نگاهي به نقش والدين در موفقيت‌هاي تحصيلي و رفتاري فرزندان

نگاهي به نقش والدين در موفقيت‌هاي تحصيلي و رفتاري فرزندان

نقش و جايگاه مدرسه به‌عنوان مهمترين شاخص جهت آموزش و پرورش و موفقيت دانش‌آموزان انکار ناپذير و حياتي است. اما نمي‌توان جايگاه والدين و ضرورت مشارکت آنها در آموزش و پرورش و موفقيت کودکان را نيز ناديده گرفت؛ نقشي حياتي و تأثير‌گذار که بي‌شک بدون مشارکت والدين بخشي از اهداف آموزشي و پرورشي ناکام مانده و کودکان نيمي از آموزش‌هاي لازم را دريافت نمي‌کنند.

پژوهشگران دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه ميشيگان و دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه جان‌هاپکينز، مواردي را به عنوان نکات کليدي براي برقراري ارتباط بيشتر و بهتر والدين و اولياي مدرسه و والدين و کودکان ارائه کرده‌اند که با آنها آشنا مي‌شويم.

پژوهش‌ها نشان مي‌دهد دانش‌آموزان 70درصد از زمان مفيد خود را خارج از منزل و عمدتاً در مدرسه و يا در مراکز آموزشي- تفريحي مي‌گذرانند که اين رقم خود به تنهايي گوياي اهميت برنامه‌ريزي درست براي آموزش و پرورش دانش‌آموزان است.

يکي از نکاتي که بسياري از پژوهشگران علوم تربيتي بر آن اتّفاق نظر دارند، آموزش بر مبناي برنامه‌ريزي صحيح و از سنّ پايين است. از طرفي بخش عمده‌اي از آموزش نيز در منزل به اجرا در مي‌آيد؛ به عبارتي والدين خواسته يا ناخواسته تکميل کننده و يا مختل کننده آموزش‌هاي ارائه شده در مدرسه هستند، بنابراين والدين نيز به همان اندازه و يا شايد در مواردي بيشتر از اولياء مدرسه در آموزش و پرورش کودکان دخيل هستند و اين يکي از دلايل و لزوم تسلّط والدين بر مسائل درسي و لزوم ارتباط مستمر آنها با مدرسه فرزندشان است.


حضور والدين

قريب به اتفاق پژوهشگران بر اين باورند که والدين نقش مهمي در روند فراگيري و آموزش و پرورش دانش‌آموزان داشته و ارتباط آنها با اولياء مدرسه يکي از واجبات امر آموزش است، بنابراين معتقدند که:

1- عدم حضور والدين و ارتباط مستمر آنها با اولياء مدرسه يکي از بزرگترين معضلات آموزشي و موثر‌ترين عامل جهت ايجاد اختلال در روند آموزش است.

2- پژوهش‌ها نشان مي‌دهد ارتباط مستمر اولياء دانش‌آموزان با اولياء مدرسه اثرات مثبتي به اين شرح به‌‌دنبال دارد:

الف/افزايش موفقيّت تحصيلي دانش آموزان با کسب نمرات بالا، موفقيت در آزمون‌هاي مختلف به ويژه آزمون‌هاي سنجش هوش و استعداد تحصيلي و در نهايت رشد و بالندگي شخصيّتي دانش‌آموز.

ب/علاقه به درس و مدرسه و توجّه دقيق به مسائل آموزشي- تربيتي از سوي دانش‌آموز.

ج/افزايش چشمگير انگيزه دانش‌آموز براي فراگيري مباحث درسي و به‌دنبال آن کاهش خطر ترک تحصيل دانش آموز.

د/کاهش چشمگير امکان روي آوردن دانش‌آموز به مواد مخدر، سيگار، قرص‌هاي روان گردان و ... در سن بلوغ و پس از آن.

ه/تعادل رفتار کودک و جلوگيري از بروز رفتارهاي نابهنجار به ويژه بيش فعّالي در کودکان.

3- تحصيلات بالاي والدين موفقيت کودک را تادو برابر افزايش مي‌دهد: که اگر تحصيلات بالاي والدين با ارتقاء سطح اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي همراه شود (که معمولاً نيز اين طور هست) احتمال موفقيت کودک تاده برابر افزايش مي‌يابد.

4- به هر ميزان والدين روي مسئله آموزش و پرورش فرزندشان حساسيّت بيشتري داشته باشند-حساسيّت به جا و منطقي- به همان ميزان فرزند موفّق‌تري خواهند داشت.

5- ارتباط والدين با اولياء مدرسه بايد ارتباط مستمر و دوستانه باشد. اين ارتباط بايد در همه سطوح شامل تصميم‌گيري در مسائل آموزشي- پرورشي، مشارکت‌هاي اقتصادي، فرهنگي و... جلوه‌گر شود. به عبارتي ارتباط اولياء با مدرسه بايد در حدي باشد که کودک واقعاً مدرسه را خانه دوم خود دانسته و در مدرسه احساس اطمينان و آرامش کند.

6- توقع و انتظار والدين بايد به‌طور صحيح، کامل و واضح با کودک در ميان گذاشته شود تا کودک بر همان اساس، حرکت کند.

7 - والدين دانش آموزان موفق همواره برنامه‌ريزي دقيقي دارند، برنامه‌اي که روي اجراي آن نيز تأکيد دارند. اما والدين کودکان ناموفق يا برنامه‌ريزي صحيحي ندارند و يا اين که اصراري بر اجراي برنامه‌ها نداشته و خود نيز دچار سهل‌انگاري هستند. بنابراين براي موفقيّت تحصيلي دانش‌آموزان بايد اوّلاًبا برنامه‌ريزي صحيح، هدف‌ها را مشخص کرد و ثانياً روي اجراي دقيق و کامل برنامه‌ها تاکيد کرد.

 

نويسنده:مهتاب صفرزاده خسروشاهي

منبع:اين مقاله با بهره‌گيري از مطالب پايگاه اطلاع‌رساني دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه ميشيگان تهيه شده است.

و اما حيوانات


 

نوشته شده توسط نيايش در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 7:47 قبل از ظهر موضوع روانشناسی | لینک ثابت


تنبلي و اهمال كاري و راه هايي براي رفع آن

تنبلي و اهمال كاري و راه هايي براي رفع آن 

 آيا شما اهل اهمال و دفع الوقت هستيد؟ اگر شما نيز مثل بسياري از آدم ها باشيد، پاسخ اين سؤال مثبت است. اما اين احتمال هست كه شما نخواهيد با اضطرابات حاصل از زندگي اهمال كارانه سر كنيد. ممكن است بيشتر كارها را در حالي كه ميل به انجامشان داريد به تعويق بيندازيد، و به دلايلي به طفره رفتن و تعلل ورزيدن ادامه دهيد. اين روال مسامحه كاري از جنبه هاي بسيار خسته كننده زندگي است. اگر شما به سختي گرفتار اين حالت باشيد كمتر روزي مي گذرد كه نگوييد «مي دانم بايد آن كار را سامان دهم، اما باشد براي بعد.» گناه اين نقطه ضعف را به سادگي نمي توان متوجه عوامل بيروني دانست. تعلل ورزيدن و ناراحتي هاي حاصله از آن تماماً به خود شما بستگي دارد.


چند نمونه از اهمال كاري و تنبلي متداول

بعضي زمينه هايي را كه در آن انتخاب «تعلل ورزي» بسيار سهل تر از انتخاب «عمل» است عبارتند از :

1 - ادامه دادن به شغلي كه امكاني براي رشد و پيشرفت ندارد .

2 –اصرار بر حفظ روابطي كه نابسامان شده است. متأهل يا مجرد ماندن فقط به اميد اين كه اوضاع بهتر خواهد شد.

3 - امتناع از كوشش در حل مشكلاتي كه در روابط مختلف پيش مي آيند، از قبيل مشكلات جنسي – خجالت و يا ترس. به جاي اين كه اقدامي سازنده به عمل آوريد فقط منتظر مي مانيد تا اوضاع خود به خود بهبود يابد .

4 - بي توجهي به اعتياداتي از قبيل الكليسم – مواد مخدر،قرص هاي آرام بخش يا سيگار. به خود مي گوييد «هر وقت آمادگي داشتم آن را ترك مي كنم » در حالي كه مي دانيد به تعويق انداختن اين كار به سبب ترديدي است كه نسبت به توانايي خود داريد.

5 - به تعويق انداختن كارهاي دشوار يا كم اهميت نظير نظافت منزل.

6 - طفره رفتن از مواجهه با ديگران مثلاً يك شخص بلند مقام يا يك دوست؛ با ماندن در انتظار فرصت مناسب كم كم به اين نتيجه مي رسيد كه چنين برخوردي لازم نيست، در حالي كه ممكن است اين مواجهه روابط شما را، يا كيفيت خدمات را، بهبود بخشد .

7 - تصميم به شروع رژيم غذايي مناسب از فردا يا هفته بعد. البته چون «به تعويق انداختن» از رژيم گرفتن آسان تر است مي گوييد «فردا رژيم مي گيرم»؛ فردايي كه هيچوقت نخواهد آمد.

8 - به تعويق انداختن كارها به بهانه خواب يا خستگي .

9 - خستگي و بهانه ، احساس كسالت و ملال و مريض شدن، شيوه هاي عالي براي تعلل ورزيدن است.


دلايل ادامه اهمال كاري و تنبلي

ريشه اهمال كاري و تنبلي كردن را مي توان در خود فريبي و فرار از قبول مسئوليت دانست. در اينجا مهمترين بازده هاي مسامحه كاري را ذكر مي كنيم.

1 - تعويق هر امر به شما امكان مي دهد تا از فعاليت هاي ناخوشايند فرار كنيد.

2 – از راه خود فريبي مي توانيد احساس آرامش  كنيد.

3 - تا زماني كه به تعلل ورزي خويش ادامه مي دهيد مي توانيد پيوسته همانگونه كه هستيد باقي بمانيد .

4 - با احساس ملال، كسي يا چيزي را موجب اندوه خود دانسته و سرزنشش مي كنيد، تا مسئوليت را از دوش خود برداريد و متوجه امر كسالت آور بيروني كنيد.

5 – با انتظار بهتر شدن اوضاع مي توانيد بنشينيد و دنيا را به خاطر اندوه خود سرزنش كنيد؛ اما اوضاع هيچگاه به نفع شما تغيير نمي كند، اين يك شيوه عالي براي اجتناب از كار كردن است .

6 - با دوري گزيدن از فعاليت هايي كه مستلزم مخاطره است براي هميشه از احتمال شكست دوري مي كنيد.

7 – آرزو مي كنيد كه خواسته هايتان خود به خود برآورده شوند.

8 - ابراز همدردي ديگران و دلسوزي شخص خودتان را جلب مي كنيد تا به خاطر احساس اضطراب شما كه ناشي از انجام ندادن كارهايي است كه نتواسته ايد بكنيد همواره دلسوزتان باشند .

9 - با اجتناب از كار مي توانيد از موفقيت فرار كنيد. در نتيجه از احساس آدم خوب و لايق بودن و بلکه پذيرش مسئوليت هايي كه موفقيت به همراه دارد نيز احتراز خواهيد كرد.


چند روش براي از بين بردن اهمال كاري و تنبلي

1 - يك روز تصميم بگيريد كه فقط به زمان حال بينديشيد، و سعي كنيد آن پنج دقيقه را صرف انجام كاري كه «مي خواهيد» بكنيد. در اين فاصله كوتاه از به تعويق انداختن آنچه موجب ارضاي خاطر شماست اجتناب كنيد.

2 - بنشينيد و شروع به كاري كنيد كه به تعويق افكنده ايد: نوشتن يا خواندن كتابي كه قصد داشته ايد. خواهيد ديد كه اهمال شما هيچ ضرورتي نداشته، زيرا همين كه تعلل را كنار بگذاريد، دست زدن به كار دلخواه را به احتمال زياد دلپذير و لذتبخش خواهيد يافت. شروع به اجراي كار مورد نظر عملاً موجب مي شود تا اضطراب خود را نسبت به انجام تمامي آن كار فراموش كنيد.

3 - وقت مشخصي را تعيين كنيد و اين وقت را منحصراً به انجام كاري كه به تعويق انداخته ايد اختصاص دهيد. خواهيد ديد كه همين پانزده دقيقه كوشش كل مشكل تعلل ورزي شما را از ميان برمي دارد.

4 - خود را مهمتر از آن بدانيد كه با اضطراب درباره كارهايي كه بايد به انجام برسانيد زندگي كنيد. بار ديگر كه مي بينيد اضطراب  ناشي از تعويق كاري ناراحتتان مي كند، به ياد بياوريد مردمي كه خويشتن را دوست دارند اينگونه خودشان را آزار نمي دهند .

5 -زمان حال را با دقت بررسي كنيد. ببينيد اكنون از چه چيز اجتناب مي نماييد و شروع به مقابله و مبارزه با ترس از زندگي، مثبت و سازنده كنيد. به تعويق اندازي موجب نگراني نسبت به امري در آينده مي شود و اين نگراني جانشين زمان حال شما مي شود.

6 - تصميم بگيريد و عمل کنيد؛ حالا، رژيم غذايي متناسب را شروع كنيد؛ همين الان. به اين طريق است كه با مشكلات خود مقابله خواهيد كرد. با عمل در «همين لحظه» عمل كنيد. تنها چيزي كه مانع شما مي شود خود شما، و انتخاب هاي بيمارگونه اي است كه به عمل آورده ايد زيرا قدرت خودتان را باور نداشته ايد. خيلي ساده است فقط عمل كنيد .

7 - نگاه دقيقي به زندگي خود بيندازيد؛ اگر مي دانستيد فقط شش ماه ديگر زنده خواهيد بود، آيا همين روش ها و همين كارها را انتخاب مي كرديد؟

ديگر به خود نگوييد كه عملكردتان بايد خوب باشد. به خاطر داشته باشيد كه نفس عمل كردن بسيار مهمتر است.

8 - در به عهده گرفتن كاري كه از آن پرهيز داريد شجاع باشيد. يك عمل شجاعانه مي تواند همه ترس هاي شما را از بين ببرد. ديگر به خود نگوييد كه عملكردتان بايد خوب باشد. به خاطر داشته باشيد كه نفس عمل كردن بسيار مهمتر است.

9 - تصميم بگيريد كه تا لحظه خوابيدن خسته نشويد اجازه ندهيد كه خستگي يا بيماري، وسيله اي براي فرار از كار يا به تعويق انداختن آن شود .

10 - كلمات «اميد» ،«آرزو» و«شايد» را از فرهنگ لغات خود حذف كنيد. اين كلمات، ابزار به تعويق اندازي كارها هستند. هر وقت اين كلمات وارد ذهن شما مي شوند، جملات تازه اي را جانشين آنها سازيد، مثلاً جمله «اميدوارم كارها رو به راه شوند» را به جمله «آن كار را عملي خواهم ساخت» تبديل كنيد.

11 - رفتارهاي منتقدانه خود را هر روز يادداشتكنيد. با نوشتن، دو منظور زير حاصل خواهد شد: 1) چگونگي بروز رفتار انتقادي را در زندگي خود مشاهده خواهيد كرد 2) تعداد دفعاتي كه انتقاد مي كنيد، نوع انتقاد، وقايع و افرادي كه به اين حالت شما مربوط مي شوند، مشخص مي گردند. همچنين از انتقاد كردن دست برخواهيد داشت، زيرا نوشتن موارد آن در يادداشت روزانه عملاً كار بسيار دردناكي مي شود.

12 - اگر دلتان مي خواهد دنيا تغيير كند، شكوه و شكايت نكنيد. كاري بكنيد به جاي اين كه لحظات خود را با انواع نگراني هاي اختلال آميز نسبت به كارهاي عقب مانده بگذرانيد، با اين نقطه ضعف فلاكت بار مبارزه كنيد و پيوسته در لحظه حال زندگي كنيد. يك فرد عمل كننده باشيد، نه آرزو كننده يا اميدوار يا انتقاد كننده.


 

نوشته شده توسط نيايش در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 7:45 قبل از ظهر موضوع مشاوره ای | لینک ثابت


چاقي باعث کاهش حافظه مي شود

چاقي باعث کاهش حافظه مي شود


سلول هاي چربي، پروتئين هايي بنام «سيتوکين» را توليد مي کنند که با تاثير بر روي سيستم ايمني باعث ايجاد التهاب در بدن مي شوند. اين التهاب به تمام بافت هاي بدن و از جمله مغز آسيب مي رساند.

محققين فرانسوي ابتدا در سال 1996 اين موضوع را روي تعدادي افراد بررسي کردند و مجدداً 5 سال بعد آن را تکرار کردند.

در طي اين 5 سال افراد چاق خيلي بيشتر از افراد لاغرتر حافظه ي خود را در يادآوري مطالب از دست داده بودند.

سيستم ايمني بدن، شما را از آسيب انواع عفونت حفظ مي کند. هنگامي که يک ميکروب وارد بدن شما مي شود، سيستم ايمني، گلبول هاي سفيد خون و پروتئين هايي بنام آنتي بادي را توليد مي کند که با حمله به ميکروب، آن را از بين مي برند. وقتي ميکروب کشته شد، سيستم ايمني بايد توليد گلبول هاي سفيد و آنتي بادي را متوقف کند، يعني بايد از فعاليت بايستد.

در بعضي افراد، سيستم ايمني بدن همچنان فعال باقي مي ماند و با حمله به خود بدن باعث ايجاد بيماري هايي مثل سکته ي قلبي، سرطان و حتي ديابت مي شود.

اين مطالعه نشان مي دهد که سيستم ايمني حتي مي تواند به اعصاب و مغز حمله کند و به آنها آسيب برساند.

چاقي از قدرت حافظه و IQ (ضريب هوشي) شما کم مي کند و موثرترين روش براي جلوگيري از چاقي مصرف مواد غذايي به اندازه ي نياز بدن و انجام ورزش بطور منظم است.


 

نوشته شده توسط نيايش در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 7:42 قبل از ظهر موضوع پزشکی | لینک ثابت


ترفندهاي لاغري را بياموزيم

ترفندهاي لاغري را بياموزيم


داشتن زندگي پر تحرك همراه با رفتارهاي غذايي سالم، از مهم ترين دلايل چاق نشدن افراد لاغر است. پس از اينكه تصميم گرفتيد وزن خود را كم كنيد، يك برنامه ي مناسب كه شامل تغيير روش زندگي است براي خودتان طراحي كنيد.

- بد از بلند شدن از خواب يك راست به سراغ صبحانه نرويد. همين كه چشم هايتان را باز كرديد، بدون استفاده از دست ها به آرامي بلند شويد. عضلات پاهايتان را صاف كنيد و شكمتان را به داخل ببريد. پس از 10 ثانيه رها كنيد. تمرين مداوم اين نرمش 10 كالري را مي سوزاند.

- صبح ها پروتئين بخوريد. تحقيقات نشان مي دهد هر چه بيشتر صبح ها شير و پنير بخوريد، هنگام عصر تمايل كمتري به خوردن عصرانه خواهيد داشت.

- تعادل برقرار كنيد. به جاي اينكه حين مسواك زدن بيكار باشيد، پاهايتان را يك در ميان جابجا كنيد و تعادل ماهيچه اي برقرار سازيد. اين نرمش كمك مي كند 10 كالري بسوزانيد.

- صبح ها پنير كم چرب بخوريد و به جاي ريختن ميزان زيادي شكر  در چاي  يا قهوه ، از شير  براي متعادل ساختن آن استفاده كنيد.

- در ترافيك ورزش كنيد. زماني كه با ماشين جلويي سپر به سپر هستيد، هر مرتبه كه پا روي ترمز مي گذاريد، باسن خود را سفت كنيد و براي 10 ثانيه نگه داريد. اگر اين كار را 15-10 بار انجام دهيد، 10 كالري مي سوزانيد.

- در هر لحظه نرمش كنيد. هر وقت در يك صف منتظر ايستاده ايد، دست هايتان را از پشت قفل كنيد و شانه ها را به طرف هم و به سمت بالا بكشيد تا قفسه سينه باز شود. اين يك تقويت جهت تحريك سيستم عصبي بر پايه ي يوگا است. شانه ها را براي 20-10 ثانيه نگه داريد و در حالي كه آرام نفس مي گيريد، بيرون دهيد. اين حركت 5 كالري مي سوزاند.

- غذا را با سوپ شروع كنيد. به جاي سالادي كه دو قاشق سس چرب دارد، سوپ سبك سفارش دهيد.

- براي نوشابه جايگزين پيدا كنيد. نوشيدن آب ميوه يا نوشابه ي رژيمي، به جاي نوشابه هاي گازدار  به شما كمك مي كند تا از رساندن 60 كالري به بدنتان جلوگيري كنيد.

- تا مي توانيد سيب بخوريد. تحقيقات انجام شده در برزيل نشان مي دهد افرادي كه حداقل 3 عدد سيب  يا گلابي  در روز مصرف مي كنند، در مقايسه با سايرين از وزن كمتري برخوردار هستند. با خوردن 2-1 عدد سيب در روز مي توانيد 60 كالري ذخيره كنيد( البته به شرطي که پُرخوري نکنيد).

- عادات غذايي خود را تغيير دهيد. به جاي يك شير قهوه ي بزرگ، خامه و كيك خامه دار، از شير قهوه ي كوچك و بدون چربي و يا كيك هويج و كشمش استفاده كنيد.

- هنگام فيلم ديدن، به جاي چيپس  از کمي آجيل  يا ميوه استفاده كنيد.

- روغن کمي هنگام پخت غذا به آن اضافه کنيد.

- از هر ماده غذايي با نام يا پسوند سرخ كرده دوري كنيد. با نخوردن يك وعده سيب زميني سرخ كرده، 500 -400 كالري ذخيره كرده ايد.

- اگر كارمند هستيد، از ظرف غذاي كوچك استفاده كنيد.

- لباس راحت بپوشيد. اگر لباس راحت مثل شلوار جين، شلوار خاكي، تي شرت اسپورت و كفش راحت بپوشيد، تحرك بيشتري خواهيد داشت.

روزنامه شرق- اصغر بارويي


 

نوشته شده توسط نيايش در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 7:38 قبل از ظهر موضوع پزشکی | لینک ثابت


ازدواج آري ، استرس نه - قسمت دوم

نگراني هاي سقف مشترک

ازدواج آري ، استرس نه (2)

سه مرحله استرس زا در ازدواج

در كشور ما و خاصه مناطقي از آن كه بسيار سنتي به ازدواج و حواشي آن نگريسته مي شود،در سه مرحله، استرس زيادي بر عروس و داماد تحميل مي شود.


1- خواستگاري و گرفتن تصميم ازدواج.

اين مرحله استرس هاي متعددي دارد كه بيشتر مربوط است به پذيرفته شدن از طرف نفر مقابل و خانواده وي، مراسم خواستگاري، آغاز آشنايي، ملاك هاي اين ازدواج، تصميم گيري، امكان اشتباه، صداقت طرفين، شرط و شروط ها، تناسب و هماهنگي ها، فرهنگ طرفين و خانواده هايشان. همچنين قرار گرفتن دختر و پسر مقابل هم براي گفت وگو و تشريح ملاك هايشان. گاهي استرس ناشي از اين موارد، به حدي سنگين است كه يكي از طرفين ممكن است از كل قضيه طفره برود.


2- جشن ازدواج و مراسم مرتبط با آن.

در صورتي كه مراسم خواستگاري به خير بگذرد و پسر و دختر آمادگي شان را براي تشكيل يك زندگي مشترك اعلام نمايند، نوبت به مراسم بله بُران و موارد مرتبط با عقد و ازدواج، از قبيل مهريه و مخارج عقد و عروسي مي رسد كه اگر نامعقول مطرح شوند، چه بسا موجب منتفي شدن مسأله گردند. استرس اين قسمت از كار نيز بسيار زياد و آزاردهنده مي باشد.

حال چنانچه دختر و پسر و خانواده هايشان به توافق دست يافته و عقد صورت گيرد، آن هم با اين قرار كه طرفين فوري وارد زندگي مشترك نشوند نيز، استرس هاي خاص خود را دارد. به عنوان مثال، نحوه ارتباط عروس و داماد، كه ظاهراً نه صورتي از تجرد دارند و نه صورتي از تأهل با توجه به فرهنگ خانواده ها. انتظارات به وجود آمده بين طرفين، همين طور تهيه مسكن، تهيه جهيزيه، تفاوت هاي سليقه اي و فرهنگي طرفين و موارد ناشي از آنها. برگزاري مراسم جشن عروسي نيز استرس هاي زيادي را براي عروس و داماد و خانواده هاي آنان به همراه دارد كه ممكن است در برخي مواقع، منجر به سوءتفاهم و قضاوت هاي غيرمنطقي شده و طرف مقابل را به قصور و كوتاهي در اعمال و برخورد و... متهم كردن، بينجامد.

چنانچه تمايل و اشتياقي به زندگي داريم بايد بپذيريم که زندگي، خاصه زندگي مشترك كه مورد بحث ماست، يعني قبول يك سري بايدها و نبايدها. بايدها و نبايدهايي كه فقط با مقداري اميد، علاقه، خوش بيني و گذشت و اراده اي راسخ، تبديل به مواردي مطبوع و قابل تحمل شده، تا جايي كه ورود هرگونه استرس منفي و مثبت كوچك و بزرگي را به زندگي ما ممنوع مي سازند!


3- يك سقف مشترك.

مهمترين و اساسي ترين مرحله استرس آور، همين مرحله است كه معمولاً نسبت به آن توجه چنداني صورت نمي گيرد، چرا كه بسياري بر اين باورند كه آشنايي هاي زمان نامزدي و دوران عقد ، براي شناخت دو طرف كافي بوده است. در حالي كه موضوع كاملاً خلاف اين فكر است، چرا كه تا قبل از شروع زندگي زير يك سقف مشترك، معاشرت ها، حول محور مسائلي تقريباً عادي نظير، گردش و تفريح و گفت وگوهاي نه چندان جدي صورت مي گرفته، در حالي كه با رفتن زير يك سقف مشترك، تفاوت ها و شباهت ها، به واقعي ترين شكل ممكن نشان داده مي شوند. نوع ارتباط زن و شوهر، پس از ازدواج، با خانواده هايشان نيز حائز اهميت است. اين كه مرز و حريم مشخصي وجود داشته باشد كه نه صميميت قبل از ازدواج دختر و پسر با خانواده هايشان را به خطر اندازد و نه آن كه خانواده ها را تشويق به تعيين تكليف و دخالت در زندگي آنها كند.


مقابله با استرس ها، راه نجات

وقتي صحبت از مقابله با استرس به ميان مي آيد، يعني به كار بستن يك سري تمهيدات، فعاليت ها و اقداماتي كه فرد به واسطه آنها، استرس هايش را ضربه فني كرده و از ميان برشان دارد. يا اين كه اين استرس را تا سرحد ممكن كاهش داده يا با آن، راه سازگاري پيش گرفته و به قول معروف، كنار آيد. مقابله با استرس ها، انواع متفاوتي دارد.

انواع مقابله به زباني ساده:

مقابله با استرس دو نوع است: 1- مقابله هاي عملي و2- مقابله هاي ذهني. هريك از اين مقابله ها شامل موارد سالم و ناسالم است.


مقابله هاي سالم عملي

تصميم جدي براي عمل به يك كار مفيد، انجام فعاليتي خاص، راهنمايي گرفتن، مشورت كردن، برنامه ريزي در زندگي، جمع آوري اطلاعات در زمينه هاي مورد نياز، مطالعه كردن، استفاده از روش حل مسئله، فكر كردن، سنجيدن، ارزيابي و نقد موقعيت، درجه بندي مشكلات، زمان بندي فعاليت ها و درخواست كمك از ديگران.


مقابله هاي ناسالم

سرقت، فرار از منزل، توسل به زور و تهديد و استفاده از آنها، خشونت و پرخاش، بزهكاري، استفاده از نيرنگ و حيله براي رسيدن به هدف، بي بندوباري.


هيجان مدار سالم

دعا و نيايش، تخليه احساسات (گريه كردن و بيان خشم)، گفت وگوي دروني مانند دلداري و آوردن استدلال و منطق براي خود، توجه به افكار خوب و خوشايند (مثبت انديشي)، توكل بر خداوند و اعتقاد به حكمت او (آنچه او مي داند و ما نمي دانيم)، صبر و طاقت، درد دل كردن با دوستان و آشنايان.


هيجان مدار ناسالم

اعتياد و پناه بردن به آن، بدگويي، خشونت و پرخاشگري، تخريب اموال ديگران، شكستن و پرتاب اشياء، انجام رفتارهاي ناگهاني و بعد پشيماني، درماندگي و نوميدي، دست كشيدن از تلاش و كوشش، خواب و رويا را انتخاب كردن، پناه بردن به خرافات و فال و فالگيري.

در انتها بد نيست بدانيم هنگامي كه صحبت از مقابله با استرس به ميان مي آيد هميشه اين خود ما هستيم كه مي توانيم به بهترين نحو ممكن و با استفاده از موارد مفيدي كه در بخش مربوط به مقابله هاي سالم (عملي و ذهني) عنوان شد، در جهت دور كردن يا از بين بردن استرس ها در زندگي مشتركمان، تلاش كنيم. البته همان طور كه عنوان شد، كمك، راهنمايي و استفاده از وجود ديگران، در توفيق يافتن ما عليه استرس بسيار مؤثر خواهد بود. به خاطر بسپاريم هميشه براي مواجهه يا از بين بردن مشكلات و ناراحتي ها، قدم اول تعلق به خود ما دارد،چرا كه ما براي زندگي خود و فرد مقابلمان است كه عزم را جزم كرده و قدم اول تا قدم آخر را برمي داريم. قدم هايي كه در هر فاصله شان، ممكن است به دهها مشكل ديگر بربخوريم، مشكلاتي كه زمينه ساز انواع و اقسام فشارهاي روحي- رواني اند،فشارهايي كه براي رسيدن به اصل زندگي و شيريني هاي موجود در آن و نيز تكامل و آب ديده شدن افراد، هميشه اجتناب ناپذير بوده و خواهند بود.

منبع:همشهري


 

نوشته شده توسط نيايش در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 7:34 قبل از ظهر موضوع روانشناسی ازدواج | لینک ثابت


ازدواج آري، استرس نه- قسمت اول

ازدواج آري، استرس نه

استرس، اختاپوس عصر حاضر است. حتي اگر خيلي قدرتمند و صبور باشي! اما آيا راه نجاتي وجود دارد؟با توجه به زندگي ماشيني و توسعه و پيشرفت ثانيه اي آن در جامعه امروزي، وجود استرس، تبديل به معضلي اجتناب ناپذير گرديده است. يادآوري اين نكته كه فشار بالاي رواني ناشي از اين زندگي ماشيني، همواره روي انسان اثر منفي مي گذارد و عواطف و احساسات او را به صورت جدي جريحه دار كرده و مانعي نامرئي براي كنترل اختيارش به دست خويش مي شود، بحثي است كه به كرات در اغلب رسانه ها بدان پرداخته شده است. به همين جهت هدف اصلي اين مطلب را به بحث پيرامون «استرس مثبت» يا استرس ناشي از رويدادهاي شادي آور نظير ازدواج اختصاص داده، ضمن آن كه به شرح عناويني مشخص از استرس پرداخته و در ادامه، راه هاي مقابله با اين استرس ها را عنوان خواهيم نمود.


استرس يعني چه؟

استرس حالتي است كه در آن فرد مجبور به كاري مي شود، يعني هنگامي كه فرد نتواند فشار رواني را كه بر او واقع گرديده است تحمل نمايد، دچار استرس يا تنش مي شود.به عبارتي علمي تر، استرس، يعني دوباره سازگار شدن فرد با شرايط و موقعيت هاي جديد. هرجا كه تغييري در زندگي روي دهد، ما با يك استرس رو به رو مي شويم. ترس از عدم توانايي در تحمل شرايط پيش آمده، اضطراب و نگراني را در وجود انسان شعله ور مي سازد.به طور كلي مي توان گفت كه اضطراب و نگراني يك حس و حالت روحي ناخوشايند از نگراني و ترديد است كه براي مدتي تعادل و ثبات رواني فرد را برهم مي زند. استرس يا هيجان و دلهره ، در تمامي حالات زندگي و البته باتوجه به ظرفيت و توان تحمل افراد ممكن است به وجود آيد.


افراد مبتلا به استرس چگونه اند؟

افراد مبتلا به استرس، به نظم بيش از حد، سخت كوشي و جدي بودن، بسيار پايبندند. اگر قراري داشته باشند، زودتر از طرف مقابل، در محل مورد نظر حاضر خواهند شد. اگر قرار باشد كاري انجام دهند، با بي قراري به استقبال آن كار مي روند. غذا را سريع تناول مي كنند. در رانندگي، صحبت كردن، راه رفتن و در مجموع انجام كارهاي روزانه، بسيار عجله دارند. به زباني، افراد مبتلا به استرس، بسيار عجول و بي طاقت و نگران عمل مي كنند.

نقش خانواده در توليد و ريشه استرس

تظاهر استرس، يا هيجانات بالا مي تواند مربوط به زماني باشد كه فرد، دوران كودكي اش را طي مي كرده است، چرا كه شكل گيري و قوام شخصيت كودك به طور معمول، در چهار سال اوليه زندگي صورت مي پذيرد . چنانچه در ميان اين چهار سال، كودك را به لحاظ شيطنت هاي كودكانه اي كه دارد، سركوب نماييم و ترس را به او بشناسانيم و يا تنبيه مداومي را درباره اش به كار ببنديم، كودك را در ضمير ناخودآگاهش، دچار استرس ذخيره شده و پايداري كرده ايم. همچنين، مشاجره هاي خانوادگي و اوضاع نابسامان و نامطلوب اقتصادي و تزلزل موجود در خانواده نيز از ديگر عواملي هستند كه كودك را دچار استرس پايدار خواهند نمود. البته هجوم ناراحتي ها، مسئوليت ها و معضلات گوناگون در سنين بالاتر را نيز به عنوان عوامل ديگر استرس زا، نبايد از ياد برد.


انواع استرس :

استرس هاي موجود در زندگي افراد بسيار گوناگون و متنوع اند؛ بدين لحاظ مي توان آنها را در يك طبقه بندي شديد تا خرد (كوچك)، مورد بررسي قرار داد:1- استرس هاي فاجعه آميز يا شديد. شامل: حوادث و فجايعي همچون؛ جنگ، آتش سوزي، زلزله، تصادفات، سيل و اتفاقات و پديده هايي از اين دست كه موجب تغييرات و دگرگوني هاي بسيار شديد در زندگي فرد مي شود. زمان ناراحتي، اين نوع استرس ها مي تواند تا مدتهاي مديد، ادامه داشته باشد.2- استرس هاي عادي زندگي. اين نوع استرس، به طور معمول در زندگي همه افراد، رخ مي دهد، مانند: ازدواج، تولد نوزاد، اشتغال، از دست دادن عزيزان، مشكلات مالي، بيماري، امتحان و كنكور و استخدام و... البته اين دسته از استرس ها، اگرچه عظمت و شدت استرس هاي نوع اول را ندارند، اما بسيار بيشتر و تكراري تر اتفاق مي افتند.3- استرس هاي خرد (كوچك). همان طور كه از عنوان اين نوع استرس مشخص است شدت آنها مي تواند بسيار كم و كوچك باشد، اما بروز و به وقوع پيوستن شان بسيار شايع و دايمي و فراوان است، مانند: دير رسيدن براي انجام كاري، معطلي و انتظار در صف هاي مختلف، تحمل صداهاي مزاحم (آلودگي صوتي)، نبود محيط مناسب براي تمركز فكر يا درس خواندن و انجام تكاليف درسي، سرد و گرم بودن كلاس درس و... اگرچه استرس هاي خرد، استرس هاي معمول و ظاهراً قابل توجهي نيستند، اما از آنجا كه تكرار و تحملشان دايمي مي تواند باشد، قطعاً باعث تخريب روحي و بروز مشكلات زيادي در زندگي افراد خواهند شد.


تقسيم استرس براساس كيفيت

1- استرس هاي منفي: اين استرس ها، حوادث و رخدادهاي ناخوشايندي هستند كه موجبات ناراحتي افراد را با درجات متفاوت، به وجود مي آورند. مانند: از دست دادن عزيزان يا مشكلات خانوادگي و طلاق و بيماري و...

2- استرس هاي مثبت: اين نوع استرس، در اثر اتفاقات و رويدادهايي رخ مي دهد كه خوشايند و شادي آور و مثبت، تلقي مي گردند. مانند: بچه دار شدن، ازدواج عزيزاني چون فرزند، خواهر، برادر، قبولي در كنكور و استخدام، خريد خانه، ازدواج خود فرد و موارد مشابه.


استرس در ازدواج

شايد يكي از بهترين تجارب به دست آمده در زندگي انسان، تجربه ازدواج باشد. ازدواج يكي از استرس هاي معمول و قابل تحمل در زندگي است. ازدواج از اين نظر استرس محسوب مي شود كه موجب به وجود آمدن تغيير و تحول در زندگي دخترو پسر، مي شود. به گونه اي ديگر، دختري كه تا قبل از ازدواج، فقط به تحصيل يا اشتغال در خارج يا داخل خانه مشغول بوده است و همه انتظار و توقع بسيار عادي از او مي داشتند، ناگهان بعد از رخدادهايي چون ازدواج، مي بايد وقت خود را به كارهايي به جز هميشه اختصاص دهد؛ يعني يك فعاليت چشمگير اجتماعي.مضافاً بر اين كه به وظايف همسرداري بپردازد و كارهاي دوران تجردش را محدود سازد. همين طور درباره پسري كه تا قبل از ازدواج، تحصيل يا كار مي كرده و درآمدي براي مخارج يك نفر داشته، بعد از ازدواج بايد متحمل هزينه هاي كمرشكن مسكن و مخارج خانه و خانواده و دهها خرج غيرقابل پيش بيني شود و بيشتر اوقاتش را در كنار خانواده بگذراند و از معاشرت ها و دوستي هاي زمان تجرد، فاكتور بگيرد و چه بسا براي تأمين زندگي به شغل دوم روي بياورد. بدين ترتيب بسيار طبيعي است كه تغيير و تحولات موجود، موجب بروز استرس شده و تعادل و ثبات رواني و جسمي فرد را برهم زند. كساني كه تصورشان از ازدواج فقط يك روياي شيرين، يا يك رويداد بدون استرس و ناراحتي است، ممكن است در برابر چنين تنگناهايي، متعجب شده و آنها را دور از ذهن دانسته و فشار ناشي از اين ناراحتي ها را ناشي از وجود و ورود همسرشان به زندگي به ظاهر آرام او، فرض كنند كه بديهي است در صورت چنين تفكري، سوءتفاهمات و اختلافات و ناراحتي هاي قابل توجه و چه بسا غيرقابل جبراني به وقوع خواهند پيوست!

منبع:همشهري   

             


 

نوشته شده توسط نيايش در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 7:31 قبل از ظهر موضوع روانشناسی ازدواج | لینک ثابت


آشنایی با کودکان استثنایی

 آشنایی با  کودکان استثنایی

انسانها در ابعاد مختلف  جسمی ، ذهنی و رفتاری تفاوتهای قابل مشاهده ای دارندکه حکمت و فلسفه خاصی زیر بنای این تفاوتها است .

هریک ازانسانها درمفهومی عام وگسترده استثنایی هستند زیرابایکدیگرتفاوتهایی دارند اما این تفاوتها چشمگیر نیست .

                                   انواع تفاوتهای فردی

الف- تفاوتهای بین فردی

ب- تفاوتهای درون فردی

هر فرد  با افراد  دیگر تفاوت  دارد و این  تفاوت  را ،تفاوت ”بین فردی“ می نامند .

همچنین استعدادها و تواناییهای گوناگون فرد نیز با هم همسنگ  نیستند ، که  این  را  تفاوت  ”درون فردی ” می گویند.

                چگونگی  سنجش تفاوتهای  بین فردی  و درون فردی

انسان ها در برخورد با یکدیگر ، اول مشخصات ظاهری را  در  نظر  می گیرند  و سپس  خصوصیات  روانی و اخلاقی را ملاک تشخیص خود قرار می دهند .

 

 

 

برای این که سنجش ما بری ازتعصب و دقیق باشد  و به  توانیم  به مفهوم  واقعی  استثنایی پی ببریم نیاز به  وسایلی برای سنجیدن داریم که به آنها آزمونهای روانی می گوییم .

                                                                آزمونهای روانی

با این آزمونها میتوان تواناییهایا خصوصیاتی مانند هوش،شخصیت،؛سازش با محیط و ... را اندازه گیری کرد.

معمولا“ برای ساختن آزمونهای روانی ونیز تعبیر و تفسیر نتایج  این آزمونها ، از  منحنی احتمالات طبیعی فرضی استفاده می شود .

اصطلاحا“   دو سوم  افراد  با  خصوصیاتی مانند هوش،شخصیت ،توانایی خواندن و غیره را که در وسط این منحنی قرارمیگیرند”بهنجار“یا ”طبیعی“ وبقیه را که دردو طرف راست وچپ منحنی قرار می گیرند”نابهنجار“ یا ”غیر طبیعی“ یا ”استثنایی“ می نامند .

 

                                                    ویژگیهای آزمونگر :

1- تخصص لازم در اجرای آزمون  و شناخت ویژگیهای آن و نیز چگونگی تعبیر و تفسیر آن

2- آشنایی  با قوانین  و اصول مربوط  به رشد کودکان و ادراک درست آن

3- داشتن درک مناسبی از تفاوتهای  بین فردی    و درون فردی

4- توانایی برقراری ارتباطی دوستانه وصمیمی   با کودک قبل از اجرای آزمون

 

5- توجه به  حالتهای ویژه  کودکان  مانند  خواب آلودگی ،خستگی، گرسنگی، تشنگی ، بی رغبتی ،  نیاز به توالت  و مانند آن

6- ممانعت از حضورمتغییرهای مزاحم در هنگام اجرای آزمون مانند سروصدا، دخالت دیگران و مانند آن

7- پرهیزاز تک  بعدی نگریستن به مساله وتوجه به ابعاد مختلف جسمی ،ذهنی و رفتاری کودکان

8- مشاهده  دقیق آزمودنی در هنگام پاسخگویی به آزمون و ثبت رفتارها و گفتارهای وی و سپس تجزیه و تحلیل آن

 

                                                    معرفی چند آزمون معتبر

                                                  الف- آزمون استنفورد بینه

بینه اولین فردی بود که ماموریت یافت آزمونی تهیه کند که کودکان عقب مانده را در کلاس تشخیص دهد .

آزمون بینه  در سال 1916 توسط  لویس ترمن در دانشگاه استنفورد تراز گردید .

این آزمون به صورت انفرادی  اجرا می شود و احتیاج  به    اجرا کننده متخصص در این زمینه را دارد .

با این  مقیاس  بهره هوشی  را که بر اساس رابطه بین سن شناسنامه ای و سن عقلی فرد است بدست می آید .

 

 

ب - آزمون وکسلر

 دیوید وکسلرتهیه کننده سه سری آزمون وکسلراست   که برای گروههای مختلف سنی ساخته شده  است .

این  مقیاس  نه تنها بهره  هوشی  کلی ، بلکه  بهره هوشی   کلامی  و  بهره  هوشی  غیر  کلامی   را     می سنجد .

برای محاسبه بهره هوشی در این آزمون از جداول خاصی که براساس سنجش هوش هرفرد در مقایسه      با همسالانش تهیه شده است ،استفاده می شود .

 

ج شاخص بلوغ اجتماعی وایلند

این آزمون یکی از مقیاسهای تعیین رشد  اجتماعی است که با میزان توانایی فرد دربرآوردن نیازهای عملی  خود  در زندگی  روزمره و قبول مسئولیت سرو کار دارد .

دارای 117 ماده  یا  سوال  می باشد که بر اساس کودکان تقسیم شده است .

با نمره های کسب شده  توسط فرد ، می توان سن اجتماعی  و  سپس ” بهره اجتماعی ”  را محاسبه کرد .

                                                هشت طبقه سوال آزمون وایلند

1- خودیاری عمومی

2- خودیاری در غذا خوردن

3- خودیاری در لباس پوشیدن

4- خود رهبری

5- اشتغال

6- ارتباط

7- جنبش

8- اجتماعی شدن

 

                                دو مقیاس دیگر برای سنجش رفتار سازشی

1- شاخص سنجش رفتارتطابقی انجمن آمریکایی بررسی نقایص ذهنی

این مقیاس از دو بخش تشکیل می شود

الف شامل  بررسی  ده  حوزه  قابلیت که در  برگیرنده کارکردهای  مربوط  به خود مختاری ،رشد فیزیکی،رشد زبان و فعالیت های شغلی و حرفه ای است .

ب- شامل بررسی دوازده حوزه از رفتارهای ناسازگارانه ازجمله رفتارهای ضد اجتماعی،عدم اعتماد، گوشه گیری و ... است .

 

                                                 2 - سیاهه رفتار تطابقی کودکان

این مقیاس توسط مرسر و لی واز ساخته شده و دارای  بیش از 20 سوال است که از شش طبقه مختلف : خانواده ، اجتماع، ارتباط  با همسالان ، نقشهای مربوط  به  فعالیتهای فوق برنامه مدرسه دادوستدهای  روزانه  و مراقبت  از خود تشکیل  شده است .

 

                                               

  ه آزمون آی . تی . پی . ا

این  آزمون  توسط کرک و همکارانش ساخته شده و نقطه  شروعی است  برای  تعیین مواد و روش آموزشی مناسب با توجه به  تفاوتهای بین فردی   و   درون  فردی   دانش آموزان استثنایی است .

دارای 12 قسمت است که عملکرد دانش آموز را در جهات مختلف اندازه می گیرد .

 

                                                                انتقاد از آزمونها

انتقاد در مورد روایی و پایایی آزمونها می باشد .

از آن جمله انتقاد پیاژه بر خشک و غیر قابل انعطاف بودن سئوال های آزمونها است .

انتقاد دیگر،  سوء استفاده از آنها در جهت منافع استعماری است.

استفاده ازآزمون ها ی مختلف در آموزش و پرورش تنها هنگامی مجازاست که مراد سنجیدن  پیشرفت تحصیلی یا سازگاری  بیشتر  دانش آموز  با  محیط  باشد  درغیر این  صورت  استفاده  از این آزمون ها نه تنها مفید نیست  بلکه زیان آور نیز هست .

 

                                                                مفهوم خاص استثنایی

” اصطلاح استثنایی “ فقط به عده بسیار معدودی از  دانش آموزان  گفته  می شود  که  تفاوت ها    و انحرافات آنان از متوسط بسیار متفاوت است .

دانش آموزاستثنایی،دانش آموزی است که ازنظر جسمی  یا  خصوصیات  رفتاری و ذهنی با اکثر دانش آموزان  همکلاس  خود تفاوت فاحش دارد    وآموزش ویژه برای اومناسبترازآموزش معمولی است .

 

                                  گروه بندی کرک ازدانش آموزان استثنایی

1- انحرافات هوشی ( تیز هوشان و کند ذهننان )

2- نقایص حسی(کم شنوا ،ناشنواوکم بینا، نابینا)

3- دشواری های ارتباطی ( مشکلات تکلمی و اختلالات یادگیری)

4- نابهنجاری های رفتاری

5- دشواری های حرکتی

6- سایر موارد استثنایی و بیماری ها

 

                  درصد شیوع دانش آموزان استثنایی(نتایج مطالعات مارلند)

1- تیزهوشان                                          3

2- عقب ماندگان ذهنی                             3/2

3- مشکلات شنوایی                                6/0

4- مشکلات بینایی                                  1/0

5- مشکلات تکلمی                                 5/3

6- اختلالات یادگیری                                  1

7- اختلالات رفتاری                                   2

8- دشواری های حرکتی                           5/0

9- بیماری های مزمن و چند معلولیت ها      06/0

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:27 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان تیزهوش

کودکان تیزهوش

                                                                تعریف هوش

هوش یکی از جذابترین و جالب توجه ترین نیروهای روانی است  که  جلوه های آن در موجودات  مختلف  به میزان  متفاوت  قابل مشاهده است .

1- هوش کشش مغزی وتوان روانی موجود زنده است .

2- هوش بینش در حل مسایل و امور است .

3- هوش ترکیبی از تفکر و تخیل است .

4- هوش درک رابطه علت و معلولی است .

5- هوش همان چیزی است که آزمون های روانی آن را اندازه گیری می کند .

6- وکسلر هوش مجموعه نیرو یا ظرفیتی است که فرد با کمک آن  می تواند در محیط خود با اندیشه ای سنجیده و رفتار و کرداری موثر و با هدف عمل کند .

7-  پیاژه  هوش نتیجه   تاثیر دائمی  ومتقابل فرد با محیط است که  اگر این  رابطه  به  صورت   متعادل  صورت  گیرد ،موجب توانایی سازگاری فرد با محیط و پیشرفت هوشی می شود .

هوش هرفرد به مجموعه عملکردهای وی درکلیه امورزندگی اطلاق میشود .

 

                                               

         تعریف تیز هوشان و با استعدادها

هیچ  تعریف  مطلق  و کاملی  که مورد قبول همگان باشد و جود ندارد .

بعلاوه  هر فرهنگی  نیز با  توجه به ارزشها،  نگرشهاو سبک زندگی،تیزهوشی واستعداد را به گونه ای متفاوت تعریف می کند .

تعاریف اولیه درباره تیزهوشی،بیشتربر بهره هوشی تاکید داشت .

 

                                                  تعریف مارلند از تیزهوشی

کودکان تیزهوش و با استعداد ،کسانی هستند که  به   تشخیص  متخصصان  روان شناس و روان سنج ، دارای تواناییهای برجسته اند وقادربه انجام اموردرسطحی عالی میباشند.

او  عقیده  دارد  که   این   کودکان   دارای توانایی های فوق العاده در یک یا چند زمینه از شش زمینه زیر هستند .

                                                                 توانایی هوش کلی

این تواناییها ، بوسیله آزمونهای میزان شده هوش و توسط متخصص سنجیده می شود .

                                                                استعداد درسی ویژه

توسط آزمونهای پیشرفت تحصیلی  اندازه گرفته می شود .

                                   توانایی فکری آفریننده ، ابتکاری و مولد

دارای افکاری به طرزغیرعادی ابتکاری  بوده   و جنبه خلاقیت دارد .

 

                                                       

   توانایی رهبری

توانایی نفوذ در دیگران را داشته و می توانند  آنان را در جهت مورد نظر خود هدایت نمایند .

                                                                ذوق و استعداد هنری

افرادی که دارای ذوق و استعداد فوق العاده  در زمینه های موزیک،شعر،نقاشی،رهبری ارکستروازاین دست هستند .

                                                                توانایی حرکتی فوق العاده

افرادی  که معمولا“ درمدرسه  بعنوان قهرمان دریکی از ورزشها شناخته می شود .

                                تفاوت ظریف بین تیزهوش بودن و با استعداد

افراد تیزهوش درهوش کلی برجسته اند یعنی عملکرد آنان درکلیه امورازمتوسط همسالانشان بیشتر است .

اما افراد با استعداد عملکردشان در کلیه امور ازمتوسط همگنان  خود برترنیست بلکه  در یک  یا چند زمینه ویژه ، فوق العاده برجسته اند .

 

                روشها و معیارهای شناسایی تیزهوشها و با استعدادها

بطورکلی دوروش کلی برای تشخیص تیزهوشان معمول است .

1- شناسایی آنان به وسیله آزمونهای میزان شده

2- شناساسی آنان از راه مشاهده معلم

شناسایی بر اساس آزمونهای میزان شده

الف- آزمونهای انفرادی هوش هوش  کلی  را  می سنجند مانند آزمون  وکسلر ، استنفورد- بینه    و لی تر

ب- آزمونهای گروهی هوش -  هوش کلی  را  می سنجند     و به  صورت   گروهی  اجرا  می شوند  مانند آزمون هوش ریون

ج- آزمون های  پیشرفت تحصیلی   میزان معلومات درسی دانش آموزان وچیرگی آنها سنجیده می شود  که   به صورت گروهی اجرا می شود .

د آزمونهای آفرینندگی یا خلاقیت

به صورت فردی  یا گروهی اجرا  می شود  و با آنها نیروی ابتکار نوآوری و خلاقیت فرد سنجیده می شود مانند آزمون خلاقیت تورنس 

شناسایی دانش آموزان تیزهوش و با استعداد ،با استفاده از روش مشاهده :

                                                  1 - قضاوت آموزگار

آموزگار با مشاهده خود می تواند چگونگی درس خواندن، یادگیری و علاقه های دانش آموزان را ارزشیابی کند .

علاوه براین مشاهده آموزگار در زمینه های زیر  می تواند  به شناسایی تیزهوش ها و با استعدادها کمک کند .

الف توانایی  بیان  احساسات و هیجانات

ب- توانایی درهنرهای تجسمی و لذت بردن     از آنها

ج- مهارت در حل مسائل و مشکلات گروه

د- ابتکار و ابداع

                                               

   2 - قضاوت پدر و مادر

قضاوت والدین از فرزندان خود بعلت آگاهی نداشتن از  معیارهای  سنجش ، اعتبار علمی ندارد.

والدین معمولا“ از نظر عاطفی  به فرزندان خود وابسته هستند و همین امر اجازه ارزشیابی عینی وخالی از احساسات را به آنان نمی دهد .

دیگر اینکه امکان مقایسه کودکان همسن وسال با فرزندشان وجود ندارد.

با این حال شاید  والدین  در سنین پیش از دبستان بهترین مشاهده کننده و مطلع ترین داور در مورد علاقه ها ،استعدادها،نیازهاو رفتار کودکان باشد.

                  3- قضاوت همسالان

نظر دانش آموزان نسبت  به  همکلاسان خود می تواند مکمل آگاهیهای ما در مورد شناخت شاگردان تیز هوش و با استعداد باشد.

                  4- قضاوت شخصی

با توجه  به  بلوغ  جسمی  و ذهنی  در  دوره راهنمایی و دبیرستان ،می توان ازبرداشت ها و  قضاوت   آنان   نسبت   به   توانایی ها و محدودیتهایشان بهره برد .

                                                ویژگیهای دانش آموزان تیزهوش

با  توجه  به خلاصه   تحقیقات  دکتر  ترمن  وسایرپژوهشها در این زمینه،بشرح پاره ای از ویژگی های تیزهوشان می پردازیم :

                                1 - وضعیت اقتصادی و طبقه اجتماعی

الف میزان تحصیلات والدین دانش آموزان تیزهوش در اکثر موارد 4الی 5 سال بالاتر از حد متوسط تحصیلات در جامعه مورد مطالعه است .

ب- میزان طلاق و جدایی والدین در این  نوع  خانواده ها،کمتر از نوع متوسط طلاق در جامعه مورد مطالعه است .

                                   شرایط خانوادگی و محیط زندگی تیزهوشان

1- محیط  روانی و عاطفی تیزهوشان بسیار مهمتر از محیط فیزیکی و مادی زندگی آنان است .

2- تفاهم و توافق  والدین  عامل  عمده ای در موفقیت تیزهوشان است .

3- والدین تیزهوش به فرزندان خود علاقه شدید دارند    و نسبت به آنان احساس تعهد می کنند.

 

4- دراکثر موارد ،به نظر می رسد که والدین تیزهوشان خود را وقف رشد و کمال فرزندان کرده اند .

5- والدین  تیزهوشان  تاکید  بسیاری  بر مسایل اخلاقی  و مذهبی دارند .

6- والدین تیزهوشان به سازماندهی وبرنامه ریزی های دقیق در زندگی فرزند خود توجه دارند .

7- والدین  تیزهوشان  بر زندگی فرزندان خود ، کنترل معقول و منطقی اعمال می کنند .

8- در خانواده های تیز هوشان روابط حمایتی و منطقی متقابلی وجود دارد

 

 

ج -  نسبت  دانش آموزان  تیزهوش  در شهرهای بزرگ،بیشتر از شهرهای کوچک و روستاها است

                                                 2 - مشخصات بدنی :

رشد بدنی  این  کودکان  بطور متوسط ، بیشتر از کودکان معمولی است . آنها از نظر قد ، بلندترواز نظروزن ، سنگین ترازحد متوسط اند . کمتربیمار می شوندونیزمیزان نقص حسی، پوسیدگی دندان ، ضعف عمومی ، سوءتغذیه و... در آنان  کمتر از کودکان عادی است.

5- وضعیت تحصیلی  و فعالیت های  خارج                                                                                    ازکلاس درس:

معمولا“خواندن راپیش از مدرسه  رفتن یاد می گیرند و از نظر درسی  دو یا سه  سال جلوترازهمکلاسان خود هستند.

تمایل دارند با کودکان بزرگترازخود  بازی کنندوعلاقه خودرانسبت به بازیهای کودکانه زودتر از دست می دهند.

                     6- ازدواج،طلاق و هوش فرزندان

میزان ازدواج  درگروه تیزهوشان  با  میزان آن درجمعیت عادی مساوی است ، اما طلاق دربین آنان کمترازجمعیت عادی است.

                                                                  سایرمشخصات :

علاوه  بربرتری آنان در خصوصیات بالا ، این گروه درویژگیهای زیر بهترازمتوسط می باشند.

الف- غنای خزانه لغات و تبحردرکاربرد کلمات

 

ب- درک روابط منطقی ،توانایی درک وفهم روابط منطقی و نتیجه گیری درست از آنها

ج- داشتن تفکر انتزاعی یا مجرد

د- سرعت دریادگیری

ه- آینده نگری

و- کنجکاوی و علاقه گسترده

ز- دقت و تیزی در مشاهده

ح- حافظه قوی

ط- خلاقیت و ابتکار

 

                   چگونگی طراحی برنامه های آموزشی برای تیزهوشان

برنامه های  آموزشی  باید  مستقیما“  براساس   نیازها، علائق،تواناییها،درجه تحصیلی و قدرت آفرینندگی  آنان انجام شود .

                                                     انواع برنامه های آموزشی

1- غنی سازی برنامه های آموزشی در مدارس  عادی

اگر به  دانش آموز تیزهوش  اجازه  طی  کردن  سریع کلاسها داده نشود ،برای این که برنامه  در خور توانایی  او باشد،می توان برنامه معمولی را غنی کرد.

                  راههای غنی تر کردن برنامه های آموزشی

1- ارائه  کردن  مطالب  اضافی  و مفید  درباب  موضوع موردعلاقه دانش آموز

2- گروهبندی  دانش آموزان  در کلاس ، بنحوی  که دانش آموزان تیزهوش باهم قرارگیرند.

3- بوجود آوردن امکان یادگیریهای اضافی

4- فراهم کردن امکانات وفرصت کافی برای تجربه  کردن

5- استخدام یک معلم آموزش ویژه برای تیزهوشان

6- بکارگرفتن رسانه های مختلف به عنوان  ابزار  آموزشی

7- در نظرگرفتن  معیارهای  تحصیلی  بالا  برای تیزهوشان

گالاکر معتقد است که این برنامه ها باید به گونه ای تنظیم شوندکه شش مهارت رادرآنان تقویت کند.

دهان و کاخ  غنی سازی  را ترکیبی  ازبرنامه های آموزشی متناسب با نیازها،علایق و تواناییها کودکان تیزهوش می داند.

انجمن ملی آموزش و پرورش آمریکا دونوع برنامه                  غنی سازی را پیشنهاد می کند:

الف- غنی سازی عمقی یا عمودی برنامه ها- هدف ازاین برنامه فراهم  ساختن  زمینه  تفکر تخصصی     و ویژه در امر مطمح نظر است .

ب - غنی سازی  افقی   یا   عرضی   برنامه ها موقعیت هایی را فراهم آوریم که این کودکان بتوانند اطلاعات گوناگون و وسیعتری را کسب کنند.

2- سرعت بخشیدن به برنامه های آموزشی

این روش امکان تمام کردن برنامه مدرسه را درزمان کمتریا با سن پایین ترازمیانگین کلاس می دهد. که به شیوه های مختلفی قابل اجرااست.

الف- شروع پیش ازموقع مدرسه

ب- جهش تحصیلی

ج- پیشرفت پیوسته و مستمر

د- سایرروشها

3- مدارس یا کلاسهای ویژه

برای  تیزهوشان  می توانیم  مدارس  ویژه ای داشته باشیم که  فقط دانش آموزان تیزهوش در آنها پذیرفته می شوند.

عده ای ازمتخصصان معتقدند که این جداسازی اولا“ بدلیل فشرده وسنگین بودن برنامه فشار بیش ازحد را به آنان وارد می کند، ثانیا“باعث می شود  که ازسایر افراداجتماع خود فاصله بگیرند.

 

                  محاسن و معایب برنامه های ویژه

                الف - محاسن

1- از توانائیهای ذهنی برجسته آنان اسفاده های لازم بعمل می آید.

2- اتلاف وقت این گروه از دانش آموزان کاهش یابد.

3- استعدادهای خلاق آنان امکان تجلی پیدا کند .

4- وضعیت ذهنی عاطفی   اجتماعی تیزهوشان  به  گونه ای مناسب تر مورد توجه قرار گیرد

5- انگیزه های آنان برای رقابت وفعالیت مناسبتر برانگیخته شود .

6- تحقیق در مورد ویژگیهای گوناگون آنان از سوی متخصصان فراهم آید .

 

                 ب معایب :

1- ممکن است موجبات  بروزاحساس غرور   وبرتری رادرآنان بوجود آورد .

2- بالا بودن انتظارات و توقعات از آنان

3- احتمال اشتباه درتشخیص کودک تیزهوش

4- دور ماندن تیزهوشان از مسایل  اجتماعی   و عاطفی افراد عادی جامعه

 

                       برخی نکات درآموزش و پرورش                                                                                  تیزهوشان

متنوع  و متناسب  بودن  برنامه ها  با توانایهای های   ذهنی

برآموزش دروسی مانند هنرتاکید بیشتری بعمل آید.

تشویق دانش آموزان بر تشخیص روابط بین دروس  مختلف

همکاری،هماهنگی و تبادل نظر معلمان تیزهوشان با یکدیگر

گردش های علمی و آشنا کردن آنان با امکانات محیط زندگی

استفاده ازفیلم ، اسلاید وسمینارهای علمی و آموزشی

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:24 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان با آسیب دیده ذهنی

                 کودکان با آسیب دیدگی ذهنی

 

                  دانش آموزان دیرآموز

این دانش آموزان از همسالان خود کندتریاد می گیرند و معمولا“ به سال های آخر دبستان  یا دوره راهنمایی و دبیرستان نمی رسند .

                            

 ویژگیها:

1- در درک مفاهیم ویادگیری مطالب ،کندترازمتوسط کلاسند .

2- درتشخیص روابط پیچیده ،ضغیفند.

3- ازدرک مفاهیم انتزاعی یا مجرد عاجزند.

4- برای یادگیری مطالب درسی ،به تمرینهای بیشتری نیاز دارند.

5- دامنه  معلومات  عمومی  آنان نسبت  به همسالان خود،   محدودتر است .

6- خزانه لغات محدودتری نسبت به همسالان  خود  دارند     و از دستور زبان ساده ای استفاده می کنند .

7- درخواندن وفهمیدن کتابهای درسی دچار اشکال هستند .

8- درانجام تکالیف درسی معمولا“2 تا 3  سال ازهمسالان خود عقب هستند.

با توجه به منحنی  طبیعی  فرضی ، این افراد 6/13 درصد کل جمعیت  را تشکیل  می دهند   و بهره هوشی  معادل 70 تا 85  دارند .

دارای  هیچگونه  علامت جسمی  یا  ظاهری مشخص نیستند  و بجز  در امور تحصیلی که ممکن است با شکست مواجه شونددرسایرامور  زندگی می توانند مستقل عمل کنندوموفق باشند.

تعریف نظری عقب ماندگی ذهنی از سوی انجمن آمریکایی بررسی نقایص ذهنی( (AAMD

 عقب ماندگی ذهنی عبارت است ازکنش عمومی هوش که به طور معنی دار پایین تر از  میانگین بوده  و  همراه  با  اختلالاتی  در رفتار  سازشی     می باشد که در طی دوره رشد ظاهر می گردد.

هوش پایین ترازمتوسط:

هوش  پایین تر از متوسط  معمولا“  توسط  نحوه عملکرد آزمودنی   بر آزمون های  هوشی  تعیین  می شود .

این کودکان از نظر بکارگیری حافظه،تداعی،طبقه بندی اطلاعات قدرت استدلال وقضاوت ، به گونه ای محسوس از همسالان خود در سطح پایین تری قرار دارند .

با  توجه  به  منحنی طبیعی فرضی و با استفاده ازآزمون وکسلر،دانش آموزانی که بهره هوشی آنان  بین  85  (1-  انحراف  استاندارد)  و70  (2- انحراف استاندارد)است،تحت عنوان مرزی خوانده می شوند.

دانش آموزانی که نمراتشان بین 2- و3- انحراف استندارد (بهره هوشی 70تا55)،درصورت دارا بودن  رفتارهای  سازشی  پایین ، عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر خوانده می شوند.

دانش آموزانی   که   پایین تر  از 3 -  انحراف استاندارد قراردارند ، اما قادر به پاسخگویی به برخی از سوالات آزمون هستند،درحوزه تربیت پذیر قرار می گیرند .

کودکانی  که  بهره هوشی آنان  پایین تر از 4- انحراف استاندارد است و قادر به پاسخگویی به سوالات  آزمون  نیستند ،  کودکان  حمایت پذیر می نامند.

 

 

رفتار تطابقی یا سازشی:

رفتار  تطابقی  تا  اندازه ای  به  عواملی  خارج از کودک  ، محیطی   که  وی   در  آن  زندگی می کند ، بستگی دارد.

با افزودن واژه تطابقی در تعریف ،عقب ماندگی نه  تنها  شامل عملکرد  ذهنی پایین ترازمتوسط است  ،  بلکه   ناتوانی   فرد در پاسخگویی  به خواستهای اجتماع رانیز همراه دارد.

طبقه بندی عقب ماندگان ذهنی ازدیدگاه آموزشی:

1- عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر:

چنین کودکانی به دلیل زیرهنجاری رشد ذهنی نمی تواند از برنامه های رایج تحصیلی که در مدرسه عادی وجوددارد بهره کافی ببرد.امااگر آموزش وپرورش مناسب باشد ،اوظرفیت رشد در سه زمینه را دارد:

1) آموزش پذیری در سطوح دروس ابتدایی

2) آموزش پذیری درتطابق اجتماعی،به این ترتیب  که کودک سرانجام بتواند به استقلال نسبتا“ مناسبی درجامعه دست یابد .

3) به دست آوردن شغلی که با آن بتواند در بزرگسالی  به  طور کامل  یا نسبی مخارج خود را تامین کرده و ازخود نگهداری کند .

عقب ماندگان ذهنی تربیت پذیر:

این کودکان دارای مشکلاتی درزمینه های زیرهستند:

1- دریادگیری مهارتهای آموزشگاهی حتی در سطح ابتدایی

2- در کسب  استقلال  و سازش  اجتماعی  درسطح بزرگسالی

3- درکسب کفایت های حرفه ای درسطحی که برای مواظبت ازخودبه کمک وهمراهی یا نظارت دیگران احتیاج نداشته باشد.

اما در زمینه های زیردارای استعدادهستند:

1- مهارتهای خودیاری

2- توانایی  حفظ  خود از خطرهای  معمول  در خانه مدرسه وهمسایگی

3- سازگاری در خانواده یا همسایگی

4- همکاری در کارهای  عادی  و  روزمره  در خانه   و همسایگی و مفید بودن به لحاظ اقتصادی

عقب ماندگی ذهنی این افراددرخلال نوزادی و کودکی مشخص می شود .

عقب ماندگان ذهنی حمایت پذیر :

اکثر کودکان  فوق معلولیت های چندگانه  دارند  وممکن است  دارای فلج مغزی،فقدان شنوایی یا بینایی باشند .

هدف برنامه های  تربیتی  برای   این  کودکان محدود  به  آموزش آنان  برای کسب سازگاری اجتماعی در محیط های تحت نظارت است .

برآورددرصد شیوع

ارقامی  که   نشاندهنده   درصد  شیوع کودکان عقب مانده ذهنی است ،معمولا“  از یک  نمونه  جمعیتی  به نمونه  دیگر مطابقت دارد . در حالیکه ارقام مربوط به  تعداد کودکان  عقب  مانده ذهنی  از مکانی به مکان دیگر متفاوت است .

 

 

دلایل اختلاف موجود بین متخصصان در ارائه تخمین ها و نمودارها و ارقام

1- به کارگیری حداقل های متفاوت ازهوش بهر ،برای تعیین زیر هنجاری ذهنی

2- برداشتهای گوناگون ازرفتارهای سازشی

3- نسبتهای متفاوت از طبقات  اجتماعی اقتصادی

4- درصد شیوع متفاوت در سنین مختلف

علل عقب ماند گی های ذهنی

رشد ونموکودک ازلحظه ترکیب سلول نروماده با بسته  شدن نطفه  آغاز می گردد . این سلول جدید  با  سرعتی عجیب  و درعین حال نظمی شگفت انگیز،مراحل گوناگون رشدسلولی رادر رحم مادرمی گذراند.

رحم  مادر اولین و مناسبترین محیطی است که موجبات رشد جنین رافراهم می سازد .

در اکثرموارد  این  فعل   و  انفعالات  سلولی ،بطورطبیعی و با  نظم  خاص  خود  صورت     می گیرد.اما ، گاهی  برخی  از عوامل  باعث غیر طبیعی شدن نوزاد می گردد.

انجمن نقایص ذهنی،عوامل عقب ماندگی ذهنی را در 9گروه عمده قرارداده است .

یکی ازانواع گروهبندی های سنتی ازعلل عقب ماندگی های ذهنی بدینگونه می باشد:

 

 

 

الف -اختلالات کروموزوم ها وژنها

   حیات هر انسان با ترکیب سلول نروماده آغاز می شود  این ترکیب را تخم بارور شده یا گامت می گویند .

    تخم بارورشده درهسته خود 46رشته کوچک وبزرگ دارد که به آن کروموزوم می گویند .این کروموزومها را  دوبدو مرتب می کنند و لذا 46  کروموزوم را  به  صورت  23 جفت نمایش می دهند .

در طول هر کروموزوم یک رشته نقاط یا واحدهائی در روی یک خط قرار گرفته اند که ژن می نامند .

هر یک از ژنها  مکان  معینی از کروموزوم را اشغال می کند که به نام مقر ژن یا لوگوس نامیده می شود .

اختلالات کروموزومی و ژنی می تواند کودک استثنایی بوجود آورد.

انحراف از تعداد 46 کروموزوم

الف ناهنجاری های کروموزومهای غیر جنسی (اتوزومی )

ب ناهنجاری های کروموزومهای جنسی

1- سندرم دان یا تریزومی کروموزوم شماره 21

این سندرم توسط پزشک انگلیسی لندن جی دان شناسایی شد . او این افراد را تنها به علت  شباهت ظاهری آنان ازنظر  قیافه  به مغولها ، مانند  چشمهای  مورب ،جمجمه پهن وبینی پهن،مغولی نامید .

گیبسون و فرانک سیزده علامت بدنی را که بیشتر در بین این کودکان معمول است نام برده است .

قضاوت صرفا“ از روی  علائم  ظاهری  بسیار خطرناک و نادرست است و باید ازسنجش هوش وبویژه مطالعه کروموزومها بهره گرفت .

پژوهشها نشان داده اند که سن 35 یا بیشتر مادر دراین امر نقش دارد .گاه مجموع سن پدر ومادر که بیش از 8 سال باشد درایجاد این سندرم موثر است

اشکال سندرم دان :

سندرم دان وابسته به جنس مادر 95%

انتقال یا ترانسلوکاسیون 4%

سندرم موزائیکی دان 1%

 کودکان با سندرم دان از نظر بهره هوشی در گستره 25 تا 70 قرار دارند و میانگین 50 قرار دارند .

 در صد  شیوع  500/1  تا 1000/ 1و 64 % پسر   و 36% دختر می باشد.

2- تریزومی کروموزوم های 17 یا 18

علائم : عقب ماندگی ذهنی    نقایص قلبی مادر زادی گوشهای بزرگ و پایین قرار گرفته خمیدگی انگشتان      و دستها نارسایی کلیوی و000با درصدشیوع 3در10000مورد است .

3- تریزومی کروموزوم های 13 یا 15

 

علائم :  عقب  ماندگی  ذهنی  -  نقایص  قلبی مادرزادی ناشنوایی لب شکری شکاف کام نقایص چشمی پل بینی پهن فاصله اندک بین چشم و ابرو   گوشهای پایین افتاده       و انگشتان اضافی و000با درصد شیوع حدود 2در10000مورد است

انواع اختلالات کروموزومی جنسی :

الف سندرم کلاین فلتر :

   این بیماری اغلب در مردها دیده می شود .  کروموزوم های جنسی  این  بیماران   جفت xy   بصورت    xxyو بعبارتی  دارای 47 کروموزوم هستند .

   علائم :  آترفی بیضه ها    مسدود  شدن  مجاری  منی ساز    و در نتیجه عقیمی   عدم  رشد  موهای  صورت   صدا و حرکات زنانه ،دستگاه تناسلی رشدی نکرده ومعمولا“سینه ها رشد  بیش  از حدی  دارند تمایلات جنسی به جنس مخالف وجود ندارد و تمایلات همجنس گرایی مشاهده می شود .

   در برخی موارد بیماران دارای 48 کروموزم که 44 عدد آن عادی و 4 عدد آن جنسی است .

  تمایلات  خشونت  آمیزورفتارهای تهاجمی  و جنایی   در این  افراد   بیشتر از مردان طبیعی است  واحتمال زندانی   شدن چنین  مردانی  شش برابر مردان  عادی است .

  انواع  نادرتر  این   بیماری  به  صورت xxyy و xxxyy گزارش شده است .

پ سندرم ترنر :

این بیماری که خاص زنان است با نمودار کروموزمی xo مشخص می شوند .

علائم : نداشتن تخمدان تغییر شکل در استخوان بندی و عقب ماندگی ذهنی

ج سندرم تریپل  x

   این  بیماران  بر عکس  سندرم  ترنر حالت  تریزومی  یا  3 کروموزوم جنسی  x  دارند و بعبارتی دارای 47 کروموزوم هستند .

   علائم : درجاتی از عقب ماندگی ذهنی میزان خون قاعدگی کم فوق زن بودن و داشتن خصایص زنانگی بیشتر

اختلالات ساختمانی کروموزومها

گاهی  ممکن  است   در  اثر  عواملی   مانند  برخی ازویروسها،پرتوتابی یا بعضی ازداروها،کروموزومی شکسته  شده  و اختلال  درساختمان  کروموزومی به وجود آید

در برخی  از موارد ،قطعه شکسته شده کروموزومی ازبین می رود مانند سندرم فریاد  گربه  که  درنتیجه کمبودنسبی قطعه ای از یکی ازکروموزومهای  4یا5  ایجاد می شود .

این افراد دارای اختلال در دستگاه  صوتی وحنجره هستند

علائم :

جمجمه کوچک،عقب ماندگی ذهنی،چشمان مورب  با  فاصله زیاد ازیکدیگر، گوشهای پایین افتاده ،نقایص قلبی مادرزادی ،آرواره کوچک و عقب رانده شده است .

انواع اختلالات متابولیسمی ژنتیکی :

1- بیماری فنیل کتونوریا :

   بدن کودک در اثر بی نظمی ژنی نمی تواند  آنزیم لازم به منظور جذب فنیل آلانین که یک اسید آمینه در  پروتئین  است  را  بسازد و لذا در اثر اجتماع فنیل آلانین  در خون  منجر به  عقب ماندگی ذهنی می شود .

تشخیص این بیماری ازطریق وجوداسیدپیروویک درادراراین بیماران است .

2- بیماری گالاکتوزمیا :

  علت  این  بیماری  که  منشاء   ژنتیکی  دارد نوزاد نمی تواند گالاکتوز یعنی قندی که در شیر است  را  به  علت  کمبود آنزیم لازم  جذب کند و کودک را مبتلا به عقب ماندگی ذهنی می کند.

اگراین بیماری زود تشخیص داده شود و برنامه رژیم  غذایی  تنظیم  شود ، می توان ازضا یعه مغزی جلوگیری کرد .

ب- اختلالات محیط رحم مادر

اختلالات    محیط   رحم   مادر ، موجبات ناهنجاریهای مادرزادی یا نقایص آشکار در ساختمان بدن رافراهم می سازد که معمولا“  با به دنیا آمدن نوزاد قابل مشاهده است .

برخی از این اختلالات بشرح زیر است :

عوامل عفونی و ویروسی

الف ویروس سرخجه : مادران بارداری که در دوران  سه ماهه اول  بارداری به سرخجه مبتلا گردند ،ممکنست نوزادانی باناهنجاریهای مادرزادی به دنیا آورند

این بیماری موجب ناهنجاریهای چشمی،اشکال در گوش  داخلی ، اختلال  در قلب  ودربرخی موارددرلایه مینای دندان می شود.

در بعضی موارد سبب ناهنجاریهای مغزوعقب ماندگی ذهنی می شود .

85 درصد  زنان نسبت  به این بیماری مصون هستند و نیز این  ویروس ازطریق جفت ،داخل  بدن جنین می شود .

اخیرا“ واکسنهای  موثر ومطمئنی  بر علیه این بیماری تهیه شده که باید سه ماه قبل ازبارداری تزریق شود .

ب- ویروس تب خال ساده :

معمولا“ انتقال  این عفونت در نزدیکی زمان زایمان انجام می گیرد وبا علائمی مانند میکروسفالی،میکروفتالمی،بزرگی کبدوطحال وعقب ماندگی ذهنی مشخص می شود .

ج- ویروس سایتومگال :

این ویروس باعث ناهنجاری و عفونت های جنینی مزمن  که  پس ازتولد باقی می ماند ، می گردد . علائم اصلی این عفونت ،میکروسفالی، آهکی شدن مغز ،نابینایی ،بزرگی کبدوطحال می باشد .

د- توکسوپلاسموز:

عفونتهای دوران بارداری  ناشی  ازاین انگل،ایجاد ناهنجاریهای مادرزادی مانند آهکی شدن  مغز ، هیدروسفالی ،  عقب ماندگی  ذهنی   و   در  برخی    مواقع ،میکروفتالمی و سایر  نواقص   چشمی می کند .

ه- سیفلیس :

این  بیماری  می تواند سبب ناشنوایی مادرزادی  وعقب ماندگی ذهنی درفرزندان می شود ونیزدر بسیاری ازاعضای بدن مانند ریه و کبد ضایعات این  بیماری  به   صورت   فیبروز  منتشر شده مشخص می گردد.

 و- سایر عفونتهای  ویروسی و  ازدیاد  درجه حرارت(هیپرترمی)

2- پرتوتابی

بیماریهایی مانند میکروسفالی ونقایص جمجمه،  اسپینابی فیدا ، نابینایی ، کام شکری  و نقایص سایر اندامها ممکن است  در نتیجه  درمان زن بارداربا مقدارزیادی اشعه ایکس یا  درمعرض اشعه ایکس بودن اوبوجود آید.

ماهیت ناهنجاریها بستگی به مقداراشعه ومرحله تکامل  جنینی که  اشعه  به آن تابیده  شده است دارد.

3- عوامل شیمیایی

نقش  عوامل  شیمیایی ، به  ویژه داروها  در ایجاد ناهنجاریها در انسان رابسیارمشکل می توان اندازه گیری و تعیین کرد .

داروهای ضدجنون وضداضطراب است.این داروها که به عنوان آرام بخشهای اصلی و فرعی دردرمان بیماری های روانی به کار می روند مانند فنوتیازین     ولیتیوم ،کلرودیازپوکسید ودیازپام به عنوان داروهای به وجود آورنده ناهنجاریها ی مادرزادی مورد شک  و تردید هستند .

4- اختلالات مربوط به سوخت و سازبدن مادر

اختلال درسوخت و ساز بدن مادرازجمله دیابت یا  مرض قند  مادر موجب شیوع درصد بالایی ازمرده زایی ، مرگ  زودرس  نوزادان ،چاقی و بزرگی غیر طبیعی نوزادان می شود .

همچنین  اختلالات  قلبی ، استخوانی  و دستگاه عصبی مرکزی ناشی ازاین ناهنجاری ها است .

5- تغذیه نادرست و ناکافی

کمبود ید مادر که منجربه بیماری کرتینیسم و درنتیجه عقب ماندگی ذهنی درکودک می شود .

هنگامی  که تراوش  غده تیروئید پیش از بلوغ کاهش یابد ، رشد  طولی استخوان ها  متوقف می شود ، اما استخوانها ازلحاظ عرضی رشد پیدا می کنند و کودک به نوعی چاقی غیرعادی دچار می شود .

سایر علائم  بالینی لبهای کلفت ، زبان برآمده،موهای زبر،پوست خشک و خشن و شکم برآمده است .

6- اختلالات هورمونی

فعالیت نامنظم ،بیش ازاندازه یا کمترازحد غدد داخلی می تواند اختلالات  هورمونی  و در نتیجه  دشواری دررشد جسمی- روانی جنین بوجود آورد .

ترشح  بیش  از حد  هورمون  رشد غده  هیپوفیز در سال های رشد کودک  پدیده  غول  پیکری  را  ایجاد می کند و افزایش آن درپایان دوران رشد،آکرومگالی را سبب می شود .

7- ناسازگاری های خونی

بر سطح خارجی گلبول های قرمزانسان ها دو نوع  آنتی ژن  به نامهای  A وB وجود دارد  که بعضی  از افراد آنتی ژن  نوع A و برخی نوع  Bوعده ای هردو ژن A وB و تعدادی  هیچ یک  از آنها را ندارند که با گروه خونی O مشخص می شوند .

کسانی که آنتی ژنAدارنددرپلاسمای خون  آنان  آنتی کر  Bو عده ای که آنتی ژن B دارند آنتی کرAوآنان که آنتی ژن  ABدارند هیچیک  از آنتی کرها را ندارند و عده ای که هیچیک ازآنتی ژنها راندارند هردوآنتی کرها رادارند .

حال اگر گروه خونی مادر Aو جنینB    باشد چون خون جنین آنتی کرAوخون مادر آنتی کر Bدارد آنتی کرBدرمقابل آنتی ژن B رسوب  می دهد و موجبات لخته شدن خون مادر را فراهم می آورد واگرمیزان آن زیاد باشد ممکنست باعث مرگ مادر و جنین شود .

علاوه بر عامل های یاد شده ، در خون پروتیین های دیگری از جمله آنتی ژنی بنام عامل  RHوجود دارد که درشرایط خاص سبب لخته شدن  و رسوب کردن گلبول های قرمزمی شود .

این عامل ازطریق وراثت به فرزندان منتقل می شود

خون 85درصد افراد دارای عامل  RH+و15درصد   فاقد این عامل هستند که آنان را RH_ می نامند .

 

 

عدم  تجانس  بین  عامل   RHمادر وجنین اهمیت بسیار دارد به ویژه هنگامی که مادر RH_  و جنین  RH+  باشد  و به طریقی گویچه های سرخ جنینی در خون مادر نفوذ کند  که  سبب  ایجاد  واکنش  پادتن درخون مادرمی شود  که برعلیه جنین به طرف وی برمی گردد و سبب شکسته شدن گلبول های سرخ جنین می شود .

یرقان حاصله از ناسازگاریهای خون مادروجنین اگربه موقع به آن توجه نشود ،ممکن است سبب عقب ماندگی ذهنی ،فلج مغزی،حرکات کره ای فرم ،اختلالات انقباضی واختلالات گویایی شود

با تجویزپزشک 48 ساعت پس ازتولد نوزاد به مادران RH_ آمپول های ”گاماگلوبولین“ برای جلوگیری ازساخته شدن آنتی کروبرای کم خطر کردن حاملگی های بعدی تزریق می شود .

8- اعتیاد

اعتیاد والدین بویژه مادردردوران بارداری به مواد مخدر، الکل و  دخانیات ، تاثیرات نامطلوبی برجنین می گذارد .

بین مصرف مواد  مخدر و ناهنجاری های دستگاه عصبی مرکزی ونیزناهنجاری های اندامها ارتباط وجود دارد .

9- هیجان و اضطراب

هیجانات شدید و ناگهانی مادریااضطراب مداوم مادر دردوران  بارداری  ممکنست  رشد جنین رامختل سازد .

علاوه بر عوامل یاد شده ، انجام دادن  کارهای سنگین وصدمات ناشی ازتصادفها و ضربه ها هنگام  بارداری  گاهی  به  ناقص  شدن جنین می انجامد

2- عوامل مربوط به لحظه تولد

اکثر مشکلات  مربوط به لحظه تولد ،نتیجه اختلالاتی  است  که  درماه های اولیه رشد جنین   بوجود   می آیند  و  این   اشکالات تنها درهنگام تولد متظاهر می شود .

ممکنست در لحظه تولد حوادثی پیش آید که سلامت نوزاد را به خطر اندازد

3- عوامل مربوط به بعد ازتولد

الف مسائل بهداشتی

بی توجهی به بیماریهای مختلف کودک ومادرباردار    در رشد جنین اختلال  بوجود می آورد همچنین پس ازتولد مادران تهیدست گاه به علت فقروعدم  آگاهی کافی حتی کودکان خود را برای تزریق واکسن های لازم نزد پزشک نمی برند و به همین  سبب  در این کودکان بیماری های ویروسی و عفونی زیادتر دیده می شود .

ب- مسائل مربوط به سوءتغذیه

تغذیه  ناکافی  و ناسالم  باعث می شود که مواد غذایی لازم به بدن کودک نرسند و از این لحاظ رشد جسمی و ذهنی کودک دچار اختلال گردد .

نتایج تحقیقات دکتر بلانتون بیانگر این است که افزایش  اختلالات  یادگیری دردانش آموزان با کمبودموادغذایی رابطه مستقیم دارد .

ج سوانح

حوادث  غیر مترقبه  گاهی  باعث ناقص شدن دانش آموز می شود . یک تصادف شدید با اتومبیل یا پرت شدن ازبلندی ، ممکنست  موجب ضربه های  مغزی شود وبرای همیشه دانش آموزرابا مشکلاتی  مواجه سازد .

صدمه هاوآسیب های مغزی  می تواند  موجب عدم هماهنگی عضلات و نیز احتمالا“ کم هوشی شوند .

د کمبود محرک های محیطی و امکانات فرهنگی

برای رشدطبیعی قوای ذهنی کودک وجودمحرکهای محیطی لازم و ضروری است .

علاوه  بر این  برای  رشد هر یک   از  استعدادها   و توانایی های فردی موقع و زمان  یادگیری ، نقش مهمی را ایفا می کند .

بنابر این هر دو عامل  یعنی عامل  زیستی و عامل محیطی برای رشد هوش و خصوصیات انسانی هر فرد بسیارمهم و اساسی است .

ه- مسائل عاطفی

رابطه  گرم و صمیمی  بین مادروفرزند  برای رشد عاطفی و شخصیت کودک بی اندازه حائز اهمیت است .

تحقیق  منو نشان  می دهد  که   علت  بسیاری ازناسازگاری های اجتماعی کودکان را باید در  نارسایی رابطه عاطفی کودک با مادریا جانشین اوجستجوکرد .

و مسائل اجتماعی

مهمترین  عوامل اجتماعی که افراد جامعه  را تحت تاثیرقرارمی دهند عبارتند از :

1- نابرابریهای اجتماعی

اختلاف شدید طبقاتی، تبعیض وبی عدالتی های اجتماعی ،اقتصادی وآموزشی وروش ناصحیح تقسیم ثروت و کار ،موجب بدبینی،بی اعتمادی وسرخوردگی افرادجامعه می شود .

2- تسلط اقلیت براکثریت

افراد اقلیت  سعی دارند  تا  نقش های  مهم اجتماعی واقتصادی رابه عده ای خاص که تایید کننده  سیاست  و  روش  آنان   هستند ،بسپارندوازاین رواکثریت مردم درکارهای کم اهمیت وپایین وکم درآمد مشغول میشوند

3- تسلط نژادی

تسلط  نژادی  معمولا“  با  فشار سرنیزه  وزور تحمیل  شده و درزمانی که  فشا ر و زور کاری ازپیش نبرده است باسلاح ”علم“به جنگ آن رفته اند .

4- پیشرفت سریع تکنولوژی

در کنار تاثیرات مثبت تکنولوژی درزندگی بشر ،نمی توان تاثیرات منفی آن رانادیده گرفت .

5- جنگ و بحرانهای اقتصادی

 

جنگ ، نظام اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه را دگرگون می سازد و آثاری مانند افزایش  جرم  و جنایت ،  فقر و گرسنگی،  اعتیاد ، سرگردانی وبالاخره اختلال جسمی و روحی بجا می گذارد .

6- بیکاری

این مشکل مهم اجتماعی زمینه رابرای انحرافات مختلف ازقبیل دزدیها،انحرافات جنسی ،  جنایات واعتیاد هموار می سازد .

7- بی ایمانی وبی اعتقادی

یکی ازجلوه های  منفی دنیای به اصطلاح مدرن ،ازدست رفتن اعتقاد وایمان توحیدی  افراد است      که این امرزندگی بشررابه خطرانداخته و درحال   ازهم گسیختن هسته اصلی ارزشهای انسانی است .

4- عوامل ناشناخته

آن دسته  از دانش آموزان  استثنایی که برای استثنایی بودن آنها نمی توان دلیل معین و مشخص ذکر کرد در این  رده قرارمی گیرند،یعنی استثنایی بودن آنان به عوامل ناشناخته مربوط است .

ویژگیهای رشدی کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر

1- وضعیت جسمانی وتواناییهای حرکتی

چنین کودکانی در زمینه های فوق نمرات پایین تری نسبت به همسالان عادی خود کسب می کنند.

هرچندازنظرقدو وزن  اکثرکودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر مشابه کودکان  عادی هستند  اما با این حال  در کل از وضعیت جسمانی و حرکتی ضعیف تری  نسبت  به همسالان عادی خویش برخوردارند.

2- حافظه وتوجه

این  کودکان  درعناصرتشکیل دهنده رشدذهنی مانند  حافظه  و توجه  نیز پایین تراز کودکان عادی  عمل  می کنند.

ناتوانی  آنان در توجه و ناتوانی در انتقال اطلاعات ازحافظه  کوتاه مدت  به بلند مدت ازاهمیت بیشتری برخورداراست .

یکی از عناصرمهم درحافظه ،توانایی درتوجه کردن وبرسرتکلیف ماندن است

این کودکان به جای تمرکزبرتکلیف ،قسمت اعظم وقت خود  را با بلند شدن  از صندلی و تعامل با سایرهمکلاسان هدرمی دهند.

این عنصربی توجهی  ممکن است  آبشخور  شکست درتکا لیف درسی باشدکه خودباعث دلسردی  ودر نتیجه بی  رغبتی به این نوع تکالیف می شود .

3- فراگیری وکاربرد زبان

یکی ازعلائم بارزعقب ماندگی ذهنی کودکان تاخیردررشد زبان است .

کرامرنتایج مطالعات خود را بدین شرح عنوان می کند

1- این کودکان مراحل رشد زبانی را کندترطی می کنند.

2- کودکان مرزی  ازنظررشد زبانی بهترازکودکان عقب مانده ذهنی هستند

3- تواناییهای شناختی ضعیف مانند فراخنای حافظه کوتاه مدت محدود ،ممکن است مسئول تاخیردرتواناییهای زبانی   این کودکان باشد.

 

4- ویژگیهای شخصی واجتماعی

مشکلات  این کودکان  دراین زمینه  به واکنشهای دیگران دربرخورد با شرایط آنان ونیزبه عدم موفقیت آنان درسطحی که  دیگران  انتظار دارند بر می گردد.

یافته های کافمن وپاین دراین زمینه

1- افراد عقب مانده ذهنی به  طور معمول  بیشتر از  افراد  عادی  شکست را تجربه  می کنند و لذا انتظار   شکست های بعدی درآنان رشد می کند.

2- کودکان  عقب مانده  در موقعیت های جدید  حتی اگر پایین تراز توانایی ذهنی آنان باشد،دچارافسردگی   می شوند .

3- کودکان  عقب مانده ذهنی  پس  از یک  شکست مختصر،  تمایل  کمتری  نسبت  به  کودکان  عادی درافزایش فعالیت خویش دارند .

5- سازگاری شغلی

یافته های مطالعات انجام شده درزمینه سازگاری شغلی بشرح زیراست :

1- عقب ماندگان  آموزش پذیر  می توانند  انجام کارهای ساده ونیمه مهارتی رادرسطح بزرگسالی بیاموزند .

2-  وضعیت  استخدامی آنان  نشان  می دهد که حدود80% آنان به تدریج با مشاغلی ازنوع نیمه مهارتی و ساده سازگارمی شوند .

3- شکست  این گونه  افراد  در  مشاغل   ساده ،عمدتا“ بستگی به ویژگیهای شخصی  و روابط اجتماعی آنان دارد.

برای سازگاری شغلی این کودکان نیاز به برنامه آموزش حرفه ای می باشد که شامل  زمینه های زیر باشد :

آگاهیهای شغلی راهنمائی حرفه ای   تربیت حرفه ای به کارگماری سازگاری اجتماعی

ویژگیهای رشدی کودکان  عقب مانده ذهنی تربیت پذیر

تمام  این  کودکان  دارای   نوعی   ضایعه بیولوژیکی هستند که عقب ماندگی را سبب شده است که عمدتا“شامل اختلال درسوخت وساز، وجودآسیب مغزی یا ناهنجاری های ژنتیکی می باشد .

برخی خصوصیات بارز آنان

1- وضعیت جسمانی وتوانایی های حرکتی

به  علت  ضایعه  در سیستم  اعصاب  مرکزی ،اختلالاتی درهماهنگی عضلات بزرگ و ایفای مهارتهای  حرکتی مشاهده می شود  و معمولا“ حرکات  آنان  اغلب ناشیانه ،نا زیبا ، ناموزون  زمخت،سفت وشبیه راه رفتن آدم آهنی می باشد

2- فراگیری زبان

صدمات  مغزی می تواند  اثرات  مخربی بر کل  فرایند یادگیری  کودک   به  ویژه درفراگیری زبان وی بگذارد .

درصداندکی از این کودکان مبتلا به آفازیا  و بعبارتی  فقدان  زبان که در اثر ضایعه بخشی از کرتکس مغز است ، می باشند .

3- ویژگیهای شخصی و اجتماعی

علل بسیاری از مشکلات فوق ، محدودیتهای شناختی آنان  است . که  این محدودیت ها  موجب  مشکلاتی در توانایی های  زبانی می شود  و  احتمالا“  دارای رفتارهای تکراری ،  بدون  انعطاف و  تا اندازه ای انفعالی خواهد بود

علاوه  بر اینها ، تمابل  به بیش فعالی  و در شرایط فشارزابازگشت به رفتارهای پایین تر دوران کودکی وجود دارد .

عمده ترین  برنامه های آموزشی برای کودکان عقب مانده آموزش پذیر

1- مدارس یا کلاسهای ویژه

2- جریان  غالب    جا یدهی  دانش آموزان استثنایی در کلاسها ، مدارس و یا مراکزشغلی  و حرفه ای

اهداف برنامه های آموزشی دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر

1- آموزش مهارتهای اساسی

2- فراهم  سازی  زمینه  رشد عادات  مناسب درخصوص بهداشت فردی

3- تسهیل نمودن رشد روابط اجتماعی

4- ایجاد زمینه برای کسب تعادل هیجانی واحساس استقلال

5- تامین شرایط عضویت مناسب درخانه وجامعه

6- فراهم  سازی زمینه رشد و توسعه فعالیت های مربوط به اوقات فراغت

7- تامین صلاحیت شغلی ازطریق کارآموزی در حرفه های مناسب

8- ایجاد زمینه برای درک وشناخت مناسب مسائل جنسی

نحوه آموزش دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر

1- کسب تجارب موفقیت آمیز

2- فراهم کردن بازخورد

3- تقویت پاسخهای درست

4- تعیین  سطح  بهینه کودک  درانجام  امورقبل از شروع آموزش

5- اقدام نظامدار

6- لحاظ کردن حداقل تغییردرامورموردتدریس

7- فراهم  ساختن انتقال مثبت  یا آگاهی از یک موقعیت به موقعیت دیگر

8- تکرار تجارب برای بسط پرآموزی

9- تکرار  تجارب  یادگیری  مواد  به  گونه ای متناوب

10- در مراحل  ابتدایی  یادگیری ، تنها آموزش تداعی با  ثبات  یک  محرک  یا نشانه را با یک پاسخ یا نشانه دیگر.

11- تحریک علاقه

12- محدودیت درکمیت موادآموزشی

مشکلات خانواده کودکان معلول ذهنی

اطلاع ازخبرمعلولیت کودک برای  والدین  به  مثابه شوکی دردناک عمل می کند .برخی از این مشکلات عبارتنداز:

1- تصمیم گیری در خصوص اینکه آیا کودک را به موسسه ای حمایتی بسپارند یا خود از وی  نگهداری کنند.

2- تفکردراین زمینه که ممکن است کودک هرگزبه خودکفایی لازم نرسد.

توصیه هایی جهت پیشگیری ازمعلولیتهای ذهنی

1- مراجعه  به مراکز  مشاوره  خانواده   و  ژنتیک  قبل ازازدواج

2- ممانعت از بارداری زنان در سنین بسیارکم یا بالا

3- توجه  پزشک  ووالدین  به ناسازگاری های خونی وبه ویژه RH

4-استفاده از دارو در ماههای اول بارداری با نظرپزشک

5- پرهیز مادران  باردار از تماس  با  بیماران  مبتلا  به بیماریهای عفونی و ویروسی

6- و 000

 

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:20 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان آسیب دیده بینایی

 

                     کودکان آسیب دیده بینایی

شب کوری

دراثرکمبودشدیدویتامین Aبوجود می آید بدینگونه  که  مقدارویتامین در سلولهای استوانه ای  و نیز  مقدار مواد  شیمیایی حساس  به  نور درسلول های مخروطی پایین  می رود و حساسیت این سلول ها کاهش می یابد .

آستانه مطلق و آستانه اختلافی

حداقل محرک لازم برای تحریک حس ویژه ای  را  آستانه   مطلق   تحریک  آن   حس می نامند .

تمیز  حداقل مقدار افزایش یا کاهش محرک را آستانه اختلافی می نامند .

تعریف و طبقه بندی کودکان با مشکلات بینایی

1- نابینایان

2- کم بینایان

باراگا  معتقد  است  مشکلات  بینایی  به  سه دسته ،نابینا،کم بیناو کودکانی بااختلال درمیدان دید تقسیم می شود .

بتمن این کودکان راباتوجه به روشی که آنان برای خواندن بکارمی برند به نابینا وکم بینا تقسیم می کند .

انجمن ملی جلوگیری ازنا بینایی ، فردی رانابینا   تلقی  می کند  که  از  میزان بینایی 200/20 یا کمتربرخوردار هستند و افراد کم بینا فردی است که  میزان بینایی وی از 200/20 بیشتر، اما از 70/20 کمتر است .

آزمایش بینایی

غربال اولیه کودکان درزمینه  اختلال  بینایی به وسیله نموداراسنلن می باشد.

 

علل آسیبهای بینایی

علل  اصلی  آسیبهای  بینایی  شامل  بیماری های  عفونی،  تصادفات ،ضربه ها ،مسمومیت ها ،غده ها ،بیماری های عمومی وبیماریهای دوران بارداری مادران وعوامل ارثی است .

وراثت یکی ازعلتهای بیماریهایی چون آب مروارید،تحلیل عصب بینایی ،زالی است .

گاهی شرایط محیطی موجب معلولیتهای بینایی درکودکان می شود .

3- سایر ناهنجاری ها

الف- زالی

ب- آب مروارید

ج- تراخم

د- آب سیاه

ه- عفونتهای چشمی

و- کمبود یا سوءتغذیه

ز- بیماری قند

ح- بی احتیاطی وبی توجهی

نقایص و ناهنجاریهای رایج بینایی

1- خطاهای انکساری

الف دوربینی

ب- نزدیک بینی

ج- آستیگماتیسم

2- نقص درعملکردماهیچه های چشم

الف لوچی

ب- دوبینی

ج- نیستاگموس

 

بر آورد درصد شیوع

تنها  یک  در هزار کودکان ، دچار  معلولیت  بینایی  هستند .

نکات ضروری درآموزش و پرورش کودکان  نابینا و  کم بینا

1- تقویت حس شنوایی

2- ضرورت احساس وادراک فضایی که درآن زندگی می کنند.

3- مشخص و واضح صحبت کردن با آنان

4- یاد دادن نظم و ترتیب به آنان

5- پرورش  حس لامسه در آنان

6-000

7-000

8-000

 

 

                   آموزش خط بریل

برای آموزش  خواندن و نوشتن  به  نابینایان از خط بریل که برجسته و قابل لمس است  استفاده می شود  این خط  از ترکیب مختلف شش نقطه برجسته  که  درسه  ردیف ودوستون قراردارند و از بالا به پایین و از چپ به راست ،ازطریق لمس  آنها  با  انگشت  سبابه  خوانده   می شود ،بوجود آمده است .

 

برای نوشتن خط بریل ازوسایل زیراستفاده میشود :

1- ماشین تحریربریل پرکینز

2- لوح وقلم ویژه بریل

این خط به دقت ،علاقه،تمرین وزمان بیشتری نیازمند است و  نیزنوشتن و خواندن  آن کندترا زخط معمولی انجام  می شود و به علت قطرکاغذهای مخصوص آن ،کتابهای  خط بریل حجیم تر و سنگین ترازکتاب های معمولی است .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:10 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان آسیب دیده شنوایی

             کودکان آسیب دیده شنوایی

 

کودکانی که ازلحاظ شنوایی اشکال دارند،ممکن است  بکلی  ناشنوا  یا  کم شنوا  باشند. احتمال دارد ناشنوا به دنیا آمده ،یا بعد ازیادگیری زبان وصحبت کردن ، ناشنوا شده  باشند.

انواع ناشنوایی

1- ناشنوایی ناشی ازاختلال حلزون یا عصب شنوایی که ناشنوایی عصبی نامیده می شود .

2- ناشنوایی ناشی ازاختلال مکانیسم های گوش میانی  برای  انتقال   صوت   بداخل  گوش  که ناشنوایی هدایتی خوانده می شود .

میزان شنوایی معمولا“  به  وسیله  واحد دسیبل اندازه گیری  می شود .  گستره  شنوایی انسان عادی  بین 0تا120  دسیبل است وازدست دادن شنوایی تا میزان  25  دسیبل   فقدان  عمده ای محسوب نمی شود .

ناشنوا فردی است که با استفاده ازوسایل کمکی یا بدون بهره گیری ازآنها  نمی تواند گفتارهای دیگران را ازطریق حس شنوایی بشنود .میزان ناتوانی  حس  شنوایی  این  افراد 70 دسیبل یا بیشتر است .

کم شنوا شخصی است  که با استفاده از وسایل کمکی  یا  بدون  بهره گیری  ازآنها  درشنیدن گفتارعادی دیگران مشکل دارد. میزان ناتوانی آنها بین 25تا69 دسیبل است .

 

طبقه بندی دانش آموزان ناشنوا وکم شنوا

1- ناشنوایی بر اساس زمان  بروز  نقص شنوایی (ناشنوایی فبل ازفراگیری زبان یا بعداز فراگیری زبان باشد)

2- ناشنوایی براساس میزان شنوایی ازدست رفته (ملایم  یا  خفیف   متوسط - متوسط تاشدید- شدید- عمیق)

آزمایش شنوایی

بهترین طریق آزمایش شنوایی استفاده ازدستگاه سنجش شنوایی و جدول شنوایی است که توسط متخصص صورت می گیردو مشخص می شود که  نقص  شنوایی به چه ترتیب و به چه میزان است .

10 نشانه و علائم مشکل شنوایی وجود دارد که معلم باید نسبت به آنها حساس باشد .

علل ناشنوایی

1- وراثت - بسیاری  ازموارد ژنتیکی مانند ژنهای غالب  و مغلوب  ونیز ژنهای وابسته به  کروموزوم جنسی X می تواند ناشنوایی رابه وجود آورد.

2- سرخجه مادرزادی سرخجه  مادر در  طول سه ماهه اول بارداری می تواند اثرات جدی برجنین داشته باشد.

3- پیش رسی کودکانی که باوزن کمتراز5/2 کیلوگرم به دنیا می آیند معمولا“پیش رس نامیده می شوند.

4- ناسازگاریهای خونی

5- مننژیت 8درصد کودکان ناشنوابعدازتولدبه سبب  بیماری  مننژیت که شامل حمله میکروبی به گوش میانی است ، شنوایی  خود را از دست داده اند.

6-  عفونت   گوش  میانی    معمولا“   نزد  کودکان  خردسال  شایع  است  و سبب   جمع  شدن  مایع درگوش میانی  می شود و اگر این وضعیت مزمن  گردد ، اختلال شنوایی ازنوع خفیف تا متوسط رابه وجود می آورد .

درصد شیوع

میزان  شیوع  کودکان ناشنوا فقط یک درهزار و در کودکان  کم شنوا در حدود3تا4 در هزار می باشد .

نکات ضروری درآموزش وپرورش کودکان باآسیب های شنوایی

کاربرد سمعک

یکی از مهمترین  وسائل  کمک به کودکان ناشنوا، ساخت یا ابداع  سمعک  الکتریکی می باشد. با این وسیله شدت کمبود شنوایی دربرخی ازافراد کاهش می یابد.

آموزش و پرورش زبان ومهارتهای ارتباطی کودکان ناشنوا

در آموزش  وپرورش  این  کودکان  دو  هدف  عمده مد نظر است :

الف- رشد زبان

ب- رشد مهارت های ارتباطی

در خصوص  مهارتهای  ارتباطی ، گروهی بر تکلم و گفتارخوانی (لب خوانی) تاکید دارند و برخی دیگر بر به کارگیری حرکات انگشتان یا دستها  را توصیه می کنند .

روشهای متداول آموزش مهارتهای ارتباطی

الف روش شفاهی شنیداری

دراین روش سعی  می شود  باقیمانده  شنوایی فرد را  تقویت  نموده  و از طریق  گفتار خوانی و تکلم برای رشد مهارت های ارتباطی استفاده شود .

ب- روش روچستر

این  روش  ترکیبی  از روش  شفاهی شنیداری به علاوه هجی کردن با انگشتان دست می باشد .

ج- روش شنیداری

در این روش تاکید بررشد توانایی گوش دادن وتربیت حس شنوایی است .

د- روش ارتباطی کلی یا جامع

در این روش اختلاطی از هجی کردن با انگشتان دست،زبان اشاره ، گفتارخوانی ،تکلم و تقویت شنوایی به  طور همزمان است .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:7 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان با آسیب دیدگی گفتاری وتکلمی

 

                          کودکان با آسیب دیدگی گفتاری وتکلمی

         

 تعریف تکلم ،زبان و اندامهای تکلمی

تکلم یا گفتار، شکلی از زبان است  که  در آن با استفاده از نشانه ها ی کلامی  یا علائم  قراردادی  مقاصد و عواطف فرد به دیگری منتقل می شود .

اما  اصطلاح  زبان  معمولا“   به   تمام  اشکال  و  انواع ارتباطات  انسانی  اطلاق می گردد  که  برای بازگونمودن افکارواحساسات گوناگون  از طرق  مختلف  مانند نوشتن،    گفتن، خواندن ، به کارگیری دستورو قواعد زبان،تغییرات قیافه ، اداها ، هنرو000 به کار می رود.

           تقسیم بندی اندامهای گفتاری

1- اندامهای تنفسی شامل ششها،نایژه هاونای است

2- اندام های واج ساز    این  اندام ها  در  محفظه غضروفی موسوم به حنجره قرار دارند که نقش آنها تولیدواج ، حالت بی واجی ، تولید نجواوحالت انسداد است .

3- اندامهای تلفظی شامل حفره حلق،دهان و بینی است .

علاوه بردستگاههای گفتاری ،مغزانسان به ویژه ناحیه بروکا  و  ورنیکه  از  حساسیت    خاصی   در  تکلم برخورداراست.

آسیب  به منطقه خاصی در کنارقطعه پیشانی  نیمکره چپ با نوعی اختلال تکلم به نام آفازیای بیانی  مرتبط است .

همچنین آسیب به قشر مخ  درنیمکره چپ  و درقطعه آهیانه ای با نوعی اختلال تکلم به نام آفازیای دریافتی ارتباط دارد.

          تعریف اختلال تکلم

تکلم غیرعادی یا ناهنجار،گفتاری  است که  با  بیان و گفتارعامه  جامعه  تفاوت فاحش دارد که این تفاوت منجر به جلب توجه دیگران شده و نیز ارتباط را مختل می کند وباعث ناراحتی وخستگی متکلم و شنونده می شود .

 

            تعریف اختلال زبان

عبارتست از دریافت ، فهم وبیان  کلمات گفتاری یا نوشتاری به صورت غیرعادی یا ناهنجار

طبقه بندی اختلالات تکلمی

1-  اختلال  در  تلفظ   کودکان   با  این  اختلال معمولا“ صداها را به یکدیگر تبدیل می کنند.

2- اختلال درصدا- اختلال کیفی صداازگرفتگی آن   تا تو دماغی صحبت کردن راشامل می شود.

3- اختلالات  زبانی شامل  دو اختلال  آفازیا   وتاخیردررشد زبان است .

4- خاموشی انتخابی   ناشی  از فقدان   تعادل عاطفی می باشد .

5- تکلم کودکانه توجه  بیش از حد به  نیازها  وخواسته های کودک ویا تقلید گفته های کودکانه وی ،  والدین  باعث  تقویت  تکلم  کودکانه  در فرزندشان می شوند.

6- لکنت  زبان   لکنت زبان  تنها   نشانه ای  ظاهری   و مرضی از وجود مشکلی است که کودک با آن  مواجه می باشد .

                        انواع لکنت زبان

1- لکنت زبان کلونیک   تکرارتشنج آمیز یک واج یا هجا قبل از اینکه کلمه یا جمله ادا شود.

2- لکنت زبان تونیک   بازماندن عضلات گویایی به مدت چند ثانیه تا یک دقیقه

3- مکررگویی صرف

4- برخورداری ازحافظه شنوایی

5- داشتن فراخنای دقت طبیعی

6- نداشتن بیماری مزمن

7- فقدان ضایعات مغزی

8- غلبه طرفی

9- سالم بودن زمینه های ارثی خانوادگی

    علل اختلالات ارتباطی

برای اینکه رشد تکلم و زبان روندطبیعی خودرا  طی کند باید عوامل زیر مهیا باشد.

1-برخورداری ازهوش کافی

2- سالم بودن دستگاه گویایی

3- شنوایی طبیعی یانزدیک به طبیعی

           مراحل شناسایی و تشخیص

1- گرفتن شرح حال

2- ارزیابی هوش

3- سنجش شنوایی

4- بررسی سیستم اعصاب مرکزی

5- بررسی ویژگیهای فضای خانوادگی و ارتباط آن با اختلالات تکلمی

6- ارزیابی دقیق تکلم

 

                    برآورددرصدشیوع

مشکلات تلفظی                                 3%

لکنت زبان                                  7 /0 %

اختلالات صدا                               2 /0%

شکاف کام                                    1 /0%

فلج مغزی                                     2/0%

تاخیردررشدتکلم                              3/0%

نقص شنوایی                                  5/0%

تاخیرزبانی                                       1%

مجموع                                            6

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:5 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان با اختلالات یادگیری

 

                     کودکان با اختلالات یادگیری

 

  تعریف و ویژگیهای کودکان با اختلالات ویژه یادگیری

این کودکان ” در یک  یا تعدادی  از  فرایندهای اساسی  یادگیری: فهم  مطالب ،  کاربرد   زبان گفتاری یا نوشتاری دچارمشکل اند.این اشکالات ممکن است درکودکان به صورت های گوناگون مانند:دشواری درگوش دادن،فکرکردن،؛صحبت کردن،خواندن،نوشتن،هجی کردن،حساب کردن ظاهر شود .

 

              

    ویژگیها

1- بهره مندی ازهوش تقریبا“ متوسط یا بالاتر

2- سالم بودن از نظر حواس مختلف

3- برخورداری ازامکانات محیطی و آموزشی

4- نداشتن نابهنجاری های شدید رفتاری

5- پیشرفت آموزشی به طورقابل ملاحظه ای کمتراز بهره هوشی ، سن  و  امکانات  آموزشی  که  از  آن برخوردارند.

      علل شکست این کودکان در امریادگیری

الف- فقدان انگیزش کافی

ب- فقدان توجه ودقت لازم

ج- دقت بیش از اندازه به جزئی از کل

د- فقدان هماهنگی لازم درحرکات

ه- جنب و جوش بیش ازحد

درصد شیوع

میزان برآورد شیوع آن از1تا30 درنوسان است .

  طبقه بندی کودکان با اختلالات  ویژه  یادگیری

1- کودکان با دشواری هایی درخواندن و هجی کردن

از اساسی ترین مشکلات این کودکان است .در واقع خواندن ادامه فرایندرشدتکلم وزبان است .

تاخیردررشد سیستم عصبی مرکزی یا آسیبهای مغزی به عنوان علت عدم توانایی  در خواندن می باشد .

دیس لکسی یا نارساخوانی اصطلاحی است که برای کودکانی که علی رغم هوش طبیعی قادر  به خواندن نیستند.

برخی  ازاین کودکان می توانند  واژه ها  را بخوانند ولی مفهوم آن را نمی فهمند این حالت را هیپرلکسی می نامند.

کودکان  با  دشواری های اساسی در نوشتن واملاء

اصطلاح دیس گرافی  برای  کودکانی که علی رغم هوش طبیعی بسیار بد می نویسند بکار می رود .

        علل نارسانویسی و دشواری درنوشتن

1- عدم توجه ودقت

2- ضعف مهارتهای حرکتی

3- اختلال درادراک بینایی حروف وکلمات

4- ضعف حافظه بینایی و شنوایی

5- دشواری درانتقال اطلاعات ازیک کانال حسی به کانال دیگر درپیوندهای حسی

6- انتزاعی بودن مطالب

    کودکان با دشواریهای اساسی درریاضیات

اصطلاحی که درمواردشدید این حالت به کارمی رود دیس کالکولی یا اختلال  در محاسبه و کسب  مفاهیم  ریاضی است. مهمترین علل اختلال کودکان درریاضیات

1- فقدان آمادگی ذهنی

2- تدریس ناکافی یا نادرست

3- ضعف حافظه بینایی وشنوایی

4-عملکرد پلیین هوش غیر کلامی

5- اختلال درادراک بینایی و شنوایی

6- اختلال در ادراک فضایی

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:2 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان با اختلالات رفتاری

            کودکان با اختلالات رفتاری

   تعریف اختلالات رفتاری

رفتارهای گوناگون افراطی،مزمن وانحرافی که  گستره  آن   شامل   اعمال  تهاجمی  یا برانگیختگی ناگهانی تا اعمال  افسرده گونه وگوشه گیرانه می باشد وبروزآنها به دوراز انتظار مشاهده کننده است . به طوریکه وی آرزوی توقف اینگونه رفتارها رادارد.

               برآورد درصد شیوع

درصد  شیوع  این  اختلالات  بستگی  به عوامل زیر دارد:

1- اهداف ، نگرشها وویژگیهای  سازمان یا فردی که ارقام یادشده رابرآورد می کند.

2- تعریفی که برای اختلالات رفتاری بکار می رود .

3- علت یا عللی که منشاء اختلالات  رفتاری هستند .

4- وسیله یا وسایل اندازه گیری در تشخیص اختلالات رفتاری

با  اینحال  اختلالات  رفتاری  را  با  ارقامی  چون 2%،8%،5/10%،20%و 24%برآورد می کنند.

طبقه بندی اختلالات رفتاری کودکان

دشواری های دسته بندی اختلالات رفتاری

1- علل متفاوتی می تواند زیربنای مشکلات رفتاری مشابهی باشد و نیز انواع  متفاوت  مشکلات رفتاری می تواند ازعلل مشابهی حاصل آمده باشد.

2- فراوانی رفتارهای نا سازگار بسیار گسترده است

3- چگونگی  شروع  اینگونه رفتارها و کیفیت رشدوپیشرفت آنها متفاوت است .

4- میزان ودرجه رشد آنها متفاوت است .

5- چگونگی  پاسخدهی  این  گونه رفتارها به روشهای درمانی گوناگون متفاوت است .

            انواع اختلالات رفتاری کودکان

1- بی نظمی درسلوک

رفتارهایی  هستند که  برای  جلب  توجه  از فرد  سر   می زنند ، مانندایجاد سرو صدای  بلند ، تقلای مداوم،   خشونتهای زبانی وبدنی

2- اضطراب وگوشه گیری

علل اصلی آن عبارتنداز حساسیت زیادازحد،احساس حقارت،عدم اعتماد به نفس،ترس و واهمه.آنان بجای بدرفتاربودن ،کم رفتارهستند.

ج- رفتارهای نامناسب یا ناپخته

خصوصیات   رفتاری  این  دانش آموزان  عبارتست از:بی علاقگی،کندی یا عدم فعالیت مناسب ،درخواب وخیال بودن ، صحبتهای  نامفهوم ، با اجسام صدا در آوردن و 000

د- رفتارهای ضد اجتماعی

اینگونه رفتارها شبیه رفتارهای بزهکاران است . این دسته  ازکودکان نمی توانند خود را با ارزشهای رایج وفق دهند.

    عوامل ایجادکننده اختلالات رفتاری

1- اختلالات بیولوژیک (مشکلات ژنتیکی، نورولوژیکی وبیوشیمیایی)

2- فضای خانوادگی نامساعد

3- تاثیرات سوءفرهنگی و اجتماعی

4- تجربه های   نامطلوب  و شکست های پی درپی درمدرسه

  چگونگی بررسی انحرافات رفتاری کودکان

1-  تعیین  دقیق  اینکه  منظور ازغیرعادی چیست ؟

2- تعیین کردن اینکه چه رفتارهایی احتیاج به زیاد یا کم شدن دارند.

3- پیدا  کردن  یک محرک  یا تقویت کننده مناسب برای تشویق یا تغییر رفتار

 

 

  نکات موردتوجه در کارکردن با این کودکان

1- از سرزنش و تحقیر دانش آموز یا  افراد وابسته  به  او خودداری کنید .

2- در برخورد با این کودکان بدانیم که به همفکری ویاری ما نیاز دارند.

3- اعتماد اورا دربوجود آوردن محیطی آرام وآزاد نسبت به خود جلب کنید.

4- بااودرباره خودش وخانواده اش دوستانه صحبت کنید.

5- با خانواده او تماس برقرارنمائید.

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 1:0 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کودکان چند معلولیتی

                     کودکان چند معلولیتی

 

         تعریف کودکان چندمعلولیتی

به سبب شدت  اختلالات جسمی، ذهنی ، هیجانی یا ترکیبی ازآنها، نیاز به خدمات منظم آموزشی، پرورشی  ،  روانشناختی ، مددکاری  اجتماعی وپزشکی دارند،تادرحدودامکانات خویش بتوانند به طورموثردراجتماع وفعالیتهای مرتبط شرکت کنندودرواقع به حداکثررشد تواناییهای خوددست یلبند.

    در تعریفی دیگر،افرادچندمعلولیتی عبارتنداز:

1- تمام افراد باعقب ماندگی های ذهنی متوسط شدید و عمیق

2- تمام افراد با اختلالات هیجانی شدید وعمیق

3- تمام افراد باعقب ماندگی های ذهنی متوسط ، شدیدوعمیق که حداقل یک نوع معلولیت دیگر نیزداشته باشند.

درصد شیوع

میزان شیوع آن تقریبا“6 /1 %ازکل دانش آموزان استثنایی است که خدمات ویژه دریافت می کنند.

چگونگی شناسایی وطبقه بندی کودکان چند معلولیتی
پنج طبقه مجزانظام نمره ای آپگار

نوزادانی که نمره آنان در این نظام  بین 8 تا10  باشد،طبیعی و سالم هستندوآن گروهی که  نمره آنان کمتراز6باشد دارای تاخیررشدی واحتمالا“    اختلال درسیستم عصبی مرکزی هستند.

رسیدگی های آنی واولیه

هدف  اصلی  فراهم  سازی خدمات  آنی برای اینگونه کودکان ،ایجاد تغییررفتار درآنان است.

یک اصل اساسی دربرنامه های رسیدگی آنی واولیه ، درگیرکردن والدین است.

برنامه رسیدگیهای آنی واولیه به طریق زیرارائه می شود

1- خدمات خانگی

2- تشکیل واحدهای چهارنفری

ویژگیهای  کودکان چند معلولیتی با معلولیت عمده درعقب ماندگی ذهنی

1- عقب ماندگی ذهنی وفلج مغزی

نیمی  از کودکان مبتلا به  فلج مغزی  درطبقه عقب ماندگان ذهنی قرار می گیرند.

2 - عقب ماندگی ذهنی واختلال شنوایی

مشکل اصلی این دست ازکودکان برقراری ارتباط بادیگران،کندی دریادگیری ودشواری درحفظ آنچه آموخته اند ،است.

10 تا 15درصد عقب ماندگان  ذهنی دارای نقص شنوایی هستند.

3- عقب ماندگی ذهنی واختلال رفتاری

مشکل اصلی قابل توجهی از این افراد ،اختلالات رفتاری است .

ویژگیهای کودکان چند معلولیتی با معلولیت  عمده   دراختلال رفتاری

1- اوتیسم

اوتیسم  ناتوانی عمومی ، فزاینده ، شدید و مادام العمریست که اغلب در3سال اول زندگی ظاهر می شود .درصد شیوع آن پنج درده هزار نوزاد می باشد  و در  پسران 4برابر دختران  مشاهده می گردد.

       چهار معیاربرای شناسایی اوتیسم توسط راتر

1- اختلال شدید دربرقراری ارتباط

2- اختلال دررشدتکلم وزبان

3- رفتارهای قالبی وکلیشه ای

4- ظهور این رفتارها قبل از3سالگی

علل اوتیسم

1- علت رفتارهای عجیب وغریب نامشخص است.

2- وجود دلایل متعدد در خصوص ایجاد کننده اوتیسم

3- از علل اولیه می توان به غیرعادی بودن شکل مغزیاعدم تعادل مواد بیوشیمیایی  مغزاشاره کرد.

2- اختلال رفتاری واختلال شنوایی

8درصد از کودکان ناشنوا دارای  اختلال  هیجانی پنهان هستندوازهر10دانش آموزناشنوا1تا3نفرآنان ازخوداختلال هیجانی مشخصی رابروز می دهند.

  ویژگی های کودکان چندمعلولیتی بااختلالات حسی بینایی وشنوایی

اگرکودک ازهردوحس بینایی وشنوایی محروم بوده ونیزدچار عقب ماندگی ذهنی باشد،فعالیت آموزشی برای او بسیاردشوارخواهد شد.

ترکیب اختلال بینایی وشنوایی مشکلات جدی ارتباطی وآموزشی رافراهم می آورد که امکان جایدهی کودک رادربرنامه های آموزشی  ویژه کودکان نابینا وناشنوا ازمیان می برد.

  نکات موردتوجه در برنامه های آموزشی کودکان چند معلولیتی

1- شناخت مراحل رشد درابعاد  مختلف برای مربیان

2- امکان  فراگیری رفتارها ازساده به مشکل

3- تجزیه یک رفتار پیچیده به رفتارهای ساده تر

4- کاهش رفتارهای نامناسب و غلط کودک

5- برداشتن قدم های منظم آموزشی

6- گسترش دوره های آموزشی مناسب

7- خدمات جانبی

8- ارزیابی عینی

و اما حيوانات

 


 

نوشته شده توسط نيايش در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 0:57 قبل از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


کلیاتی درباره کودکان استثنایی

کلیاتی درباره کودکان استثنایی       

    

هرکودکی ویژگیهای منحصربه فرد خود رادارااست.ازاینروهیچ کودکی عینا“شبیه کودک دیگرنیست در یک مفهوم  کلی  می توان  گفت که تمام کودکان، استثنایی هستند.

   به کودکانی استثنایی گفته  میشود که  بر خلاف اکثریت افراد همسن خوددرشرایط عادی قادر به سازگاری با محیط  نباشد و از نظر فکری ، جسمانی،عقلانی،رفتاری وعاطفی باهمسالان خود فرق  کلی داشته باشد وروشهای خاص آموزش و پرورش در باره آنان به کار رود.

در آمریکا  به  تمام  کودکانی  که به  نحوی با کودکان عادی وهمسن خود ازنظر فکری، جسمی ، عاطفی ، عقلانی ، رفتاری و 000 فرق داشته باشد استثنایی می گویند .

در انگلستان  تیزهوشان را استثنایی میدانند وسایر  کودکانی را  به عللی  تحت حمایت  و آموزش  خاص  قرار می گیرند  کودکان ویژه می گویند .

افراد استثنایی را می توان در سه گروه جای داد.

کودکان  و  نوجوانانی  که  به  علت    اختلافات هوشبهراز کودکان عادی متمایزند . ( افراد عقب مانده ذهنی و تیزهوش )

افرادی که  با اختلال ها و ضایعه های مغزی  یا اختلالهای عملی مبتلابه اختلالهای رفتاری هستند (افراد ناسازگار یا دشوار)

کودکان و  نوجوانان  مبتلا  به  اختلالها  و نقیصه های  حسی  و حرکتی  و اختلالهای  عملی  رشد .  ( افراد  نابینا ،  ناشنوا و با اختلال های تکلمی)

مشکلات طبقه بندی کودکان استثنایی

1- تنوع و تعدد اختلالهای رفتاری  کودکان با شماره آنها برابر است .

2- یک  عامل  بیماری زا  ممکن  است  علایم  متعارفی  درکودکان مختلف ایجاد کند .

3 علایم عقب ماندگی  یا   ناسازگاری  ممکن است در افراد گوناگون به علت های متفاوت پدید آید .

4 اختلال های  رفتاری  و ناسازگاری  ممکن  است  حاد و زودگذر یا مزمن و طولانی  بوده و در هر حال ممکن است شدید یا خفیف باشد

1- انحرافات هوشی :  دانش آموزان تیز هوش و  کند ذهن

2 نقایص حسی :  دانش آموزان  کم شنوا ،  ناشنوا و کم   بینا ، نابینا

3- دشواریهای ارتباطی :  دانش آموزان با مشکلات تکلمی و نارسایی های یادگیری

4- نابهنجاریهای رفتاری :   دانش آموزان  با  اختلال های رفتاری

5 دشواریهای حرکتی : دانش آموزان با معلولیتهای بدنی

6 سایر موارد استثنایی و بیماریها

                    درصد شیوع و طبقه بندی مارلند

مارلند دانش آموزان استثنایی رادر 9گروه جای داده        و درصد شیوع هر کدام را معین کرده است .

نگرش مردمان قدیم درباره کودکان عقب مانده ذهنی چندان مطلوب نبوده است .

در قوانین اسپارت کشتن آنان مجاز بوده است .

درقرون وسطی ودراروپا این باور وجود داشت که در جسم فرد عقب مانده شیطان حلول کرده است .

در آموزشهای  مذاهب  آسیایی  نظیر آیین  زرتشت در ایرا ن ومذهب   کنفوسیس  در چین  اعمال  رفتار انسانی  با عقب ماندگان ذهنی توصیه شده است . چنین رفتار انسان دوستانه تااوایل قرن نوزدهم بیشتربر اساس ملاحظات مذهبی بوده تا یافته های علمی.

در قرن هجدهم  به  بیماریهای روانی و عقب  ماندگی ذهنی  توجهی  نمی شد تا اینکه  در اواخر این  قرن پینل  پزشک فرانسوی  در تقسیم بندی  خود  از  این  بیماران روانی ، یک گروه  را به عقب ماندگی ذهنی اختصاص داد .

در  قرن  نوزدهم  رفاه و درمان  عقب ماندگی ذهنی  مورد  توجه  قرار گرفت .در اوایل  این قرن می توان تجارب ایتاربا پسروحشی 12ساله ، ویکتورراکه درجنگلهای آویرون پیدا شده بود را نام برد .

در اواسط  قرن  نوزدهم  بوهل برای اولین بار درسویس فکرتاسیس موسسات  ویژه  نگهداری  کودکان عقب مانده ذهنی را مطرح کرد .

سگن با کسب تجربه آموزش و پرورش ویکتور اولین کتاب خود را درزمینه عقب ماندگی ذهنی با نام اخلاق و آموزش و پرورش کودکان کور ذهن در سال 1846 منتشر کرد .

سگن   در کتاب   دوم  خود  عقب ماندگی های سطحی راناشی ازنقص وضعف سیستم اعصاب  محیطی  دانست  وعقب ماندگی های عمیق  را  ناشی  از نقص  و  ضعف  در  سیستم اعصاب مرکزی تلقی کرد .

در اواخر قرن  19مونته سوری  مدرسه ای  با  نام  مدرسه  درمانی  برای  افراد دارای نقص ذهنی تاسیس  کرد . روش او بر خود آموزی  استوار بود  معلم  تنها به  نظارت بر فعالیت کودکان می پرداخت .

در قرن  بیستم فعالیتهای دکرولی و بینه چشمگیر تراست . دکرولی  بهترین راه درمان  افراد عقب مانده ذهنی را  انجام یک برنامه آموزشی مناسب ودر ارتباط  با نیازهای آنان می دانست .

شهرت بینه درزمینه آزمونهای هوشی و کوشش وی در تهیه آزمونهای هوشی به سبب علاقه ای بود  که  وی  به  تشخیص کودکان دارای نقص ذهنی از خود نشان داد.

در قرن بیستم می توان ازنظریه گارو  در باره  نقص و نارساییهای  ارثی  سوخت وسازوکشف فولینگ در باره بیماری فنیل کتونوریا نام  برد.

توسعه تکنیکهای جدید درژنتیک، توفیق در درمان  سفلیس ، آسان سازی زایمان ، شناخت  عامل ارهاش ،  آمار کودکان عقب مانده ذهنی  را در دنیا کاهش داده است .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 7:11 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


تعریف عقب ماندگی ذهنی و طبقه بندی آن

     تعریف عقب ماندگی ذهنی و طبقه بندی آن

 

ترد گلد نقص روانی را چنین تعریف کرده است

حالتی از رشد و تحول ذهنی از نوع وحدی  که قادر نیست خود را با محیط بهنجار و همنوعان خود  به  گونه ای  سازش  دهد  که  بی نیاز از سرپرستی،کنترل یا حمایت خارجی ، به زندگی خود ادامه دهد .

به  نظر دول  در تعریف  درست عقب ماندگی ذهنی باید به شش ملاک روشن وتلویحی توجه شود .

1- بی  کفایتی  اجتماعی   2–  ناشی  از زیر هنجاری  ذهنی 3- که به لحاظ  تکوینی  تثبیت شده 4 –  که  به  پختگی  رسیده   5 – دارای  خاستگاه  سرشتی  است  6 – ضرورتا“ علاج ناپذیر است .

کانر دو طبقه از اشخاص مبتلا به نقص ذهنی را برحسب موقع و منزلت بزرگسالان تعریف کرد .

نوع  اول  عقب ماندگی  شامل  افرادی است  که در پتانسیل های  هیجانی  و شناختی خود  عمیقا“ ناقص هستند .

نوع  دوم  شامل افرادی می شود که محدودیتهای هوشی   آنها  به  طور قطع  مرتبط  با معیارامر فرهنگی خاصی است که آنها رااحاطه کرده است.

تعریف بر اساس نمره آزمونهای هوشی

غالب  صاحبنظران کوشیده اند  برای تعیین  افراد زیرهنجارمعیارهای کمی ارائه دهند که رایج ترین ملاک عینی نمراتی است  که ازاجرای  آزمونهای هوشی مانند استنفورد بینه و وکسلربدست می آید . دراین ملاک،سادگی، سهولت  ارتباط و گروههای هنجاری مطرح می شوند .

هوشبهر 70 به عنوان  نمره  برش  گروه عقب مانده  مورد قبول واقع شده است .

اگر چه  این  رویکرد در سطح وسیعی مرسوم شده است ولی انتقاداتی برآن وارد کرده اند. نقادان به این واقعیت که هوشبهرفرد اساسا“تحت تاثیرعوامل غیرهوشی مانند معلولیت های  زبان وموانع انگیزشی قراردارد و اینکه گاه  هوشبهر فرد با گذشت زمان تغییرمی کند اشاره کرده اند.

اغلب تعریفهای عقب ماندگی یاناشی ازیک مدل آسیب شناختی است یا ناشی ازیک مدل آماری . مدل اول متاثر از جهت گیری پزشکی است که به عملکرد ناقص فیزیولوژیک و علائم مرضی بیماری  و یا  نقص  توجه  دارد در مدل آماری عقب ماندگی به مثابه حدود انحراف از پیوستار توانایی هوشی تعریف می شود .

این تعریف از مدل آماری پیروی می کند اما دارای  برخی ویژگی های مدل آسیب شناختی هم هست .

در سال 1973 انجمن آمریکایی نقص ذهنی عقب ماندگی را به شرح زیر تعریف کرد.

عقب ماندگی ذهنی  ناظر است  بر  عملکرد عمومی هوش که به  طور معنی دار پایین تر ازحد متوسط  است وبه طورهمزمان ، همراه  با نواقصی دررفتارسازشی است وطی دوران رشد وتحول ظاهرشده است.

”عقب ماندگی ذهنی”ناظراست برسطحی از کنش رفتاری بدون توجه به آسیب شناسی آن .  اصطلاح عقب ماندگی توصیف رفتارکنونی است و بر تشخیص دلالت نمی کند .

عملکرد  هوش  را می توان از طریق  آزمونهای میزان شده تعیین کرد .

” به طورمعنی دار زیر میانگین ” ناظر است بر کارکردی که بیش از دو انحراف  معیار پایین تر از میانگین باشد .

”رفتارسازشی”به مثابه حساسیت یامیزانی تعریف می شود که فرد بدان وسیله با معیارهای استقلال شخصی ، مسئولیت  اجتماعی که  از سن وگروه فرهنگی اوانتظارمی رود مواجه می گردد.

 

 

”درجریان رشد”مهارتهای حسی – حرکتی ،ارتباط ،کمک به خود و اجتماعی شدن ، متاثر ازفرایند نضج توسعه می آید تاخیردر کسب این مهارتها ، معرف نقص  بالقوه در رفتار سازشی  است و از جمله ملاک های عقب ماندگی ذهنی محسوب می شود .

در قانون انگلستان به بی کفایتی اجتماعی فرد عقب مانده تاکید  شده  است . طبق  این  قانون  چها رگروه عمده به عنوان اشخاص عقب مانده مشخص شد .

1- آنهایی که از بیماری روانی رنج می برند .

2- آنهایی که به زیر هنجاری شدید دچار هستند .

3- کسانی که زیر هنجار محسوب می شوند .

4- افرادی که به اختلالهای روان رنجوری مبتلا هستند .

در تعریف عقب ماندگی ذهنی دو روش تصوری عمده وجود دارد .

1- مدل زیستی – طبی –ازنظرطرفداران این رویکرد وجود  تغییرات  اساسی  در مغز برای  تشخیص عقب ماندگی ذهنی اهمیت بنیادی دارد.

2- مدل اجتماعی وانطباقی– طرفداران این عقیده روی عملکرد اجتماعی  و توانایی  کلی  برای  سازگاری  با موازین مقبول تاکید می کنند .

ویژگیهای عقب ماندگی ذهنی در DSM- III  R

1- عملکرد  هوشی کلی به طور قابل ملاحظه ای پایین ترازحد طبیعی بوده وهمراه است با

2- نقص  یا  اختلال  قابل   ملاحظه   در کارکرد انطباقی و

3- شروع قبل از 18 سالگی

این تعریف مشابه تعریف AAMDاست.

                                  فهرست اصطلاحها وواژه ها

سازمان بهداشت جهانی اصطلاح زیرهنجاری را توصیه می کند که مشتمل بردوطبقه مشخص است .عقب ماندگی ذهنی و نقیصه عقلی.

اصطلاح  ضعف  عقلانی  به  معنی  انواع  خفیف عقب ماندگی ذهنی استفاده می شود .

اصطلاح اولیگوفرنی در روسیه و کشورهای همجوار و ممالک اسکاندیناوی و اروپای غربی رایج است .

اصطلاح بی عقلی درروانپزشکی جدید کاربردی ندارد مگر در موارد نادری که به  مراحل انتهایی بیماریهای دژنراتیو اطلاق می شود .

دلایل  دشواری  مشکل طبقه بندی کودکان عقب مانده ذهنی

1- تنوع وتعداد عقب ماندگیها با شماره آنها برابر است

2- عقب ماندگی ممکن است به علتهای گوناگون ایجاد شود.

3- شدت و ضعف و متنوع  بودن در عقب ماندگان ذهنی

افراد عقب مانده براساس کلاسهای گوناگونی  تقسیم شده اند. روانشناسان  ،  روانپزشکان  و متخصصان  تعلیم  و تربیت  و درمان هر کدام تقسیم بندی خاصی را مطرح کرده اند .

گروه بندی روانشناسان

این گروه بندی بیشتر بر اساس درجه هوش و تفاوتی که  بین سن عقلی و سن زمانی فرد وجود دارد انجام شده است انجمن روانشناسان آمریکا عقب ماندگی ذهنی را به  سه گروه تقسیم کرده است .

الف – عقب مانده های شدید – هوشبهر کمتر  از 50

ب – عقب مانده های متوسط – هوشبهربین 51تا 70

ج – عقب مانده های سطحی یا مرزی – هوشبهر بین 71 تا 85

 میلانی فر در کتاب روانشناسی  کودکان و  نوجوانان استثنایی عقب ماندگان ذهنی را درسه گروه و کودکان مرزی و عادی ضعیف را در دو گروه   معرفی کرده است .

1- گروه عقب مانده های عمیق (ابله،تهی مغز)

این افراد 3 تا 5 درصد عقب مانده ها را تشکیل می دهند.

هوشبهر این  افراد  از 25  تجاوز  نمی کند و تواناییهای آنان از نظر ذهنی در هر سنی باشند از یک کودک 3 ساله تجاوز نمی کند .

 

 

ناهنجاریهای حسی وحرکتی وبد شکلی های سر و صورت و کوتاهی اندام در آنان دیده می شود صورت آنان نا متقارن وجمجمه انان بزرگتر یا کوچکتر از حد عادی است و000

وابستگی  شدید  برای  انجام دادن کارهای ساده  و رفع احتیاجات اولیه خود وبه  همین  لحاظ به آنان کودکان وابسته یا پناهگاهی می گویند .

2 -گروه عقب مانده های شدید (سبک مغز ،کم خرد،سفیه)

هوشبهر این افراد بین 26 تا 50 است . توانایی های آنان در سنین  گوناگون  همانند کودکان 3تا7 ساله است. افراد این گروه 10 تا 20 درصد کودکان عقب ماند ه را تشکیل می دهد .

آنان قادر به فراگیری انجام امور ساده می باشند و می توانند  تا  اندازه ای از خود  مراقبت کنند  وازعهده خوردن غذا و پوشیدن  لباس و نظافت خود بر می آیند .

به علت  این که  تربیت پذیر هستند  و وابستگی نسبی نشان می دهند به آنها کودکان نیمه وابسته هم می گویند.

3 - گروه عقب مانده های  متوسط  (کودن – کند ذهن)

هوشبهر کودکان این  گروه  بین 51 تا 70 است و سن عقلی آنان از حد کودکان 10 ساله تجاوز نمی کند . افراد  این گروه  75 تا 85  درصد  کودکان عقب مانده را تشکیل می دهد . در نیروی قضاوت و استدلال نارسایی مشهود است .تاخیردرراه رفتن و لکنت زبان دارند . دایره لغات آنان محدوداست .                                                                                               

4 - گروه مرزی (ساده لوح یا کم استعداد )

دارای هوشبهر بین 71 الی 80 هستند و از لحاظ توانایی حداکثرتا حد کودکان 12 ساله عادی هستند .افراد این گروه دارای  ضعف قوای  فکری  هستند  و توانایی  قضاوت و استدلال مطلوب را ندارند .

5 - گروه عادی ضعیف یا ساده

دارای هوشبهر بین 81 تا 90 هستند . اندکی کند ذهن و کند انتقال هستند و از عهده  فهم و ادراک و بیان مفاهیم عالی و پیچیده  بر نمی آیند . افراد این گروه با تمرین در کارهای عملی و حرفه ای می توانند  موفق  شوند  و به  سازگاری شغلی و اجتماعی  برسند و می توانند  در شرایط مطلوب دوره راهنمایی را به پایان برسانند .

گروه بندی  عقب ماندگان ذهنی  از نظر آموزشی  و تربیتی  و درمانی

از نظر آموزشی به کودکی عقب مانده گفته می شود  که  به علت محدودیت استعداد وتواناییهای ذهنی به روشهای خاص آموزشی نیازمند است .

الف – عقب مانده های ذهنی درمان ناپذیر یا افراد پناهگاهی

ب – عقب مانده های ذهنی درمان پذیر

افراد دسته  دوم  خود  به آموزش پذیر  و تربیت پذیر تقسیم می شوند .

عقب مانده های درمان نا پذیر و ویژگیهای آنان

عقب مانده های عمیق هوشی که  بیشتر به علل ارثی و مادر زادی به ناهنجاریهای متعدد مبتلا شده اند  در این گروه جای می گیرند . هوشبهر آنان زیر 25 است .دارای معلولیتهای چند گانه اند.اکثرا“ ظاهری غیرعادی دارند ودر بالاترین سن  و موقعیت  در  حد  کودک  3 ساله  رفتار می کنند .

عقب مانده های درمان پذیر

این گروه که اکثریت بسیارزیاد عقب مانده ها را دربرمیگیرد درجات متفاوتی از نارساییها وناهنجاریهای هوشی را دارا می باشند .

این افرادبه دودسته آموزش پذیروتربیت پذیر تقسیم می شوند .

افرادی که هوشبهر آنان بین56تا70 یا 50 تا 75 است آموزش پذیر خوانده می شوند . این افراد از لحاظ  قدرت  فراگیری و استفاده از حواس دارای تاخیر هستند  از نظر دانستن لغات ضعیف بوده و مفاهیم را خوب درک نمی کنند و از جنبه عاطفی واکنشهای لازم را بدست نمی آورند . تمرکز دقت در اینان محدود است .

افراد این گروه درصورت  برخورداری از  برنامه های آموزشی در سه زمینه ظرفیت رشد دارند :

1- آموزش پذیری در سطوح دروس ابتدایی

2- آموزش پذیری درتطابق اجتماعی تا کودک بتواند  به استقلال نسبتا“ مناسبی در جامعه دست یابد .

3- به دست آوردن شغلی که با آن بتواند دربزرگسالی به طورکامل یا نسبی مخارج خود را تامین کرده و از خود نگهداری کند .

عده زیادی از افراد آموزش پذیر در مدارس  معمولی   به تحصیل اشتغال دارند که دلایل آن عبارت است از :

هزینه فراوان و بالای موسسات  نگهداری  و آموزش

تعصب خانواده ها مبنی بر اینکه کودکانشان همراه با عقب مانده ها تحصیل نکنند.

اعتقاد بسیاری از مربیان که آموزش کودکان آموزش پذیر و کودکان دیر آموز نباید از هم جدا باشد .

تنها عیب این روش  آموزشی این است   که کودکان آموزش پذیردرمدارس عادی ، خیلی زود متوجه کمبودهای خود می شوند.با   این حال   لازم  است   برنامه های  آموزشی  و روشهای آن وزمان اجرای برنامه هازیر نظر مشاوران مخصوص که دراین رشته تخصص دارند اجرا شود .

افراد  این  گروه  دارای هوشبهر بین 26 تا 50 هستند و تواناییهای تحصیلی آنان از یک کودک 7ساله تجاوزنمی کند.عقب ماندگی آنان درخلال نوزادی و خردسالی مشخص می شود .

این افراد  می توانند اعمال ساده مربوط به خود را با آموزش فرا گیرند ودراثرتربیت می توانند ادرار و مدفوع خود را کنترل کنند .

از زمانهای قدیم عقب ماندگی های ذهنی را  از نظر پزشکی به دو دسته تقسیم می کردند .

1- عقب ماندگی های اصلی یا ارثی که وراثت عامل اصلی عقب ماندگی تلقی می شود

2- عقب ماندگیهای ثانوی یا محیطی که عوامل محیطی در ایجاد عقب ماندگی تاثیر داشت .

1- عقب ماندگی به علت عوامل ارثی

2 – عقب ماندگی به علت اتفاقات دوران بارداری

3- عقب ماندگی به علت حوادث زایمانی و دوران بعد از زایمان

4 – عقب ماندگی به علت عوامل محیطی ، اجتماعی و فرهنگی

1- عقب ماندگی ذهنی خفیف :میزان هوشبهر از 50-55تاحدود 70

2 - عقب ماندگی ذهنی متوسط : میزان هوشبهر از 35- 40تا50-55

3- عقب ماندگی ذهنی شدید: میزان هوشبهر از 20تا 25 تا 35- 40

4 - عقب ماندگی ذهنی عمیق : میزان هوشبهرزیر 20تا25

عقب ماندگی ذهنی با شدت نامشخص

این عقب ماندگی برابر با عنوان آموزش پذیر است . حدود 85  درصد افراد عقب مانده در این  گروه  قرار دارد . کمترین اختلال را در زمینه های   حسی -  حرکتی  از  خود  نشان می دهند درسطح بالاترسنی،از کودکان عادی متمایز می گردند .

این عقب ماندگی معادل عنوان تربیت پذیر است. افراد این گروه 10 درصد کل جمعیت عقب مانده های ذهنی را تشکیل مید هد

عقب ماندگی ذهنی شدید

این  گروه  حدود  3تا 4  درصد عقب مانده های ذهنی را تشکیل می دهند .

حدود 1تا2درصد عقب ماندگان ذهنی را تشکیل می دهند

عقب ماندگی ذهنی با شدت نامشخص

این تشخیص زمانی انجام می شود که یک  احتمال کلی برای عقب ماندگی موجود باشد ولی هوش فرد را نتوان  با آزمونهای هوشی استاندارد اندازه گرفت مانند افرادی که اختلال شدید دارند .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 7:10 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


سبب شناسی عقب ماندگی ذهنی ( اختلالات کروموزمی وژنی)

 

 

سبب شناسی عقب ماندگی ذهنی ( اختلالات کروموزمی وژنی)

 

انجمن نقایص ذهنی در آمریکا عوامل عقب ماندگی ذهنی را در نه گروه تقسیم کرده است

1-عفونت و مسمومیت

2- زخم یا عوامل فیزیکی

3- تغذیه و سوخت و ساز

4 – بیماری های مغزی فاحش

5 – ناهنجاری های کروموزومی

6- اختلال های دوران بارداری

7- عقب ماندگی های ناشی از اختلال های روانی

8- تاثیر عوامل محیطی

9- عوامل ناشناخته قبل از تولد

 

             گروه بندی سنتی عوامل عقب ماندگی ذهنی

1- عوامل مربوط به پیش از تولد

الف – اختلال های کروموزومی و ژنها

ب – اختلال های محیط رحم مادر

2- عوامل مربوط به لحظه تولد

3- عوامل مربوط به بعد از تولد

الف – مسائل بهداشتی

ب – مسائل مربوط به سوء تغذیه

ج – سوانح

د- کمبودهای محرک های محیطی و امکانات فرهنگی

ه – مسائل عاطفی

و – مسائل اجتماعی

4- عوامل ناشناخته

 

 

اختلالهای کروموزومی و ژنی

اختلال های متابولیک

اختلال های مربوط به غدد داخلی

عقب ماندگی به علت اتفاقات دوران بارداری

عوامل عقب ماندگی ذهنی هنگام تولد

عوامل عقب ماندگی ذهنی بعد از تولد

سایر اختلال ها

در هر بخش در مورد زیر هنجاری توجه به عوامل ژنتیک قابل توجه است .

تعدادی از اختلال ها که موجب  عقب ماندگی ذهنی می شوند معلول خطاهایی است که  در تقسیم سلولی رخ می دهد .

در  نابهنجاریهای  کروموزومی  گاهی  بخشهایی از کروموزوم شکسته می شود و یا ممکن است در اندام سلولها  کروموزومهای  اضافی  وجود داشته باشد یا سلول فاقد کروموزوم کافی باشد .

ژن های غالب ویژگی های مشخص  فرد را   بی توجه  به   ماهیت  ژن  هومولوگوس  او معین می کند .این ژنها برهمتای خود غالبند. این ژن ها   بند رت    باعث  عقب  ماندگی شدید   می شوند   زیرا   جنین های  گرفتار چنین  ژن هایی  اغلب  از  بین می روند  و درصورت زنده بودن توان تولید مثل ندارند.

شانس انتقال نقص ناشی ازیک ژن غالب که در فردی بروزمی کند ازپدرومادربه هریک از فرزندان یک به دو است .

ژن های مغلوب

یک ژن مغلوب تنها زمانی بروز می کند که ژن مغلوب  دیگری ازهمان نوع و در همان ناحیه  کروموزوم هومولوگوس وجود داشته باشد.

یک  جفت ژن همنوع را که در یک ناحیه مشابه قرار داشته باشند جفت هموزایگوس می نامند  و ژنهای  غیر  مشابه  را  جفت هترازایگوس می خوانند .

به   دلیل  اینکه  جنس  مونث   دارای   دو کروموزوم  Xیا ذخیره کامل ژنهای وابسته به X می باشد  توارث در زنان پیرو قواعد توارث ژن های غالب و مغلوب است .

انحراف از تعداد 46 کروموزوم تحت عنوان ناهنجاری های تعدادی شناخته می شود. ناهنجاری  ممکن  است شامل کروموزومهای جنسی شود و یا کروموزومهای غیر جنسی یا اتوزوم را مبتلا کند .

اگر به جای یک زوج کروموزوم معمولی ،سه کروموزوم پدید آید حالت سه تایی یا تریزومی ایجاد می شود و گاهی ممکن است حالت یک تایی یا منوزومی پدید آید .

علت  ناهنجاریهای  کروموزومهای  جنسی  احتمالا“ عدم جدایی کروموزوم ها در طی تقسیم سلولی است .

عقب ماندگی این دسته اکثرا“ سطحی یا مرزی است .

عمده ترین ناهنجاریهای کروموزومهای جنسی عبارتند از سندرم کلاین فلتر ،سندرم ترنرو سندرم سه تایی X

در  مورد  کروموزوم های  معمولی  سه نوع  تریزومی کروموزومهای غیر جنسی شناخته شده است .

تریزومی کروموزوم شماره 21

تریزومی شماره 17 یا 18

تریزومی کروموزوم شماره 12 یا 15

عقب ماندگی نوع مغولی یا منگولیسم ،اولین  بار به وسیله یک پزشک انگلیسی به نام لانگوم داون ،  در سال 1866بر اساس خصوصیات فیزیکی همراه  با عملکرد روانی زیر هنجار توصیف شد .

-شیوع

درصد شیوع سندرم داون یک پانصدم تا یک  هزارم کل جمعیت نوزادان تازه متولد شده است که این  رقم 10 تا 25  درصد  از کل  عقب مانده های ذهنی  را تشکیل می دهد .

فراوانی در جنس پسر در حدود 64 و در جنس دختر 36 است .

هوشبهر

به  طور  کلی  این  کودکان  از نظر بهره هوشی در گستره 25 تا 70 و میانگین 50 قرار  دارند و اکثریت  آنان آموزش پذیر و تربیت پذیر هستند .

مغز و جمجمه  این  کودکان به طور ناهنجار کوچک است . در 15 سالگی اندازه سر آنها به طور متوسط به اندازه سر کودک بهنجار 2 تا 5/2ساله است.

ویژگی های جسمانی

جمجمه سر – ناحیه پس سری پهن و جمجمه کوچک است بینی – بینی کوچک و پل بینی کوتاه است .

سینه – معمولا“ پهن و شکم بر آمده و بزرگ است .

عضلات – کمبود انقباض و شلی عضلات و ضعیف بودن رفلکس مورو یا فقدان آن از علائم مهم است .

قد – قد تاحدی کوتاهترازمیانگین قد جامعه است

مو – معمولا“ پراکنده ، زیبا و بدون  پیچ  وتاب است .

چشم – چشمها به سوی بالا اریب هستند که با تا خوردگی  کوچک  پوست  در گوشه های درونی چشم همراه است .

گوش – گوشها  بویژه  لاله های  گوش معمولا“ کوچک بوده ونرمه گوش با خود گوش یکی شده است .

دهان - با  وجود  اندازه طبیعی زبان به دلیل دهان نسبتا“ کوچک وکوتاه بودن سقف آن ،زبان کودک به طور متناوب از دهان بیرون می آید .

دندانها – کوچک  و ناهنجار بوده و با تاخیر رشد می کند .

صدا وتکلم – دارای  ضعف بیانی ودرتکلم تاخیر دارند

گردن – کوتاه و پهن است

 

 

دست ها –  غالبا“  کوتاه  و  چاق  و  مربع  شکل هستند انگشتان کوتاه وبند انگشت گرد است انگشت کوچک به جای سه قطعه بودن دو قطعه است .

دستگاه  تناسلی –  دستگاه  تناسلی  کمتر از اندازه  عادی است و بندرت قدرت  باروری دارند .

پوست – ظاهری خشک وخال خالی دارد و متمایل به ترک خوردگی است .

رشد وتکامل جنسی – رشد  جنسی  ممکن است ناقص و یا توام با تاخیر باشد .

مشکلات جسمی – حدود 40  درصد  آنان دارای نقص مهمی درقلب بوده ودر برخی انسداد  روده ای  یا  سوءعمل فاحش روده بزرگ دیده می شود و حدود 1درصد مبتلا به سرطان خون هستند .

فرایند سالخوردگی در این افراد خیلی زود رخ می دهد .

حدود 27  تا 30  درصد  نوزادان بیش از چند سال زنده نمی مانند .عمر مورد انتظار قبلا“ 13 سال بود که با کشف آنتی بیوتیک معدودی به سن 40 سالگی رسیده اند .

افرادی خوشحال ،آرام و مهربانترو  اداره  کردن آنان ساده تراست . به موسیقی علاقه زیادی دارند غیظ وخشم درآنان نادرتراست.

سازگاری اجتماعی

به نظرمی رسد سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به  سندرم داون  نسبت  به رشد و تحول شناختی آنان کمتر عقب مانده باشد .

کودک سندرم داون در خانواده های فقیرو ثروتمند به طور یکسان دیده می شود .

فرزندان مادران مبتلا به سندرم داون

شانس  زاییدن چنین کودکانی از مادر مبتلا به این سندرم 50 درصد است . ازهردوزن مبتلا به داون که حامله می شوند یک کودک مبتلا به دنیا می آید

ازبین عوامل زمینه ساز ، می توان از بالا بودن سن مادر ،احتمالا“ بالا بودن سن پدرو مواجهه با اشعه Xرا نام برد.

سه  نوع  ناهنجاری  کروموزومی در سندرم داون

تریزومی  21- در 95 در صد موارد

جدانشدن زوجهای کروموزومی پس از لقاح و ایجاد موزایسیسم 21در 1درصد موارد

 ترانسلوکاسیون در 4در صد موارد

سندرم داون معلول عدم توازن ژنتیک یعنی حضور یک مجموعه ژن اضافی در کروموزوم 21 است .

توزیع غلط کروموزوم در تخمک یا اسپرم می تواند به تریزومی 21 در تخم بارور شده منجر شود . احتمالا“ چسبندگی کروموزومی با افزایش سن مادر به طور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد .

به نظر پن روز تقریبا“ نیمی از کودکانی که با سندرم داون متولد می شوند ، متعلق به مادران 35 ساله و بالاتر است .

موزایسیسم

اگر بعد از باروری در دومین (یا سومین)تقسیم ، در توزیع  کروموزومی  جنین  در حال رشد نقصی رخ دهد موجب موزایسیسم می شود .

در این  حالت سندرم  داون جنین دارای ترکیبی از سلولهای  بهنجار و تریزومی 21 است .

ترانسلوکاسیون

جابه جایی بدین معنی است که همه یا بخشی از یک کروموزوم  به  وسیله  همه  یا بخشی از کروموزوم دیگرمورد حمله قرار می گیرد.اغلب کروموزومهای 13-15و 21-22 موجب جابه جایی می گردند .

در هفته های  چهاردهم و پانزدهم دوران بارداری،ازطریق تکنیک آمنیوسنتیسیس،   مقداری  از مایع  آمنیوتیک  را  با  وارد کردن میله ای از طریق دیواره شکمی در زهدان به دست می آورند و سلولها را در آزمایشگاه کشت می دهند .

   نشانه های  سندرم  داون  هنگام  تولد

  هیپوتونی  کلی ، شکافهای  پلکی  مورب ، وسعت سطح پوست گردن،جمجمه  کوچک مسطح ، استخوانهای برآمده گونه، زبان از دهان بیرون آمده ، دستها پهن و کلفت بوده و یک چین عرضی بیشتر ندارد.

کودکان مبتلا فاقد بخشی از کروموزوم پنجم هستند .دارای عقب ماندگی شدید وبا علائمی مانند  میکروسفال ، گوشهای  پایینتر ازمحل طبیعی،شیار پلکی مایل،کوچکی غیر طبیعی فک اسفل ، گریه مشخص شبیه صدای گربه به علت ناهنجاری های حنجره ای

علاوه  بر عقب ماندگی شدید  ذهنی  ،  دچار نقایص قلبی مادزادی،گوشهای بزرگ و پایین قرارگرفته وخمیدگی انگشتان و دستها هستند

در اعلب موارد چانه آنان کوچک است و در آنان نارسایی کلیوی ، بهم چسبیدگی انگشتان و ناهنجاریهای  دستگاه  استخوان بندی  دیده می شود .

عقب ماندگی شدید ذهنی ، نقایص قلبی  مادرزادی،ناشنوایی،لب شکری،شکاف سقف دهان،نقایص چشمی نظیرکوچکی چشم ،نبودن چشم ،پل بینی پهن ،فاصله اندک بین چشم و ابرو، گوشهای پایین و انگشتان اضافی ازویژگیهای این سندرم است .

 

            سندرم کلاین فلتر

در کاریوتایپ   کروموزومی  این افراد،جفت کروموزوم جنسی  xy  به  صورت سه  تایی xxy   دیده می شود .  تعداد  کروموزوم های آنان 4 عدد می باشد و کروموزوم اضافی نیز کروموزوم جنسی X است.

این  سندرم  خیلی  نادر  است  و تنها 1 درصد عقب مانده ها را در بر می گیرد . احتمالا“ بین 700 تا 750 زایمان  پسر زنده  یک نفر ممکن است مبتلا به این سندرم باشد.

وزن آنان هنگام تولد کمتر از 5/2کیلوگرم است و تمایلات جنسی در این افراد یا وجود ندارد یا خیلی کم است وازنظر جنسی عقیم هستند .

 

 

از نظر هوشی ،هوشبهر کلامی آنان کمتر از حد  طبیعی  است در حالی که هوشبهر عملی آنان طبیعی به نظرمی رسد.

اکثرا“ هوشبهر عادی  یا اندکی  پایینتر از طبیعی دارند .از نظر سازگاری  به  علت اشکال  در روابط اجتماعی و جنسی دچار اختلالهای  شدید  روانی  از  نوع   تضاد،  احساس حقارت ، اعتیاد  و بزهکاری می شوند.

گاهی مبتلایان به این سندرم 4 کروموزوم جنسی دارند  که  ممکن  است  در این  حالت  (xxxy) اعضای تناسلی هردوجنس در فرد دیده می شود

این افراد دارای سابقه جنایی ، تجاوزهای جنسی و آتش سوزی  بوده  و اغلب  از  نظر اجتماعی نامناسب و مستعد ترک تحصیل هستند.

دارای قدی بلند ، باریک،پشت خمیده ،دارای بیضه ها و  آلت تناسلی  کوچک و آتروفی شده و بچه گانه حتی در زمان بلوغ هستند . همچنین دارای پستانهای بزرگ بوده و  موهای  صورت آنان رشدی ندارد و صدایشان مردانه نیست .

درمان

درمان  جایگزینی با تستوسترون موجب رشد مطلوب خصوصیات جنسی  ثانوی ، از جمله رشد بیشتر مو، بزرگ شدن آلت تناسلی و کلفت شدن صدا می شود .

مبتلایان به این سندرم  که  اغلب  قیافه ای کاملا“ زنانه  دارند ، با  نمودارکرموزومی X0مشخص می شوند .بیماری خاص زنان است و کاریوتایپ X0=45می باشد از این رو در این افراد تخمدان دیده نمی شود .

کاریوتایپ X0ممکن است در نتیجه از  دست دادن دومین  کروموزوم  جنسی  در اولین  میتوزی تخم بارورشده یا دراولین تقسیم میوزی دریکی ازوالدین باشد.

حدود 95تا99 درصد جنینهای مبتلا به سندرم ترنر بعد از تولد قادر به ادامه زندگی نیستند.

شیوع – فروانی این سندرم در ابتدای تولد 1نفر در 2500 در مواردی 1 نفردر 3000 زایمان برآورد کرده اند .

 

 

دارای گردنی کوتاه و پر گوشت ،قدی  کوتاه و کوچکتر از سن طبیعی و مبتلا به اختلالها و  ناهنجاریهای  انگشتان ، انحراف  ساعد و اختلالهای شنوایی ،بیماریهای قلبی مادرزادی و کلیوی هستند .رشد تخمدانها ناقص و گاهی تخمدان دیده نمی شود و اکثرا“عقیم هستند.

درمان دوره ای با هورمونهای زنانه  می تواند  فقدان رشد و تحول جنسی را بر طرف  سازد  با وجود این درمانها آنها عقیم می مانند .

سندرم xyy

نتایج   مطالعه   روی   مردانی   که  در  ندامتگاهها ، اقامتگاههای اجباری  و بیمارستانهای  روانی  به   سر    می بردند نشان می دهد که حدود  3درصد آنان دارای ترکیب کروموزومی جنسی xyyهستند .

یک نفر در 800 نفر می باشد .

اندازه قد 20درصد این افراد بلندتر از 180 سانتیمتر است وازنظرهوشی معدل هوشبهر آنان حدود 10 نمره کمتراز میانگین جمعیت می باشد.

تمایلات خشونت آمیز و رفتارهای تهاجمی و جنایی در این افراد بیشتر از مردان طبیعی است .

احتمال زندانی شدن آنان به  علت رفتارهای  خلاف قانون 6 برابر مردان عادی است .

علت

عدم تفکیک کروموزوم  yپدردر مراحل تقسیم سلولی است وانواع نادرترآن به صورت xyyو xxyyاست.

نمودار کروموزومی این افراد بر عکس سندرم ترنر حالت تریزومی یا 3 کروموزوم x  دارد .  این  افراد  دارای  ظاهری  کودکانه  با  میزان  قاعدگی کم ودچاردرجاتی ازعقب ماندگی ذهنی هستند .

در برخی مواقع آنان را فوق زن می نامند .

 

 

 

محل شکننده روی کروموزوم xمشخص می گردد و در5/0تا 1درهزارتولدهای مذ کر روی می دهد

فنوتیپ معرف این سندرم مشتمل  بر سروگوشهای بزرگ ،صورت بلندو باریک و قدکوتاه می باشد . سطح  هوشی  متوسط  تا  عقب  ماندگی  شدید را برخوردارند .

بسیاری از کودکان مبتلا علائمی از بیش فعالی یا کمبود  توجه  و اختلالهای رشدی ویژه را دارند.

اختلالهای مربوط به ژن غالب و مغلوب

تصلب توبروز

اسکلروزتوبروزیا اپی لوئیا درسال 1880 توسط بورنویل توصیف شد. بیماری ازطریق ژن غالب منتقل می شود .

علایم بیماری

عقب ماند گی ذهنی

خالهای شیر قهوه ای در پوست

حملات تشنجی به صورت حملات صرعی در 80 درصد مبتلایان

پیدایش غده های چربی در صورت

تومورهای کلیوی، فیبروز ریوی و غده های مغزی و چشم 

علایم این بیماری  عبارتند از لکه های  قهوه ای رنگ  روشن  بر روی  پوست ، شیر  کاکائویی بودن رنگ جوشها ووجود تومورهایی  بر روی اعصاب وزیرپوست .

عقب ماندگی ذهنی وتشنج صرعی در 10 درصد موارد این بیماری به چشم می خورد که احتمالا“ ناشی از وجود تومور در درون مغز است .

علت بیماری اختلال در عمل هیپوتالاموس به علت وجود ژن مغلوب است .

علایم

ضعف قوای روانی و عقب ماندگی ذهنی

ضعف بینایی به علت ورم رنگ دانه ای شبکیه چشم

چند انگشتی

چاقی بیش از حد

کمی رشد اعضای تناسلی

 


 

نوشته شده توسط نيايش در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 7:8 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


سبب شناسی عقب ماندگی ذهنی (اختلالهای متابولیک و غدد داخلی )

       سبب شناسی عقب ماندگی ذهنی  (اختلالهای متابولیک و غدد داخلی )

 

 

حدود 4 تا 5 درصد نارساییهای رشدهوش زاییده  اختلالهای   کروموزومی  و  ارثی متابولیسم  بدن  است.  تراکم  بیش  از حد     بعضی   از مواد  شیمیایی  در بدن  باعث      ضایعه های گوناگونی در سلسله  اعصاب مرکزی شده و بیماری های   متعد دی  را    پدید می آورد.

خذف این مواد از رژیم غذایی تنها راه پیشگیری از بروز بیماری یا شدت  آن خواهد بود .

اکثراین بیماری هاازراه کروموزومهای معمولی و ژن مغلوب منتقل می شوند .

یک اختلال سوخت و سازی مواد پروتئینی بوده که درسال 1934 توسط فولینگ کشف شد

فنیل کتونوری به صورت یک صفت مندلی ازراه ژن مغلوب وکروموزومهای معمولی از پدر و مادر به کودک منتقل می گردد  و عقب ماندگی اورا سبب می شود .

ارثی بودن این اختلال توسط   یک صفت اتوزوم مغلوب با  نشانه فنیل آلانین وخطای متابولیسم در ناتوانی اکسید کردن فنیل الانین به تیروزن در سال 1947 اثبات شد .

           علت

نقص متابولیک اساسی در فنیل کتونوری ، ناتوانی تبدیل آلانین ،یک اسید امینه اساسی ،به پاراتیروزین،در نتیجه فقدان یاغیر فعال بودن آنزیم  کبدی فنیل آلانین هیدروکسیلاز است که کاتا لیزور این تبدیل است .

 

ضایعه اصلی در کبد اشخاص مبتلا به فنیل کتونوری می باشد . در کبد ، نقص آنزیمی رخ می دهد.ازاین رو درمورد  مغز افراد، اثر کلی عبارت است از کنش یک مکانیزم سمی مانند مسمومیتهای دیگر.

شیوع آن تقریبا“1 نفر در 10 تا 15  هزار بچه های زنده متولد شده است.حدود 5/6در هزار تا 1 درصد کودکان عقب مانده ذهنی را مبتلایان به پی.کی.یو تشکیل می دهند.

در این بیماری فنیل آلانین به  صورت اسید فنیل استیک ،اسید فنیل لاکتیک واسید  فنیل پیروویک  یا ادرار آنان  دفع  می شود . با آزمایش کلرورفریک می شود به وجود این بیماری پی برد.

اخیرا“ با کاغذهای مخصوصی به  نام فنیستیکس و زدن آن به لباس آلوده  به ادرارکودک می توان به وجود بیماری پی برد .این آزمایش  معمولا“ از هفته چهارم تا ششم به بعد انجام می شود .

در حال حاضر یک  آزمون   پالایش  قابل  اعتمادتر به کار گرفته می شود که به آزمایش  مهارگاتری   موسوم است و با آن  می توان فنبل آلانین خون را در هفته اول مشخص کرد .

عوارض و ویزگیها

ظاهر – کودکان مبتلا از لحاظ رشد عمومی و جسمانی اختلال عمده ای ندارند و تقریبا“ همه آنها موهای بور و روشن ،چشمان آبی روشن،پوستی لطیف وحساس دارند

ویژگیهای رفتاری – معمولا“ بیماران پر جنب و جوش ،  فعال و مخرب  هستند و دارای حرکات عجیب و غریب هستند بیش فعالی و بی حوصلگی و  بد اخلاقی غیر قابل کنترل در آنها دیده می شود .

سر – کوچکتر از حد  طبیعی و در  نیمی از آنها همرا ه  با میکروسفالی است .

قد وقامت – معمولا“ در این افراد خمیده است .

دندان – دندانهای ثنایا از هم فاصله  دارند و مینای دندان از رشد لازم برخوردار نیست .

اعصاب – سیستم اعصاب مرکزی آسیب دیده است .

تکلم – دشواری در تکلم دارند و حدود دو سوم آنان قادر به صحبت نیستند .

صرع – حملات صرعی و در حدود 80 درصد شایع است .

را ه رفتن – حدود یک سوم قادر به راه رفتن هستند .

هوش – هوشبهر این افراد معمولا“ بین 50 تا 70 است .

به نظر ناکس تقریبا“ همه ناهنجاریهای عمده بیوشیمیایی  در پی.کی.یو با   رعایت  رژیم  غذایی فنیل آلانین کنترل شده وازبین میروند بهترین  نتایج  با تشخیص به موقع و شروع درمان  با  رژیم  قبل از این که کودک به 5 ماهگی برسد به دست می آید.

عقیده بر این است که درمان باید تا سنین 6 تا 7 سالگی ادامه یابد که رشد مغز کامل شود و به حداکثر برسد.

وضعیت والدین

والدین  بیماران  اکثرا“ سالم هستند و فقط ژن بیماری  را به طور هتروزیگوت دارند که با اجرای  آزمایش  تحمل  فنیل آلانین  می توان آنها را شناسایی کرد .

 

                                                فنیل آلانین در مواد غذایی

مقداراین ماده در شیرگاو بیشتراز فنیل آلانین شیر مادر است . گوشت و تخم مرغ و ماهی  به  مقدار زیاد ولی انواع سبزی و میوه به مقدار کم از این ماده را دارند .

گالاکتوزومی

این بیماری ، یک  بیماری  ارثی  مربوط به متابولیسم مواد   قندی  بوده  که   توسط  ژن  مغلوب  و  از راه کروموزومهای معمولی منتقل می شود .

علت پیدایش ،فقدان یا نارسایی  شدید آنزیمی است که در حال  طبیعی در کبد و  گلبولهای سرخ حون وجود دارد و در بدن گالاکتوز را تبدیل و قابل  جذب می سازد . آنزیم  مربوط فسفو گالاکتوز نام دارد .

لاکتوز یعنی  قند  اولیه  شیر  به  دو عنصر گالاکتوز و گلوکز تقسیم می شود .

 

                                                                 

 

  تشخیص

تشخیص بیماری حتی قبل از تولد از راه آزمایش مایع آمنیوتیک و موقع زایمان از راه آزمایش خون بند ناف امکان پذیر است .

عوارض

در نوزاد ضعف عمومی شدید وپیشرونده پیدا می شود کبد و طحال بزرگتر از حد طبیعی می شود . عضلات  کودک  تحلیل می روند ، پوست بدن متورم می شود و لکه های   خونریزی   در  زیر  جلد   پیدا  می شود .

در مواردی که نارسایی این آنزیم خیلی  شدید نباشد ممکن است کودک به زندگی ادامه  دهد که دراین صورت عقب ماندگی ذهنی تدریجی همراه با نارسایی دایمی کبدی ، کم  بودن  قند خون ،تاخیردررشدعمومی وآب مرواریدایجاد می شود .

براثراختلال چند ماده از مواد قندی این سندرم ایجاد می شود . این سندرم از راه ارث و  ژن مغلوب  و  کروموزومهای  معمولی انتقال می یابد . علت  بیماری  نارسایی  یا فقدان آنزیمی است  که  مواد  پلی ساکارید  را سوزانده و به مصرف می رساند .

کودکان مبتلا دارای قدی کوتاه ودرآنان کری تیرگی قرنیه ، فاصله زیاد بین دندانها ،گردن کوتاه وتورم شکم  که معلول بزرگ شدن کبد و طحال و 000 می باشد دیده می شود .

این  بیماران   قبلا“  به   عنوان  گارگویلیسم توصیف می کردند.

ناراحتی ممکن است بلافاصله بعد  از تولد، دیرترو بعد  از سالهای  دوم و سوم  شروع شود

تجمع بیش از حد گلیکوژن و چربی  در کبد باعث بزرگی آن شده وطحال و ریه وانساج داخل  شکم  به  علت  تجمع  مواد موکوپلی ساکارید بزرگتراز طبیعی می شوند.

 

 

 

بیماری درمان قطعی ندارد. تزریق  پلاسما تنها اقدام درمانی  است  و دلیل تاثیر آن نیز به این علت  است که پلاسما مقداری آنزیم دارد که موجب کاهش ترشح اسید موکوپولی ساکارید می شود .

سندرم هانتر

این بیماری یک خصوصیت بسته به Xاست .  ویژگی های نوعی این سندرم شامل  چهره  ناودانی ،سختی مفاصل ، کوتاه  قدی و بزرگی کبد و طحال است .

کودکان هورلر به  نظر مهربان  و با  محبت آمده و برخی اوقات آرام و خونسرد ند . کودکان  هانتر از نظرخصوصیات رفتاری،      بیقرار و سخت کنترل هستند .

درمان

تشخیص سریع وتجویزآنزیم ناقص می تواند در بهبود فرد موثر افتد .

هر گاه آنزیمی که باعث تجزیه چربیها می شود غیر فعال شده یا  وجود  نداشته  باشد  مقادیر  زیادی  از چربیها در سلولهای عصبی مغز باعث نارسایی رشد هوشی کودک می شود .

بیماری را زوال سلولهای مغزی و ماکولای چشم نام نهاده اند .

 علت

این  بیماری  به  عنوان  یک اختلال ارثی ناشی از اختلال ژن مغلوب اتوزوم است و موجب اختلال در سوخت و ساز چربیها می شود .

آنزیم این بیماری ان-استیل هگزوسامینیداس است  که  نقص آن را می توان  نه  تنها  در سلولهای مغز،شبکیه،کبد،فیبروبلاست پوست ومایع مربوط به مشیمیه جنین مورد بررسی قرار داد بلکه این نقص در نمونه های  مایع خون نیز قابل تشخیص است .

اکنون با روش  آمنیوسنتسیس می توان  ابتلا جنین را قبل از تولد تشخیص و  به حاملگی  خاتمه داد .

 

 

انواع

از نظر بالینی بیماری در انواع نوزادی ، کودکی ، وقبل ازنوجوانی دیده می شود .عده ای نوع چهارم یا جوانی را برای این بیماری ذکرکرده اند .

در نوع نوزادی ،کودک با بیحالی، عدم توجه به اطرافیان،بی علاقگی،از دست دادن یاازیاد بردن آنچه در این مدت یاد گرفته  و عدم  پیشرفت   تدریجی  رشد جسمی و هوشی منجر می شود .

در  نوع  کودکی ، با توقف رشد  روانی جسمانی شروع شده و به کوری تدریجی بر اثرآتروفی عصب بینایی وازبین رفتن سلولهای ماکولای چشم و دیگر اختلالات مشخص می شود .

در نوع نوجوانی تقریبا“ اولین علامت ،کوری تدریجی وپیشرونده ای است که بر اثر آتروفی عصب بینایی و رسوب مواد رنگ دانه ای در ته چشم روی شبکیه در ناحیه ماکولا به وجود می آید.

درنوع جوانی سن بیمار بندرت ممکن است به 25سال برسد واغلب قبل ازاین سن بیمار فوت می کند .

 

           هیستیدینمیا

در کودکان مبتلا به این بیماری ، به علت توقف سوخت و ساز هیستیدین ،سطح ان درخون و ادرارافزایش می یابد .

عوارض بیماری عقب ماندگی ذهنی،الگوهای نابهنجار تکلم یا عقب ماندگی دررشد وتکامل زبان است .

شیوع

فراوانی این اختلال 1نفر در 20 هزار نفر جمعیت است .

درمان

برای خردسالان مبتلا ،یک رژیم غذایی که حاوی مقدار کمی هیستیدین است اجرا می شود

 

 

کرتینیسم نوعی عقب ماندگی ذهنی است  که به علت فقدان تیروکسین یا  ترشح خیلی  کم تیروکسین از غده تیرویید در دوران  زندگی داخل رحمی برای نوزاد پدید می آید وممکن است غده تیرویید درجنین تشکیل نشود .

به علت نبودن تیروکسین یا نارسایی آن در سوخت و ساز چربیها و مواد سفیده ای در عصبهای  کرتکسی  و فرایندهای  سلولی اشکال ایجاد می شود .

کم کاری  تیرویید یا هیپوتیروئیدیسم بومی  نیز شکلی از بیماری  مادرزادی است که ناشی ازتغییرات محیطی می باشد .

سن ظهورعلایم در کرتینیسم به میزان آسیب وارده بر تولید هورمون بستگی دارد .

گردن کوتاه و پهن ، سینه کوچک ،شکم بزرگ و مدور،لبها کلفت،دستها و اعضای تناسلی مبتلا به اگزما،صدا گرگرفته و گریه خشن،درجه حرارت کمتر از طبیعی و تعداد ضربان کم از علائم این بیماری است .

1-نوع کرتین – با هوشبهر بین 25 تا 50

2- نوع کرتینو – با هوشبهر بین 50 تا 70

3- نوع کرتینویید – با هوشبهر بین 70 تا 80

تشخیص

مقدار جذب ید با آزمایش T3 و T4انجام می گیرد مقدار پروتین و ید در خون با  آزمایش  پی.بی.آی اندازه گیری می شود که مقدار آن کم می باشد.

درمان مبتلایان با عصاره تیرویید انجام می شود که باید هر چه زودتر انجام گیرد  ولی اگر بیمار بزرگتر  بشود  کم کم  تاثیر دارو کاهش می یابد .به طوری که در سنین  بالا دارو اثری در رشد هوشی ندارد .

 

             کم کاری غده پاراتیروئید

نقص درعمل هورمون پاراتیرویید (پاراتومورن) به هر علتی  می تواند  به   ضایعاتی  در سیستم  عصبی مرکزی و پیرامونی منجر شود.

 رایجترین علایم بیماری

قامت کوتاه ، چهره گرد ، تشنج  و تتانی ناشی از هیپوکلیسمی، تحجرمغزی،آب مرواریدچشم،رفتار روان پریشی ، عقب ماندگی ذهنی شدید و 000 می باشد .

 

                                                  تشخیص

تشخیص بیماری با علائم بالینی وآزمایش خون که مقدار فسفر خون افزایش یافته وازمقدار کلسیم خون کاسته شده است  مشخص  می شود . با  علامت  تروسو،  ویس ، شوستک ، می توان بیماری را شناسایی کرد .

درمان

در درمان به فرد کلسیم تزریق می شودوویتامین Dکافی به اوداده می شود تزریق هورمون زمانی انجام می شود که غده پاراتیرویید اصلا“ فعالیتی نداشته باشد .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 7:7 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت


سبب شناسی عقب ماندگی ذهنی اتفاقات دوران بارداری و زایمان

                      سبب شناسی عقب ماندگی ذهنی

                       اتفاقات دوران بارداری و زایمان

 

مطالعات نشان داده است که بین 6 تا 10 درصد ضایعات مغزی و درنتیجه عقب ماندگی ذهنی با وجود  پیشرفتهای علم پزشکی در هنگام زایمان رخ می دهد .

تولد زودرس

تولد زودرس یکی ازعوامل مساعد عقب ماندگی ذهنی است .

 

گاهی  ضایعات  مغزی وعقب ماندگی بر نوزاد عارض  می گردد  نارسایی   رشد هوشی  در  زایمانهای زود رس و قبل از موعد بیشتراست زیراهنوزسلسله اعصاب مرکزی کودک رشد کافی ندارد و کودک به دلیل  حساس بودن  طعمه  خوبی برای میکروبها است .

بعضی از امراض مادری (مرض قند،بیماری کلیوی) و ناهنجاری دهانه رحم   موجب  تولد زودرس نوزاد می گردند

تولد نارس

برخی از نوزادان هنگام تولد در حدود 5/2کیلو گرم یا کمتروزن دارند .این کودکان ممکن است دوره 9 ماهه جنینی را در رحم مادر طی کرده باشنداما با توجه به وزن کمی که دارند  بعنوان اطفال نارس تلقی می گردند .

به نظر سچر و دیگران نوزادانی که در طی دوران حاملگی رشد  ضعیفی دارند، به طور غیر عادی احتمال دارد در هنگام  تولد دچار مشکلاتی می شوند . چنین  حوادثی  احیانا“ موجب  برخی موارد  عقب ماندگی ذهنی  و اختلالهای  یادگیری یا بیقراری می شود . از میان خطرهای  بالقوه در این زمان می توان از نارسی، نرسیدن اکسیژن به سلولهای مغز و یرقان را نام برد.

گاهی به واسطه طول مدت زایمان و پیدایش شرایط نامساعد برای  جنین ، فشارهای غیر طبیعی بر نوزاد وارد می شود و  به اختلال ذهنی او منجر می گردد .

علل زایمانهای طولانی

عدم تناسب بین جمجمه کودک و لگن  مادر

مغز جنین به علت به تاخیر افتادن زایمان در حین عبور از لگن و مجرای زایمان ، صدمه دیده و ضایعات  تولید شده به عقب ماندگی ذهنی  و سایر  اختلالهای  روانی منجر می شود .

 

 

در برخی مواقع  استفاده از وسایل  فیزیکی و مکانیکی نظیرفورسپس اگربا دقت لازم همراه نباشد برجمجمه ومغزنوزاد فشاروارد میسازد و عوارض گوناگونی همچون نارسایی  ذهنی و اختلالهای حسی و حرکتی را سبب می شود

از بیماریهایی که بر اثر ضربه های  زایمانی یا  نقص  رشد  جنین  به  علل مختلف   اتفاق     می افتد  یکی  فلج  مغزی  است  که اکثرا“با نارسایی رشد هوشی و فلجهای گوناگون  مثل فلج دوپا یا نیمه بدن یا چهار دست وپا یا حتی فلج اعصاب و عضلات چشم همراه است. 

بیماری  صرع  و سایر اختلالهای تشنجی کودکان یکی دیگر از بیماریهایی است که احتمالا“براثرضربه های زایمانی به وجود می آید .

معمولا“ براثر فشار زیاد یا طولانی ناحیه سر صدمه دیده و گاهی نوزاد دچار بیحال و خفگی می شود

از نخستین مرحله تولد  که  آغاز سازگاری فیزیولوژیکی و بیولوژیکی با  محیط  است کودک از فعالیت لازم باز می ماند و هوای کافی ولازم به سلولهای اونمی رسد و همین وقفه  موجب  نقصان  رشد عمومی و عقب ماندگی ذهنی کودک می گردد .

محرومیت از اکسیزن ممکن است از طریق وقفه در تدارک  گردش  خون  در جفت یا فقدان تنفس خود به خودی رخ دهد

سندرم بیقراری ،  تحریک پذیری  و عدم تمرکز حواس و دقت به  عنوان  نشانه  آسیب مغزی در کودکان  جوانی  است  که تنها تعدادی از آنها به هیپوکسیا دچار شده بودند .

پرتو نگاری یا اثرات اشعه ایکس

در چند ماهه  اول  آبستنی ، پرتو نگاری انبوه  اغلب  موجب  پایان  دادن   به حاملگی  شده  یا  باعث  ابتلا نوزاد به عوارض جدی دیگر می شود.

مادرانی که در سه ماه اول حاملگی به عفونتهای شدید مبتلا می شوند با خطر فزاینده  سقط  جنین  یا  نقایص   جدی نوزادشان روبرو می شوند .

 

 

ویروسهایی که  به  جنین   می رسند  شامل ویروسهایی  است    که   موجب  سرخک،  سرخجه،آبله مرغان،آبله،آبله گاوی ، التهاب ماده خاکستری نخاع،التهاب کبد،التهاب مخ، اوریون می شوند.

از بین این ویروسها،سرخجه، سیتومگالوس تبخال موجب نقایص جنین می شوند.

بیماری سرحجه مزمن است و ویروس آن می تواند  طی  یک  دوره طولانی یعد از تولد ،حتی اگر کودک علیه آن پادتن تولید کند، درسلولهای نوزاد پرورش یابد. ویروس سرخجه موجب تخریب بر خی از سلولهای بافتها شده ونرخ رشد را در دیگر سلولها تغییر می دهد .

همچنین ممکن است  در کار  تدارک  خون برای رشد بافتهای جنین مداخله کند و باعث نقص دایمی رشد،بیماری قلبی،میکروسفالی، کری ، آب مروارید ، آب سیاه چشم و دیگر مشکلات مربوط به چشم گردد .

این بیماری یکی از علتهای مرگهای جنینی و عقب ماندگی  در گذشته های  نه چندان  دور بوده است .

عوارض سیفلیس به صورت سقط جنین ، مرده به دنیا آمدن نوزاد ، عقب ماندگی ذهنی ،کوری ،کری،التهاب استخوانها و اندامهای داخلی دیده می شود .

معالجه مناسب مادر قبل از هفته هجدهم حاملگی ، جنین را در مقابل عفونت مصون می سازد .

در صورت ابتلا مادر ، درمان شدید آنتی بیوتیک آغاز می شود .

تاکسو پلاسموسیس

یک  بیماری  عفونی  مربوط  به یک جانور تک سلولی اس

جنین به این بیماری از طریق تورم پوشش مشیمیه چشم وشبکیه آن ، آهکی شدن مغز ، هیدروسفالی، میکروسفالی ،آشفتگیهای روانی-حرکتی ، صرع، مشکلات تغذیه ،افزایش ناگهانی  درجه حرارت و افزایش  تنوس  عضلانی  بروز می یابد ،  بسیار حساس است.

حدود 85 درصد کسانی که زنده می مانند دارای عقب ماندگی ذهنی می باشند .

 

این ویروس به وسیله یک مادر سالم به جنین منتقل می شود وگاه باعث عقب ماندگی ذهنی هیدروسفال ، میکروفتالیما ،تشنجات  صرعی آنسفالی،کوری،بزرگی کبد وطحال و تغییرات خونی  همراه  با  پلاکت پایین خون و تخریب سلولهای قرمز آن می گردد.

ممکن است ویروس از طریق انتشار عفونت در نواحی مختلف  از جمله مغز موجب مرگ جنین یا نوزاد شود .

هر چند این ویروس می تواند از طریق جفت به جنین  منتقل  شود  اما  بیشترین  گسترش آن در دوره  بارداری  و وضع حمل معمولا“از طریق تماس مستقیم با دستگاه تناسلی است

داروهای متعددی توسط زنان حامله مصرف می شود  که از مشهور ترین  آنها می توان  آسپرین آنتی هیستامین،آرام بخش،ضد استفراغ،ملین،ضد احتناق بینی را نام برد .

مصرف  داروهای  رایج   نظیر  مپروبامات و کلردیازپوکسید که  برای کنترل و اضطراب به کار می روند ممکن است بسیار خطرناک باشند .

رشد وتکامل ذهنی و فیزیکی این کودکان در دوره بعد از تولد و دوره دورن رحمی کند بوده و موارد میکروسفالی ،چشمان مورب وبدسازیهای کاردیاک و اندامی متغیر  در بین آنان مشاهده می شود . در هنگام تولد ، میزان نقص در رشد قد ،  شدیدتر از نقص وزن است .

نیکوتین یا ماده  سمی  سیگار روی  جنین تاثیر می گذارد . هنگامی که مادر حامله ، سیگار می کشد حرکات قلب جنین به علت کم  شدن  اکسیژن   خون  تشدید  می شود  و بر قلب آن فشار وارد می گردد.

زنان سیگاری تقریبا“ همیشه بچه های  خود را زودتر از موعد به دنیا می آورند و عقب ماندگی ذهنی در نوزادانی که زودتر به دنیا می آیند بیشتر است .

استفاده از  دخانیات  در دوران بارداری به کم  شدن  وزن نوزاد و گاهی سقط آن منجر می شود .

 

 

گاهی اضطراب،عصبانیت و هیجانهای شدید و ناگهانی و پیوسته مادر در دوران بارداری باعث  ایجاد  تغییرات  و احتمالا“ اختلالهایی در کنش  غدد  داخلی مادر می شود و اثرات نامطلوبی روی جنین می گذارد .

به طور کلی هیجانهای دایمی و مستمرکه غالبا“ با تشویش و نگرانی و نارا حتیهای خانوادگی  و محیطی  همراه هستند باعث بروز نارساییهایی در جنین  شده و گاه به عقب ماندگی ذهنی منجر می گردند .

آزمایشهای حیوانی نشان می دهد که  تجارب مولد،اضطراب در دوره آبستنی، ممکن است برضربان قلب،سطح فعالیت،کم وزنی و رشد و تکامل حرکتی جنین اثر کند.

واکنش هیجانی مادردرهنگام زایمان نیز سبب جلوگیری از تولد به موقع نوزاد شده و بر آن فشار وارد می سازد .

درانسان سوء تغذیه شدید مادربه هنگام آبستنی به کم وزنی نوزاد دروقت  تولد  منتهی میشود اما  کاهش  وزن جزیی است . بدیهی است که سوءتغذیه  قبل  از تولد  به کاهش تعداد سلول در جفت انسان منجر می شود .

نوزادانی  که از طریق  جفتهای  نارسا تغذیه می شوند ،ممکن است رشد درون رحمی ناقص داشته باشند، بنابراین حتی بعد از طی دوران  معمولی  حاملگی به کم وزنی مبتلا می شوند .

گاهی  در کار جفت  نارسایی  وجود دارد وهمین نارسایی  موجب  می شود  نوزاد  دچار کم خونی گردد وسلولهای مغزی اوآسیب ببیند.

از دیگرموارد مشکل زا، خونریزی شدید داخلی، تاثیر بیهوشی عمومی برای زایمان،پیچیدگی ناف به دورگردن نوزاد،بزرگی غیرعادی نوزاد و کم حرکتی نوزاد می باشد.

در مواردی  که جنین دارای ارهاش مثبت و مادر دارای ارهاش منفی است مشکل برای جنین ایجاد می شود  ممکن است مادر علیه سلولهای خون با ارهاش مثبت ، از طریق  انتقال  خون  با ارهاش مثبت و یا در صورتی  که  خون  جنین با ارهاش مثبت به سیستم گردش خون او برسد.حساس گردد که  اغلب  به  هنگام  درد  زایمان  یا وضع حمل چنین می شود .

اگر پاسخ عدم حساسیت و مصونیت کافی ایجاد  شود مادر ناقل پادتنهایی علیه سلولهای خون ارهاش  مثبت می گردد.

اگرمادری قبلا“ حساس نشده باشد ،خطری کودک اول را تهدید نمی کند.

ورود پادتن های مادری در خون جنین موجب تخریب سلولهای قرمزارهاش مثبت می گرددونیزدراثرانباشت بیلی روبین  سلولهای قرمز  خون ، سبب افزایش بیلی روبین در خون می گردد .

اگر  پاسخ عدم  حساسیت و مصونیت  کافی ایجاد شود مادر ناقل پادتنهایی علیه سلولهای خون ارهاش مثبت می گردد. اگر پاسخ عدم حساسیت  و مصونیت  کافی ایجاد شود مادر ناقل پادتن هایی علیه  سلولهای خون ارهاش مثبت می گردد.

در تکنیکهای اولیه ،درمان در هنگام تولد یا حتی در جنین ،به وسیله انتقال خون از یکی به دیگری انجام می گرفت .

درحال حاضر،می توان از حساس شدن مادر اجتناب کرد.

این امر توسط تجویز پادتنهایی علیه عامل ارهاش به یک مادرارهاش منفی به هنگام به دنیاآمدن اولین فرزندیکه دارای ارهاش مثبت  است  انجام می گیرد و بدین وسیله یک مصون سازی منفعل ایجاد می گردد.

اختلال فشار خون در سه ماهه آخر آبستنی در 6تا7درصد تمام آبستنیها رخ می دهد و در آمریکا  موجب 20  درصد  ازمرگهای مادری می شود و هنگامی که با خونریزی  وعفونت   همراه   شود   مسئول  بیش  از 50درصد ازمرگ ومیرهای مادری است .

در اثر این اختلال ، جنین به طور مکرر از بین می رود .

پیش از تهیه انسولین  معمولا“زنان مبتلا به  دیابت  قندی   برای   حاملگی  بسیار ضعیف  بودند  و تنها عده  قلیلی   آبستن می شدند.

 

یک چهارم این مادران نیز می مردند و حدود نیمی از جنین ها و نوزادان از بین  می رفتند حتی با کنترل دیابت  آبستنی  برای مادر و به ویژه  برای  کودک  همراه  با ریسک  بالایی است .

کنترل  دقیق  زنان  مبتلا  به  دیابت  به طور امیدوار کننده ای موجب  بهبود مادر و فرزند می شود .

 


 

نوشته شده توسط نيايش در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 7:5 بعد از ظهر موضوع کودکان استثنایی | لینک ثابت