خویش برخوردارند.

2- حافظه وتوجه

این  کودکان  درعناصرتشکیل دهنده رشدذهنی مانند  حافظه  و توجه  نیز پایین تراز کودکان عادی  عمل  می کنند.

ناتوانی  آنان در توجه و ناتوانی در انتقال اطلاعات ازحافظه  کوتاه مدت  به بلند مدت ازاهمیت بیشتری برخورداراست .

یکی از عناصرمهم درحافظه ،توانایی درتوجه کردن وبرسرتکلیف ماندن است

این کودکان به جای تمرکزبرتکلیف ،قسمت اعظم وقت خود  را با بلند شدن  از صندلی و تعامل با سایرهمکلاسان هدرمی دهند.

این عنصربی توجهی  ممکن است  آبشخور  شکست درتکا لیف درسی باشدکه خودباعث دلسردی  ودر نتیجه بی  رغبتی به این نوع تکالیف می شود .

3- فراگیری وکاربرد زبان

یکی ازعلائم بارزعقب ماندگی ذهنی کودکان تاخیردررشد زبان است .

کرامرنتایج مطالعات خود را بدین شرح عنوان می کند

1- این کودکان مراحل رشد زبانی را کندترطی می کنند.

2- کودکان مرزی  ازنظررشد زبانی بهترازکودکان عقب مانده ذهنی هستند

3- تواناییهای شناختی ضعیف مانند فراخنای حافظه کوتاه مدت محدود ،ممکن است مسئول تاخیردرتواناییهای زبانی   این کودکان باشد.

 

4- ویژگیهای شخصی واجتماعی

مشکلات  این کودکان  دراین زمینه  به واکنشهای دیگران دربرخورد با شرایط آنان ونیزبه عدم موفقیت آنان درسطحی که  دیگران  انتظار دارند بر می گردد.

یافته های کافمن وپاین دراین زمینه

1- افراد عقب مانده ذهنی به  طور معمول  بیشتر از  افراد  عادی  شکست را تجربه  می کنند و لذا انتظار   شکست های بعدی درآنان رشد می کند.

2- کودکان  عقب مانده  در موقعیت های جدید  حتی اگر پایین تراز توانایی ذهنی آنان باشد،دچارافسردگی   می شوند .

3- کودکان  عقب مانده ذهنی  پس  از یک  شکست مختصر،  تمایل  کمتری  نسبت  به  کودکان  عادی درافزایش فعالیت خویش دارند .

5- سازگاری شغلی

یافته های مطالعات انجام شده درزمینه سازگاری شغلی بشرح زیراست :

1- عقب ماندگان  آموزش پذیر  می توانند  انجام کارهای ساده ونیمه مهارتی رادرسطح بزرگسالی بیاموزند .

2-  وضعیت  استخدامی آنان  نشان  می دهد که حدود80% آنان به تدریج با مشاغلی ازنوع نیمه مهارتی و ساده سازگارمی شوند .

3- شکست  این گونه  افراد  در  مشاغل   ساده ،عمدتا“ بستگی به ویژگیهای شخصی  و روابط اجتماعی آنان دارد.

برای سازگاری شغلی این کودکان نیاز به برنامه آموزش حرفه ای می باشد که شامل  زمینه های زیر باشد :

آگاهیهای شغلی راهنمائی حرفه ای   تربیت حرفه ای به کارگماری سازگاری اجتماعی

ویژگیهای رشدی کودکان  عقب مانده ذهنی تربیت پذیر

تمام  این  کودکان  دارای   نوعی   ضایعه بیولوژیکی هستند که عقب ماندگی را سبب شده است که عمدتا“شامل اختلال درسوخت وساز، وجودآسیب مغزی یا ناهنجاری های ژنتیکی می باشد .

برخی خصوصیات بارز آنان

1- وضعیت جسمانی وتوانایی های حرکتی

به  علت  ضایعه  در سیستم  اعصاب  مرکزی ،اختلالاتی درهماهنگی عضلات بزرگ و ایفای مهارتهای  حرکتی مشاهده می شود  و معمولا“ حرکات  آنان  اغلب ناشیانه ،نا زیبا ، ناموزون  زمخت،سفت وشبیه راه رفتن آدم آهنی می باشد

2- فراگیری زبان

صدمات  مغزی می تواند  اثرات  مخربی بر کل  فرایند یادگیری  کودک   به  ویژه درفراگیری زبان وی بگذارد .

درصداندکی از این کودکان مبتلا به آفازیا  و بعبارتی  فقدان  زبان که در اثر ضایعه بخشی از کرتکس مغز است ، می باشند .

3- ویژگیهای شخصی و اجتماعی

علل بسیاری از مشکلات فوق ، محدودیتهای شناختی آنان  است . که  این محدودیت ها  موجب  مشکلاتی در توانایی های  زبانی می شود  و  احتمالا“  دارای رفتارهای تکراری ،  بدون  انعطاف و  تا اندازه ای انفعالی خواهد بود

علاوه  بر اینها ، تمابل  به بیش فعالی  و در شرایط فشارزابازگشت به رفتارهای پایین تر دوران کودکی وجود دارد .

عمده ترین  برنامه های آموزشی برای کودکان عقب مانده آموزش پذیر

1- مدارس یا کلاسهای ویژه

2- جریان  غالب    جا یدهی  دانش آموزان استثنایی در کلاسها ، مدارس و یا مراکزشغلی  و حرفه ای

اهداف برنامه های آموزشی دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر

1- آموزش مهارتهای اساسی

2- فراهم  سازی  زمینه  رشد عادات  مناسب درخصوص بهداشت فردی

3- تسهیل نمودن رشد روابط اجتماعی

4- ایجاد زمینه برای کسب تعادل هیجانی واحساس استقلال

5- تامین شرایط عضویت مناسب درخانه وجامعه

6- فراهم  سازی زمینه رشد و توسعه فعالیت های مربوط به اوقات فراغت

7- تامین صلاحیت شغلی ازطریق کارآموزی در حرفه های مناسب

8- ایجاد زمینه برای درک وشناخت مناسب مسائل جنسی

نحوه آموزش دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر

1- کسب تجارب موفقیت آمیز

2- فراهم کردن بازخورد

3- تقویت پاسخهای درست

4- تعیین  سطح  بهینه کودک  درانجام  امورقبل از شروع آموزش

5- اقدام نظامدار

6- لحاظ کردن حداقل تغییردرامورموردتدریس

7- فراهم  ساختن انتقال مثبت  یا آگاهی از یک موقعیت به موقعیت دیگر

8- تکرار تجارب برای بسط پرآموزی

9- تکرار  تجارب  یادگیری  مواد  به  گونه ای متناوب

10- در مراحل  ابتدایی  یادگیری ، تنها آموزش تداعی با  ثبات  یک  محرک  یا نشانه را با یک پاسخ یا نشانه دیگر.

11- تحریک علاقه

12- محدودیت درکمیت موادآموزشی

مشکلات خانواده کودکان معلول ذهنی

اطلاع ازخبرمعلولیت کودک برای  والدین  به  مثابه شوکی دردناک عمل می کند .برخی از این مشکلات عبارتنداز:

1- تصمیم گیری در خصوص اینکه آیا کودک را به موسسه ای حمایتی بسپارند یا خود از وی  نگهداری کنند.

2- تفکردراین زمینه که ممکن است کودک هرگزبه خودکفایی لازم نرسد.

توصیه هایی جهت پیشگیری ازمعلولیتهای ذهنی

1- مراجعه  به مراکز  مشاوره  خانواده   و  ژنتیک  قبل ازازدواج

2- ممانعت از بارداری زنان در سنین بسیارکم یا بالا

3- توجه  پزشک  ووالدین  به ناسازگاری های خونی وبه ویژه RH

4-استفاده از دارو در ماههای اول بارداری با نظرپزشک

5- پرهیز مادران  باردار از تماس  با  بیماران  مبتلا  به بیماریهای عفونی و ویروسی

6- و 000

 

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:20 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان آسیب دیده بینایی

 

                     کودکان آسیب دیده بینایی

شب کوری

دراثرکمبودشدیدویتامین Aبوجود می آید بدینگونه  که  مقدارویتامین در سلولهای استوانه ای  و نیز  مقدار مواد  شیمیایی حساس  به  نور درسلول های مخروطی پایین  می رود و حساسیت این سلول ها کاهش می یابد .

آستانه مطلق و آستانه اختلافی

حداقل محرک لازم برای تحریک حس ویژه ای  را  آستانه   مطلق   تحریک  آن   حس می نامند .

تمیز  حداقل مقدار افزایش یا کاهش محرک را آستانه اختلافی می نامند .

تعریف و طبقه بندی کودکان با مشکلات بینایی

1- نابینایان

2- کم بینایان

باراگا  معتقد  است  مشکلات  بینایی  به  سه دسته ،نابینا،کم بیناو کودکانی بااختلال درمیدان دید تقسیم می شود .

بتمن این کودکان راباتوجه به روشی که آنان برای خواندن بکارمی برند به نابینا وکم بینا تقسیم می کند .

انجمن ملی جلوگیری ازنا بینایی ، فردی رانابینا   تلقی  می کند  که  از  میزان بینایی 200/20 یا کمتربرخوردار هستند و افراد کم بینا فردی است که  میزان بینایی وی از 200/20 بیشتر، اما از 70/20 کمتر است .

آزمایش بینایی

غربال اولیه کودکان درزمینه  اختلال  بینایی به وسیله نموداراسنلن می باشد.

 

علل آسیبهای بینایی

علل  اصلی  آسیبهای  بینایی  شامل  بیماری های  عفونی،  تصادفات ،ضربه ها ،مسمومیت ها ،غده ها ،بیماری های عمومی وبیماریهای دوران بارداری مادران وعوامل ارثی است .

وراثت یکی ازعلتهای بیماریهایی چون آب مروارید،تحلیل عصب بینایی ،زالی است .

گاهی شرایط محیطی موجب معلولیتهای بینایی درکودکان می شود .

3- سایر ناهنجاری ها

الف- زالی

ب- آب مروارید

ج- تراخم

د- آب سیاه

ه- عفونتهای چشمی

و- کمبود یا سوءتغذیه

ز- بیماری قند

ح- بی احتیاطی وبی توجهی

نقایص و ناهنجاریهای رایج بینایی

1- خطاهای انکساری

الف دوربینی

ب- نزدیک بینی

ج- آستیگماتیسم

2- نقص درعملکردماهیچه های چشم

الف لوچی

ب- دوبینی

ج- نیستاگموس

 

بر آورد درصد شیوع

تنها  یک  در هزار کودکان ، دچار  معلولیت  بینایی  هستند .

نکات ضروری درآموزش و پرورش کودکان  نابینا و  کم بینا

1- تقویت حس شنوایی

2- ضرورت احساس وادراک فضایی که درآن زندگی می کنند.

3- مشخص و واضح صحبت کردن با آنان

4- یاد دادن نظم و ترتیب به آنان

5- پرورش  حس لامسه در آنان

6-000

7-000

8-000

 

 

                   آموزش خط بریل

برای آموزش  خواندن و نوشتن  به  نابینایان از خط بریل که برجسته و قابل لمس است  استفاده می شود  این خط  از ترکیب مختلف شش نقطه برجسته  که  درسه  ردیف ودوستون قراردارند و از بالا به پایین و از چپ به راست ،ازطریق لمس  آنها  با  انگشت  سبابه  خوانده   می شود ،بوجود آمده است .

 

برای نوشتن خط بریل ازوسایل زیراستفاده میشود :

1- ماشین تحریربریل پرکینز

2- لوح وقلم ویژه بریل

این خط به دقت ،علاقه،تمرین وزمان بیشتری نیازمند است و  نیزنوشتن و خواندن  آن کندترا زخط معمولی انجام  می شود و به علت قطرکاغذهای مخصوص آن ،کتابهای  خط بریل حجیم تر و سنگین ترازکتاب های معمولی است .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:10 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان آسیب دیده شنوایی

             کودکان آسیب دیده شنوایی

 

کودکانی که ازلحاظ شنوایی اشکال دارند،ممکن است  بکلی  ناشنوا  یا  کم شنوا  باشند. احتمال دارد ناشنوا به دنیا آمده ،یا بعد ازیادگیری زبان وصحبت کردن ، ناشنوا شده  باشند.

انواع ناشنوایی

1- ناشنوایی ناشی ازاختلال حلزون یا عصب شنوایی که ناشنوایی عصبی نامیده می شود .

2- ناشنوایی ناشی ازاختلال مکانیسم های گوش میانی  برای  انتقال   صوت   بداخل  گوش  که ناشنوایی هدایتی خوانده می شود .

میزان شنوایی معمولا“  به  وسیله  واحد دسیبل اندازه گیری  می شود .  گستره  شنوایی انسان عادی  بین 0تا120  دسیبل است وازدست دادن شنوایی تا میزان  25  دسیبل   فقدان  عمده ای محسوب نمی شود .

ناشنوا فردی است که با استفاده ازوسایل کمکی یا بدون بهره گیری ازآنها  نمی تواند گفتارهای دیگران را ازطریق حس شنوایی بشنود .میزان ناتوانی  حس  شنوایی  این  افراد 70 دسیبل یا بیشتر است .

کم شنوا شخصی است  که با استفاده از وسایل کمکی  یا  بدون  بهره گیری  ازآنها  درشنیدن گفتارعادی دیگران مشکل دارد. میزان ناتوانی آنها بین 25تا69 دسیبل است .

 

طبقه بندی دانش آموزان ناشنوا وکم شنوا

1- ناشنوایی بر اساس زمان  بروز  نقص شنوایی (ناشنوایی فبل ازفراگیری زبان یا بعداز فراگیری زبان باشد)

2- ناشنوایی براساس میزان شنوایی ازدست رفته (ملایم  یا  خفیف   متوسط - متوسط تاشدید- شدید- عمیق)

آزمایش شنوایی

بهترین طریق آزمایش شنوایی استفاده ازدستگاه سنجش شنوایی و جدول شنوایی است که توسط متخصص صورت می گیردو مشخص می شود که  نقص  شنوایی به چه ترتیب و به چه میزان است .

10 نشانه و علائم مشکل شنوایی وجود دارد که معلم باید نسبت به آنها حساس باشد .

علل ناشنوایی

1- وراثت - بسیاری  ازموارد ژنتیکی مانند ژنهای غالب  و مغلوب  ونیز ژنهای وابسته به  کروموزوم جنسی X می تواند ناشنوایی رابه وجود آورد.

2- سرخجه مادرزادی سرخجه  مادر در  طول سه ماهه اول بارداری می تواند اثرات جدی برجنین داشته باشد.

3- پیش رسی کودکانی که باوزن کمتراز5/2 کیلوگرم به دنیا می آیند معمولا“پیش رس نامیده می شوند.

4- ناسازگاریهای خونی

5- مننژیت 8درصد کودکان ناشنوابعدازتولدبه سبب  بیماری  مننژیت که شامل حمله میکروبی به گوش میانی است ، شنوایی  خود را از دست داده اند.

6-  عفونت   گوش  میانی    معمولا“   نزد  کودکان  خردسال  شایع  است  و سبب   جمع  شدن  مایع درگوش میانی  می شود و اگر این وضعیت مزمن  گردد ، اختلال شنوایی ازنوع خفیف تا متوسط رابه وجود می آورد .

درصد شیوع

میزان  شیوع  کودکان ناشنوا فقط یک درهزار و در کودکان  کم شنوا در حدود3تا4 در هزار می باشد .

نکات ضروری درآموزش وپرورش کودکان باآسیب های شنوایی

کاربرد سمعک

یکی از مهمترین  وسائل  کمک به کودکان ناشنوا، ساخت یا ابداع  سمعک  الکتریکی می باشد. با این وسیله شدت کمبود شنوایی دربرخی ازافراد کاهش می یابد.

آموزش و پرورش زبان ومهارتهای ارتباطی کودکان ناشنوا

در آموزش  وپرورش  این  کودکان  دو  هدف  عمده مد نظر است :

الف- رشد زبان

ب- رشد مهارت های ارتباطی

در خصوص  مهارتهای  ارتباطی ، گروهی بر تکلم و گفتارخوانی (لب خوانی) تاکید دارند و برخی دیگر بر به کارگیری حرکات انگشتان یا دستها  را توصیه می کنند .

روشهای متداول آموزش مهارتهای ارتباطی

الف روش شفاهی شنیداری

دراین روش سعی  می شود  باقیمانده  شنوایی فرد را  تقویت  نموده  و از طریق  گفتار خوانی و تکلم برای رشد مهارت های ارتباطی استفاده شود .

ب- روش روچستر

این  روش  ترکیبی  از روش  شفاهی شنیداری به علاوه هجی کردن با انگشتان دست می باشد .

ج- روش شنیداری

در این روش تاکید بررشد توانایی گوش دادن وتربیت حس شنوایی است .

د- روش ارتباطی کلی یا جامع

در این روش اختلاطی از هجی کردن با انگشتان دست،زبان اشاره ، گفتارخوانی ،تکلم و تقویت شنوایی به  طور همزمان است .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:7 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان با آسیب دیدگی گفتاری وتکلمی

 

                          کودکان با آسیب دیدگی گفتاری وتکلمی

         

 تعریف تکلم ،زبان و اندامهای تکلمی

تکلم یا گفتار، شکلی از زبان است  که  در آن با استفاده از نشانه ها ی کلامی  یا علائم  قراردادی  مقاصد و عواطف فرد به دیگری منتقل می شود .

اما  اصطلاح  زبان  معمولا“   به   تمام  اشکال  و  انواع ارتباطات  انسانی  اطلاق می گردد  که  برای بازگونمودن افکارواحساسات گوناگون  از طرق  مختلف  مانند نوشتن،    گفتن، خواندن ، به کارگیری دستورو قواعد زبان،تغییرات قیافه ، اداها ، هنرو000 به کار می رود.

           تقسیم بندی اندامهای گفتاری

1- اندامهای تنفسی شامل ششها،نایژه هاونای است

2- اندام های واج ساز    این  اندام ها  در  محفظه غضروفی موسوم به حنجره قرار دارند که نقش آنها تولیدواج ، حالت بی واجی ، تولید نجواوحالت انسداد است .

3- اندامهای تلفظی شامل حفره حلق،دهان و بینی است .

علاوه بردستگاههای گفتاری ،مغزانسان به ویژه ناحیه بروکا  و  ورنیکه  از  حساسیت    خاصی   در  تکلم برخورداراست.

آسیب  به منطقه خاصی در کنارقطعه پیشانی  نیمکره چپ با نوعی اختلال تکلم به نام آفازیای بیانی  مرتبط است .

همچنین آسیب به قشر مخ  درنیمکره چپ  و درقطعه آهیانه ای با نوعی اختلال تکلم به نام آفازیای دریافتی ارتباط دارد.

          تعریف اختلال تکلم

تکلم غیرعادی یا ناهنجار،گفتاری  است که  با  بیان و گفتارعامه  جامعه  تفاوت فاحش دارد که این تفاوت منجر به جلب توجه دیگران شده و نیز ارتباط را مختل می کند وباعث ناراحتی وخستگی متکلم و شنونده می شود .

 

            تعریف اختلال زبان

عبارتست از دریافت ، فهم وبیان  کلمات گفتاری یا نوشتاری به صورت غیرعادی یا ناهنجار

طبقه بندی اختلالات تکلمی

1-  اختلال  در  تلفظ   کودکان   با  این  اختلال معمولا“ صداها را به یکدیگر تبدیل می کنند.

2- اختلال درصدا- اختلال کیفی صداازگرفتگی آن   تا تو دماغی صحبت کردن راشامل می شود.

3- اختلالات  زبانی شامل  دو اختلال  آفازیا   وتاخیردررشد زبان است .

4- خاموشی انتخابی   ناشی  از فقدان   تعادل عاطفی می باشد .

5- تکلم کودکانه توجه  بیش از حد به  نیازها  وخواسته های کودک ویا تقلید گفته های کودکانه وی ،  والدین  باعث  تقویت  تکلم  کودکانه  در فرزندشان می شوند.

6- لکنت  زبان   لکنت زبان  تنها   نشانه ای  ظاهری   و مرضی از وجود مشکلی است که کودک با آن  مواجه می باشد .

                        انواع لکنت زبان

1- لکنت زبان کلونیک   تکرارتشنج آمیز یک واج یا هجا قبل از اینکه کلمه یا جمله ادا شود.

2- لکنت زبان تونیک   بازماندن عضلات گویایی به مدت چند ثانیه تا یک دقیقه

3- مکررگویی صرف

4- برخورداری ازحافظه شنوایی

5- داشتن فراخنای دقت طبیعی

6- نداشتن بیماری مزمن

7- فقدان ضایعات مغزی

8- غلبه طرفی

9- سالم بودن زمینه های ارثی خانوادگی

    علل اختلالات ارتباطی

برای اینکه رشد تکلم و زبان روندطبیعی خودرا  طی کند باید عوامل زیر مهیا باشد.

1-برخورداری ازهوش کافی

2- سالم بودن دستگاه گویایی

3- شنوایی طبیعی یانزدیک به طبیعی

           مراحل شناسایی و تشخیص

1- گرفتن شرح حال

2- ارزیابی هوش

3- سنجش شنوایی

4- بررسی سیستم اعصاب مرکزی

5- بررسی ویژگیهای فضای خانوادگی و ارتباط آن با اختلالات تکلمی

6- ارزیابی دقیق تکلم

 

                    برآورددرصدشیوع

مشکلات تلفظی                                 3%

لکنت زبان                                  7 /0 %

اختلالات صدا                               2 /0%

شکاف کام                                    1 /0%

فلج مغزی                                     2/0%

تاخیردررشدتکلم                              3/0%

نقص شنوایی                                  5/0%

تاخیرزبانی                                       1%

مجموع                                            6

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:5 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان با اختلالات یادگیری

 

                     کودکان با اختلالات یادگیری

 

  تعریف و ویژگیهای کودکان با اختلالات ویژه یادگیری

این کودکان ” در یک  یا تعدادی  از  فرایندهای اساسی  یادگیری: فهم  مطالب ،  کاربرد   زبان گفتاری یا نوشتاری دچارمشکل اند.این اشکالات ممکن است درکودکان به صورت های گوناگون مانند:دشواری درگوش دادن،فکرکردن،؛صحبت کردن،خواندن،نوشتن،هجی کردن،حساب کردن ظاهر شود .

 

              

    ویژگیها

1- بهره مندی ازهوش تقریبا“ متوسط یا بالاتر

2- سالم بودن از نظر حواس مختلف

3- برخورداری ازامکانات محیطی و آموزشی

4- نداشتن نابهنجاری های شدید رفتاری

5- پیشرفت آموزشی به طورقابل ملاحظه ای کمتراز بهره هوشی ، سن  و  امکانات  آموزشی  که  از  آن برخوردارند.

      علل شکست این کودکان در امریادگیری

الف- فقدان انگیزش کافی

ب- فقدان توجه ودقت لازم

ج- دقت بیش از اندازه به جزئی از کل

د- فقدان هماهنگی لازم درحرکات

ه- جنب و جوش بیش ازحد

درصد شیوع

میزان برآورد شیوع آن از1تا30 درنوسان است .

  طبقه بندی کودکان با اختلالات  ویژه  یادگیری

1- کودکان با دشواری هایی درخواندن و هجی کردن

از اساسی ترین مشکلات این کودکان است .در واقع خواندن ادامه فرایندرشدتکلم وزبان است .

تاخیردررشد سیستم عصبی مرکزی یا آسیبهای مغزی به عنوان علت عدم توانایی  در خواندن می باشد .

دیس لکسی یا نارساخوانی اصطلاحی است که برای کودکانی که علی رغم هوش طبیعی قادر  به خواندن نیستند.

برخی  ازاین کودکان می توانند  واژه ها  را بخوانند ولی مفهوم آن را نمی فهمند این حالت را هیپرلکسی می نامند.

کودکان  با  دشواری های اساسی در نوشتن واملاء

اصطلاح دیس گرافی  برای  کودکانی که علی رغم هوش طبیعی بسیار بد می نویسند بکار می رود .

        علل نارسانویسی و دشواری درنوشتن

1- عدم توجه ودقت

2- ضعف مهارتهای حرکتی

3- اختلال درادراک بینایی حروف وکلمات

4- ضعف حافظه بینایی و شنوایی

5- دشواری درانتقال اطلاعات ازیک کانال حسی به کانال دیگر درپیوندهای حسی

6- انتزاعی بودن مطالب

    کودکان با دشواریهای اساسی درریاضیات

اصطلاحی که درمواردشدید این حالت به کارمی رود دیس کالکولی یا اختلال  در محاسبه و کسب  مفاهیم  ریاضی است. مهمترین علل اختلال کودکان درریاضیات

1- فقدان آمادگی ذهنی

2- تدریس ناکافی یا نادرست

3- ضعف حافظه بینایی وشنوایی

4-عملکرد پلیین هوش غیر کلامی

5- اختلال درادراک بینایی و شنوایی

6- اختلال در ادراک فضایی

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:2 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان با اختلالات رفتاری

            کودکان با اختلالات رفتاری

   تعریف اختلالات رفتاری

رفتارهای گوناگون افراطی،مزمن وانحرافی که  گستره  آن   شامل   اعمال  تهاجمی  یا برانگیختگی ناگهانی تا اعمال  افسرده گونه وگوشه گیرانه می باشد وبروزآنها به دوراز انتظار مشاهده کننده است . به طوریکه وی آرزوی توقف اینگونه رفتارها رادارد.

               برآورد درصد شیوع

درصد  شیوع  این  اختلالات  بستگی  به عوامل زیر دارد:

1- اهداف ، نگرشها وویژگیهای  سازمان یا فردی که ارقام یادشده رابرآورد می کند.

2- تعریفی که برای اختلالات رفتاری بکار می رود .

3- علت یا عللی که منشاء اختلالات  رفتاری هستند .

4- وسیله یا وسایل اندازه گیری در تشخیص اختلالات رفتاری

با  اینحال  اختلالات  رفتاری  را  با  ارقامی  چون 2%،8%،5/10%،20%و 24%برآورد می کنند.

طبقه بندی اختلالات رفتاری کودکان

دشواری های دسته بندی اختلالات رفتاری

1- علل متفاوتی می تواند زیربنای مشکلات رفتاری مشابهی باشد و نیز انواع  متفاوت  مشکلات رفتاری می تواند ازعلل مشابهی حاصل آمده باشد.

2- فراوانی رفتارهای نا سازگار بسیار گسترده است

3- چگونگی  شروع  اینگونه رفتارها و کیفیت رشدوپیشرفت آنها متفاوت است .

4- میزان ودرجه رشد آنها متفاوت است .

5- چگونگی  پاسخدهی  این  گونه رفتارها به روشهای درمانی گوناگون متفاوت است .

            انواع اختلالات رفتاری کودکان

1- بی نظمی درسلوک

رفتارهایی  هستند که  برای  جلب  توجه  از فرد  سر   می زنند ، مانندایجاد سرو صدای  بلند ، تقلای مداوم،   خشونتهای زبانی وبدنی

2- اضطراب وگوشه گیری

علل اصلی آن عبارتنداز حساسیت زیادازحد،احساس حقارت،عدم اعتماد به نفس،ترس و واهمه.آنان بجای بدرفتاربودن ،کم رفتارهستند.

ج- رفتارهای نامناسب یا ناپخته

خصوصیات   رفتاری  این  دانش آموزان  عبارتست از:بی علاقگی،کندی یا عدم فعالیت مناسب ،درخواب وخیال بودن ، صحبتهای  نامفهوم ، با اجسام صدا در آوردن و 000

د- رفتارهای ضد اجتماعی

اینگونه رفتارها شبیه رفتارهای بزهکاران است . این دسته  ازکودکان نمی توانند خود را با ارزشهای رایج وفق دهند.

    عوامل ایجادکننده اختلالات رفتاری

1- اختلالات بیولوژیک (مشکلات ژنتیکی، نورولوژیکی وبیوشیمیایی)

2- فضای خانوادگی نامساعد

3- تاثیرات سوءفرهنگی و اجتماعی

4- تجربه های   نامطلوب  و شکست های پی درپی درمدرسه

  چگونگی بررسی انحرافات رفتاری کودکان

1-  تعیین  دقیق  اینکه  منظور ازغیرعادی چیست ؟

2- تعیین کردن اینکه چه رفتارهایی احتیاج به زیاد یا کم شدن دارند.

3- پیدا  کردن  یک محرک  یا تقویت کننده مناسب برای تشویق یا تغییر رفتار

 

 

  نکات موردتوجه در کارکردن با این کودکان

1- از سرزنش و تحقیر دانش آموز یا  افراد وابسته  به  او خودداری کنید .

2- در برخورد با این کودکان بدانیم که به همفکری ویاری ما نیاز دارند.

3- اعتماد اورا دربوجود آوردن محیطی آرام وآزاد نسبت به خود جلب کنید.

4- بااودرباره خودش وخانواده اش دوستانه صحبت کنید.

5- با خانواده او تماس برقرارنمائید.

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:0 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان چند معلولیتی

                     کودکان چند معلولیتی

 

         تعریف کودکان چندمعلولیتی

به سبب شدت  اختلالات جسمی، ذهنی ، هیجانی یا ترکیبی ازآنها، نیاز به خدمات منظم آموزشی، پرورشی  ،  روانشناختی ، مددکاری  اجتماعی وپزشکی دارند،تادرحدودامکانات خویش بتوانند به طورموثردراجتماع وفعالیتهای مرتبط شرکت کنندودرواقع به حداکثررشد تواناییهای خوددست یلبند.

    در تعریفی دیگر،افرادچندمعلولیتی عبارتنداز:

1- تمام افراد باعقب ماندگی های ذهنی متوسط شدید و عمیق

2- تمام افراد با اختلالات هیجانی شدید وعمیق

3- تمام افراد باعقب ماندگی های ذهنی متوسط ، شدیدوعمیق که حداقل یک نوع معلولیت دیگر نیزداشته باشند.

درصد شیوع

میزان شیوع آن تقریبا“6 /1 %ازکل دانش آموزان استثنایی است که خدمات ویژه دریافت می کنند.

چگونگی شناسایی وطبقه بندی کودکان چند معلولیتی
پنج طبقه مجزانظام نمره ای آپگار

نوزادانی که نمره آنان در این نظام  بین 8 تا10  باشد،طبیعی و سالم هستندوآن گروهی که  نمره آنان کمتراز6باشد دارای تاخیررشدی واحتمالا“    اختلال درسیستم عصبی مرکزی هستند.

رسیدگی های آنی واولیه

هدف  اصلی  فراهم  سازی خدمات  آنی برای اینگونه کودکان ،ایجاد تغییررفتار درآنان است.

یک اصل اساسی دربرنامه های رسیدگی آنی واولیه ، درگیرکردن والدین است.

برنامه رسیدگیهای آنی واولیه به طریق زیرارائه می شود

1- خدمات خانگی

2- تشکیل واحدهای چهارنفری

ویژگیهای  کودکان چند معلولیتی با معلولیت عمده درعقب ماندگی ذهنی

1- عقب ماندگی ذهنی وفلج مغزی

نیمی  از کودکان مبتلا به  فلج مغزی  درطبقه عقب ماندگان ذهنی قرار می گیرند.

2 - عقب ماندگی ذهنی واختلال شنوایی

مشکل اصلی این دست ازکودکان برقراری ارتباط بادیگران،کندی دریادگیری ودشواری درحفظ آنچه آموخته اند ،است.

10 تا 15درصد عقب ماندگان  ذهنی دارای نقص شنوایی هستند.

3- عقب ماندگی ذهنی واختلال رفتاری

مشکل اصلی قابل توجهی از این افراد ،اختلالات رفتاری است .

ویژگیهای کودکان چند معلولیتی با معلولیت  عمده   دراختلال رفتاری

1- اوتیسم

اوتیسم  ناتوانی عمومی ، فزاینده ، شدید و مادام العمریست که اغلب در3سال اول زندگی ظاهر می شود .درصد شیوع آن پنج درده هزار نوزاد می باشد  و در  پسران 4برابر دختران  مشاهده می گردد.

       چهار معیاربرای شناسایی اوتیسم توسط راتر

1- اختلال شدید دربرقراری ارتباط

2- اختلال دررشدتکلم وزبان

3- رفتارهای قالبی وکلیشه ای

4- ظهور این رفتارها قبل از3سالگی

علل اوتیسم

1- علت رفتارهای عجیب وغریب نامشخص است.

2- وجود دلایل متعدد در خصوص ایجاد کننده اوتیسم

3- از علل اولیه می توان به غیرعادی بودن شکل مغزیاعدم تعادل مواد بیوشیمیایی  مغزاشاره کرد.

2- اختلال رفتاری واختلال شنوایی

8درصد از کودکان ناشنوا دارای  اختلال  هیجانی پنهان هستندوازهر10دانش آموزناشنوا1تا3نفرآنان ازخوداختلال هیجانی مشخصی رابروز می دهند.

  ویژگی های کودکان چندمعلولیتی بااختلالات حسی بینایی وشنوایی

اگرکودک ازهردوحس بینایی وشنوایی محروم بوده ونیزدچار عقب ماندگی ذهنی باشد،فعالیت آموزشی برای او بسیاردشوارخواهد شد.

ترکیب اختلال بینایی وشنوایی مشکلات جدی ارتباطی وآموزشی رافراهم می آورد که امکان جایدهی کودک رادربرنامه های آموزشی  ویژه کودکان نابینا وناشنوا ازمیان می برد.

  نکات موردتوجه در برنامه های آموزشی کودکان چند معلولیتی

1- شناخت مراحل رشد درابعاد  مختلف برای مربیان

2- امکان  فراگیری رفتارها ازساده به مشکل

3- تجزیه یک رفتار پیچیده به رفتارهای ساده تر

4- کاهش رفتارهای نامناسب و غلط کودک

5- برداشتن قدم های منظم آموزشی

6- گسترش دوره های آموزشی مناسب

7- خدمات جانبی

8- ارزیابی عینی

و اما حيوانات

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 0:57 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کلیاتی درباره کودکان استثنایی

کلیاتی درباره کودکان استثنایی       

    

هرکودکی ویژگیهای منحصربه فرد خود رادارااست.ازاینروهیچ کودکی عینا“شبیه کودک دیگرنیست در یک مفهوم  کلی  می توان  گفت که تمام کودکان، استثنایی هستند.

   به کودکانی استثنایی گفته  میشود که  بر خلاف اکثریت افراد همسن خوددرشرایط عادی قادر به سازگاری با محیط  نباشد و از نظر فکری ، جسمانی،عقلانی،رفتاری وعاطفی باهمسالان خود فرق  کلی داشته باشد وروشهای خاص آموزش و پرورش در باره آنان به کار رود.

در آمریکا  به  تمام  کودکانی  که به  نحوی با کودکان عادی وهمسن خود ازنظر فکری، جسمی ، عاطفی ، عقلانی ، رفتاری و 000 فرق داشته باشد استثنایی می گویند .

در انگلستان  تیزهوشان را استثنایی میدانند وسایر  کودکانی را  به عللی  تحت حمایت  و آموزش  خاص  قرار می گیرند  کودکان ویژه می گویند .

افراد استثنایی را می توان در سه گروه جای داد.

کودکان  و  نوجوانانی  که  به  علت    اختلافات هوشبهراز کودکان عادی متمایزند . ( افراد عقب مانده ذهنی و تیزهوش )

افرادی که  با اختلال ها و ضایعه های مغزی  یا اختلالهای عملی مبتلابه اختلالهای رفتاری هستند (افراد ناسازگار یا دشوار)

کودکان و  نوجوانان  مبتلا  به  اختلالها  و نقیصه های  حسی  و حرکتی  و اختلالهای  عملی  رشد .  ( افراد  نابینا ،  ناشنوا و با اختلال های تکلمی)

مشکلات طبقه بندی کودکان استثنایی

1- تنوع و تعدد اختلالهای رفتاری  کودکان با شماره آنها برابر است .

2- یک  عامل  بیماری زا  ممکن  است  علایم  متعارفی  درکودکان مختلف ایجاد کند .

3 علایم عقب ماندگی  یا   ناسازگاری  ممکن است در افراد گوناگون به علت های متفاوت پدید آید .

4 اختلال های  رفتاری  و ناسازگاری  ممکن  است  حاد و زودگذر یا مزمن و طولانی  بوده و در هر حال ممکن است شدید یا خفیف باشد

1- انحرافات هوشی :  دانش آموزان تیز هوش و  کند ذهن

2 نقایص حسی :  دانش آموزان  کم شنوا ،  ناشنوا و کم   بینا ، نابینا

3- دشواریهای ارتباطی :  دانش آموزان با مشکلات تکلمی و نارسایی های یادگیری

4- نابهنجاریهای رفتاری :   دانش آموزان  با  اختلال های رفتاری

5 دشواریهای حرکتی : دانش آموزان با معلولیتهای بدنی

6 سایر موارد استثنایی و بیماریها

                    درصد شیوع و طبقه بندی مارلند

مارلند دانش آموزان استثنایی رادر 9گروه جای داده        و درصد شیوع هر کدام را معین کرده است .

نگرش مردمان قدیم درباره کودکان عقب مانده ذهنی چندان مطلوب نبوده است .

در قوانین اسپارت کشتن آنان مجاز بوده است .

درقرون وسطی ودراروپا این باور وجود داشت که در جسم فرد عقب مانده شیطان حلول کرده است .

در آموزشهای  مذاهب  آسیایی  نظیر آیین  زرتشت در ایرا ن ومذهب   کنفوسیس  در چین  اعمال  رفتار انسانی  با عقب ماندگان ذهنی توصیه شده است . چنین رفتار انسان دوستانه تااوایل قرن نوزدهم بیشتربر اساس ملاحظات مذهبی بوده تا یافته های علمی.

در قرن هجدهم  به  بیماریهای روانی و عقب  ماندگی ذهنی  توجهی  نمی شد تا اینکه  در اواخر این  قرن پینل  پزشک فرانسوی  در تقسیم بندی  خود  از  این  بیماران روانی ، یک گروه  را به عقب ماندگی ذهنی اختصاص داد .

در  قرن  نوزدهم  رفاه و درمان  عقب ماندگی ذهنی  مورد  توجه  قرار گرفت .در اوایل  این قرن می توان تجارب ایتاربا پسروحشی 12ساله ، ویکتورراکه درجنگلهای آویرون پیدا شده بود را نام برد .

در اواسط  قرن  نوزدهم  بوهل برای اولین بار درسویس فکرتاسیس موسسات  ویژه  نگهداری  کودکان عقب مانده ذهنی را مطرح کرد .

سگن با کسب تجربه آموزش و پرورش ویکتور اولین کتاب خود را درزمینه عقب ماندگی ذهنی با نام اخلاق و آموزش و پرورش کودکان کور ذهن در سال 1846 منتشر کرد .

سگن   در کتاب   دوم  خود  عقب ماندگی های سطحی راناشی ازنقص وضعف سیستم اعصاب  محیطی  دانست  وعقب ماندگی های عمیق  را  ناشی  از نقص  و  ضعف  در  سیستم اعصاب مرکزی تلقی کرد .

در اواخر قرن  19مونته سوری  مدرسه ای  با  نام  مدرسه  درمانی  برای  افراد دارای نقص ذهنی تاسیس  کرد . روش او بر خود آموزی  استوار بود  معلم  تنها به  نظارت بر فعالیت کودکان می پرداخت .

در قرن  بیستم فعالیتهای دکرولی و بینه چشمگیر تراست . دکرولی  بهترین راه درمان  افراد عقب مانده ذهنی را  انجام یک برنامه آموزشی مناسب ودر ارتباط  با نیازهای آنان می دانست .

شهرت بینه درزمینه آزمونهای هوشی و کوشش وی در تهیه آزمونهای هوشی به سبب علاقه ای بود  که  وی  به  تشخیص کودکان دارای نقص ذهنی از خود نشان داد.

در قرن بیستم می توان ازنظریه گارو  در باره  نقص و نارساییهای  ارثی  سوخت وسازوکشف فولینگ در باره بیماری فنیل کتونوریا نام  برد.

توسعه تکنیکهای جدید درژنتیک، توفیق در درمان  سفلیس ، آسان سازی زایمان ، شناخت  عامل ارهاش ،  آمار کودکان عقب مانده ذهنی  را در دنیا کاهش داده است .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 7:11 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت